طریقه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد


اندیکاتور ذخیره ریسک (Reserve Risk) یک اندیکاتور چرخه‌ای است، که تعادل ریسک به ریوارد را به نسبت اطمینان و اعتقاد سرمایه‌گذاران بلندمدت به آن دارایی نشان می‌دهد.

طریقه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد

بهترین روش برای محاسبه سود معاملات

شایسته ترین طریق برای حساب و کتاب نتیجه معاملات , حساب و کتاب نسبت ریسک به ریوارد

اکثر داد و ستد گران و فعالین بازار فارکس از درصد بازدهی , پیپ یا این که فیض دلاری برای تحلیل تلاش معاملات

خویش به کارگیری می کنند . به صورت نمونه احتمالا معامله‌گری داعیه نماید که معاملات وی در یک هفته ۱۰۰

پیپ و یا این که ۲۰۰ دلار و یا این که ۳۰ درصد بازدهی داشته داشت .

احتمالا چنین ادعاهایی برای جذب سرمایه‌گذار مطلوب باشد ,

ولی چنانچه شما پیرو تبدیل شدن به یک داد و ستد گر حرفه‌ای و چیره میباشید ,

سفارش ما این است که از نسبت ریسک به ریوارد برای آنالیز همت معاملاتی خویش به کار گیری فرمایید .

درین شیوه سؤال حیاتی این است که شما با یک دلار ریسک کردن , یک‌سری دلار فیض کسب کرده‌اید؟

عمده داد و ستد گران با نسبت ریسک به ریوارد آشنا میباشند . حساب و کتاب نسبت ریسک به ریوارد خیلی بی آلایش است .

فقط کافی است نتیجه به‌دست‌آمده را بر اندازه ریسک داد و ستد تقسیم فرمائید .

معمولاً این نسبت را با صحبت انگلیسی R نشان می دهند .

زمانی شما با سیگنالی مثل پین توشه وارد بازار می شوید ,

ریسک خرید و فروش شما به عبارتی حد ضرروزیان خرید و فروش است که در پایین یا این که بالای پین توشه قرار میگیرد .

فیض یا این که ریوارد داد و ستد نیز محل مسدود شدن خرید و فروش در محدوده سوددهی است .

به صورت نمونه شما با پین باری وارد خرید و فروش خرید میشوید ,

ریسک شما میزان حد ضرروزیان ( پیپ یا این که دلار ) و ریوارد نیز حد نتیجه خرید و فروش است که گشوده می تواند با پیپ

یا این که دلار حساب و کتاب شود . از آنجایی که R یک نسبت است , واحدی ندارد .

بهترین روش برای محاسبه سود معاملات

فرض فرمایید در معامله‌ای شما ۵۰ پیپ نتیجه کرده‌اید , درحالی‌که حد زیان شما برای داد و ستد صرفا ۲۵ پیپ بوده است .

در صورتی‌که ۵۰ را تقسیم بر ۲۵ پیپ نمایید , R برابر ۲ خواهد بود . یعنی شما به ازای هر دلاری که ریسک میکنید ,

دو دلار نتیجه میکنید . البته چک کارایی معاملات به‌این نحوه چه مزیتی دارد؟

برای معامله‌گرانی که در هم اکنون فراگرفتن رشته فارکس می‌باشند ,

اندازه پیپ یا این که بازدهی معاملات نمی‌تواند ترازو قابل قبولی باشد . در واقع در حالتی که معامله‌گری به تامل فیض باشد ,

یعنی وارد بازار فعالیت شده و دیگر نیازی به فراگرفتن و تمرین ندارد .

یا این که ممکن است شما در بخش اعظم معاملات با ضرر و زیان از بازار بیرون شده‌اید ,

البته در پایانی داد و ستد خویش با نتیجه تقریبا متعددی داد و ستد را بسته‌اید .

در صورتیکه مقدار نتیجه پایانی اکانت را ملاک قرار دهید , احتمال دارد بازدهی شما ۳۰ درصد و یا این که مثلاً ۱۰۰ پیپ بوده باشد .

البته آیا چنین تحلیل از سعی معاملاتی عمل صدق است؟

داد و ستد گران تازه‌کار خوب تر است که در اولِ کار خویش بخش اعظم به نسبت ریسک به ریوارد معاملات دقت

نمایند تا نتیجه به‌دست‌آمده .

تغییرات R یا این که نسبت ریسک به ریوارد خرید و فروش گر در یک زمان وقتی میتواند تصویر بهتری از کارایی

معاملاتی اورا به اکران بگذارد . شما می توانید جدول ساده‌ای را برای معاملات خویش بسازید و دستکم ۲۰ خرید و

فروش انتها خویش را نظارت فرمایید . ممکن است در معامله‌ای نسبت ریسک به ریوارد شما ۲ و در داد و ستد دیگری ۳ باشد .

در معاملاتی که حد ضرروزیان فعال شده عدد یک را در درون پرانتز بگذارید .

در آخر کلیه معاملاتی که با نتیجه بسته شده‌اند را با نیز توده

نمائید و بر تعداد معاملاتی که با خسارت بسته شده‌اند تقسیم نمائید . عدد به‌دست‌آمده سعی کلی شما در بازار خواهد بود .

بهترین روش برای محاسبه سود معاملات

بهترین روش برای محاسبه سود معاملات

جدول ثبت نسبت ریسک به ریوارد

در نمونه بالا مجموع معاملاتی که با فیض بسته شده‌اند برابر ۳۳R و مجموع معاملاتی که با ضرر و زیان بسته شده‌اند برابر ۱۱R است .

اندیکاتور Reserve Risk چیست؟ نحوه محاسبه تعادل ریسک به ریوارد در سرمایه‌گذاری رمز ارزها🔹 سرمایه‌گذاران بلندمدت در بازار.

🔹

سرمایه‌گذاران بلندمدت در بازار رمز ارزها، علاوه‌ بر اینکه عمدتا در کسب سودهای چشمگیر اشتراک دارند، غالبا تصمیمات جمعی مشابهی را در بازه‌های زمانی مشخص می‌گیرند. اندیکاتور Reserve Risk یکی از شاخص‌های برجسته برای نمایش این تصمیمات جمعی و مشابه است.

🔹

اندیکاتور ذخیره ریسک (Reserve Risk) یک اندیکاتور چرخه‌ای است، که تعادل ریسک به ریوارد را به نسبت اطمینان و اعتقاد سرمایه‌گذاران بلندمدت به آن دارایی نشان می‌دهد.

به صورت تجربی، هنگامی که نسبت ذخیره ریسک کوچک‌تر از ۰.۰۰۲۶ باشد، به عنوان ناحیه Undervaluation شناخته می‌شود و هنگامی که نسبت ذخیره ریسک بزرگ‌تر از ۰.۰۲۰۰ باشد، به عنوان ناحیه Overvaluation شناخته می‌شود. این حالت تنها در زمان‌ رالی‌های صعودی با شیب‌ تند در بازار رخ می‌دهد.
مطالعه کامل در لینک زیر:

حد سود چیست و چه کاربردی در بازار سرمایه دارد؟

دو رکن اساسی در سرمایه گذاری و معامله کردن در بازار سرمایه تعیین نقطه ورود و نقطه خروج است. اینکه در کدام نقطه از بازار خارج شویم همیشه دغدغه ای بوده که همه سهام داران با آن سروکار دارند. در زمان ورود به معامله باید تعیین کنیم که به طور مثال سهمی که خریداری شده تا چه قیمتی رشد خواهد کرد و اصطلاحا یک هدف قیمتی برای سهم مشخص کنیم و در زمان رسیدن به آن، از آن سهم خارج شویم. در مقاله حد ضرر در بورس و سرمایه گذاری چیست و چه کاربردی دارد؟ با مفهوم حد ضرر آشنا شدیم. در این مقاله به معرفی و بررسی حد سود در بورس می پردازیم.طریقه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد

حد سود چیست؟

حد سود به محدوده ای از قیمت گفته می شود که معامله گر بر اساس تحلیلی که بر روی سهم انجام می دهد، آن محدوده را برای ذخیره سود و خروج از سهم مناسب پیش بینی می کند.

چرا تعیین حد سود مهم است؟

در تحلیل تکنیکال تعیین حد سود به اندازه حد ضرر مهم است. گاهی معامله گر به قدری درگیر تعیین نقطه ورود می‌شود که فراموش می‌کند کی باید از سهم خارج شود. در تعیین حد سود معامله گر بر اساس ابزاری که دارد نقطه‌ای که می‌خواهد از سهم خارج شود را تعیین می‌کند.

البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم زمانی که جو کلی بازار و سهم خوب است، می‌توانیم حد سود را ارتقا دهیم. برای مثال زمانی که قیمت 5000 تومان را برای خروج تعیین کردیم ولی شرایط بازار مناسب است، می‌توانیم این حد سود را بالاتر ببریم و به 5500 تومان ارتقا دهیم. در اصل به این عمل تعیین حد سود شناور گفته می‌شود.

گاهی معامله گر برای تعیین نقطه ورود تلاش زیادی می‎کند و فراموش می‌کند که باید برای نقطه خروج هم برنامه ریزی کند.

تعیین حد سود :

برای مثال یک معامله گر می‌گوید که سهم را در کف کانال صعودی می‌خرم و در سقف کانال می‌فروشم. خریدش تعیین نقطه ورود و فروشش تعیین نقطه خروج محسوب می‌شود. حال اگر شرایط بازار و سهم خوب بود، معامله گر هدف دومی را برای سهمش در نظر می‌گیرد و می‌گوید تا هدف دوم صبر می‌کنم و بعد از رسیدن به این نقطه سهم را می‌فروشم.

معامله گر در نهایت همان طور که برای خرید سهم برنامه ریزی می‌کند و نقطه ورود را تعیین می‌کند، برای خروج از سهم هم باید برنامه داشته باشد. معامله گر با تعیین محدوده حد سود، عملا نقطه خروج از سهم را تعیین می‌کند. نکته مهم دیگر در این ارتباط غلبه کردن به حس طمع است. وارن بافت می‌گوید ترس و طمع دو دشمن بزرگ معامله گر می‌باشد که برای موفقیت در بورس باید بتوان این دو حس را به خوبی شناخت و بر آن غلبه کرد. پس به عنوان یک معامله گر باید برای فروش سهم تان حتما برنامه داشته باشید. نمی‌توانید یک سهم را بخرید و بگویید “حالا هر وقت حس کردم زمان مناسبی بود می‌فروشمش”.

استفاده از نقطه ورود و خروج بسیار مهم است. نمی‌توان یک سهم را بدون برنامه و فقط به دلیل اینکه کانالی یا شخصی گفته در هر قیمتی بخریم و بفروشیم.

چگونه حد سود را تعیین کنیم؟

تعیین حد سود بستگی به استراتژی معاملاتی معامله گر دارد و نمی‌توان یک نسخه همگانی برای آن پیچید. اینکه خریدهایتان را بر اساس تحلیل تکنیکال انجام می‌دهید و یا بنیادی، تعیین نقطه خروج می‌تواند برای معامله گران متفاوت باشد.

به طور مثال در تحلیل بنیادی به این نتیجه می‌رسید که ارزش سهم شما 1000 ریال است؛ ولی قیمت حال حاضر بازار 700 ریال می‌باشد، پس حد سود خود را 1000 ریال قرار می‌دهید و هر وقت قیمت به این عدد رسید از معامله خارج می‌شوید و در تحلیل تکنیکال هم به طور مثال سقف کانالی که در محدوده قیمتی 1000 ریال است را حد سود خود قرار می‌دهید.

جدای از مشخص کردن حد سود بخش دیگری از معامله یعنی حد ضرر نیز بسیار مهم است. حد ضرر یک نوع احتیاط است که اگر بازار مطابق انتظار شما پیش نرفت، آن سهم را می‌فروشید و متحمل زیان بیشتر نمی‌شوید.

حد ضرر در بورس:

‌ هیچ قانون کلی برای تعیین حد ضرر وجود ندارد؛ اما برای تعیین این حد، نکته های قابل‌ توجهی وجود دارند که باید آنها را در نظر گرفت؛ مثلا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:‌

  1. حد ضرر یا حد توقف زیان به معنی آن است که وقتی کاهش قیمت سهام به حد مشخص و تعیین‌ شده‌ای رسید، باید آن را بفروشیم تا از ضرر بیشتر جلوگیری شود.‌
  2. کم شدن سود هم نوعی ضرر است؛ بنابراین زمانی‌ که قیمت سهام بالا رفت حد ضرر را نیز باید متناسب با قیمت افزایش داد.‌
  3. یکی از رایج ترین اشتباهات تغییر حد ضرر بدون دلیل فنی و منطقی است. بدین ترتیب که با نزدیک شدن قیمت به حد ضرر، معامله گر اقدام به تغییر یا حذف آن می‌کند و منتظر کمتر شدن یا از بین رفتن زیان می‌ماند. با وجود اینکه ممکن است در مواردی این حرکت موجب جبران یا کمتر شدن زیان شود؛ اما در بلند مدت نتیجه ای جز از بین رفتن سرمایه‌ نخواهد داشت.‌
  4. حد ضرر نباید بیشتر از ۱۰ درصد مبلغ خرید باشد و این یعنی بیش از ۱۰ درصد مبلغ خریدتان را نباید از دست دهید.‌
  5. حد را نباید با فاصله خیلی زیاد یا خیلی کم از قیمت خرید قرار دهید.
  6. در تعیین حد ضرر، دیدگاه زمانی یک سرمایه گذار بسیار اهمیت دارد؛ مثلا تعیین حد برای معامله های کوتاه مدت با تعیین حد برای معامله های بلند مدت متفاوت است.
  7. در معاملات کوتاه مدت، حد ضرر را تقریبا بین ۸ تا ۱۰ درصد در نظر می‌گیریم و در خریدهای میان مدت و بلند مدت، حد ضرر را تقریبا بین ۱۰ تا ۲۰ درصد پایینتر از قیمت خرید در نظر می‌گیریم.
  8. وقتی مقاومت یک سهم شکسته طریقه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد شد و قیمت سهم در بالای محدوده مقاومتی تثبیت گردید، حد را روی مقاومت شکسته شده که حالا به‌ عنوان حمایت عمل می‌کند، قرار دهید.

نسبت ریسک به ریوارد چیست؟

نسبت ریسک به ریوارد یا نسبت سود به زیان شاخصی برای تعیین حد ضرر و حد سود برای سرمایه گذاری در معاملات بورس می‌باشد که با استفاده از این نسبت می‌توان درباره خرید یا عدم خرید سهم در بورس تصمیم گیری نمود. به زبان ساده نسبت ریسک به ریوارد به این معنی است که شما حاضرید در مقابل چند درصد سود، چند درصد از سرمایه تان را به خطر بیندازید.

نحوه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد در بورس

برای اینکه با نحوه محاسبه ریسک به ریوارد بهتر آشنا شوید آن را با یک مثال توضیح می‌دهیم. فرض کنید اگر یک معامله گر سهامی را در 260 تومان بخرد و حد ضرر 230 تومان و حد سود 340 تومان برای آن قرار دهد؛ ریسک، ریوارد و نسبت ریسک به ریوارد آن به صورت زیر خواهد بود:

ریسک: ریسک این معامله به ازای هر سهم 30 تومان می‌باشد. 30 =230-260

حد ضرر – قیمت سهم = ریسک

ریوارد: ریوارد یا پتانسیل سود آن 80 تومان می‌باشد. 80 =260-340

حد سود – قیمت سهم = ریوارد

نحوه محاسبه ریسک به ریوارد: برای محاسبه این نسبت ابتدا باید ریسک و ریوارد را طبق فرمول زیر بدست بیاوریم؛

فرمول محاسبه ریسک به ریوارد:

37% یا 80/30 =Risk / Riward

در صورتی که طبق معادله فوق ریسک را تقسیم بر ریوارد و ضربدر 10 تومان کردیم و عدد به دست آمده کمتر از 50% بود، سهم برای خرید مناسب می‌باشد.

در این مثال هم با توجه به اینکه عدد به دست آمده (0.37 یا 37%)، کمتر از 50% می‌باشد، پس سهم برای خرید مناسب است.

در پایان، برای انجام معاملاتی موفق و سود ده به این نکات توجه کنید:

1- قانون اساسی سرمایه گذاری

یک سرمایه گذار موفق به خوبی از این واقعیت آگاه است که اگر ریسک را نادیده بگیرد، نمی‌تواند از مزایای ریسک بهره مند شود. زمانی که صحبت از سرمایه گذاری است، این‌ یکی از قوانین اساسی است. برای درک اهمیت سرمایه گذاری در دارایی‌های ریسکی، باید بازده بالایی که از این‌ گونه سرمایه‌ گذاری‌ها به دست می‌آیند را در نظر گرفت. به همین ترتیب نیز سرمایه‌ گذاری‌‌هایی که ریسک اندکی دارند، بازده آنچنانی به همراه ندارد.

2- سرمایه گذاری کنید، نه سفته بازی

در مقوله سرمایه‌ گذاری، الزاماً نیازی نیست تا برای مشخص کردن بهترین زمان ورود یا خروج به طور مداوم حرکات قیمت و بازار را دنبال کنید. از طرفی هم نمی‌توان به پیش بینی افراد مختلف در خصوص زمان مناسب سرمایه گذاری اکتفا کرد. با این حال، اگر واقعاً قصد دارید سرمایه خود را برای مدت زمانی طولانی جمع آوری کنید، از حدس و گمانه ‌زنی دست ‌بردارید و شروع به سرمایه‌ گذاری کنید. حدس و گمان چیزی شبیه به شرط بندی بر روی حرکات قیمت اما به صورت کوتاه مدت است؛ اما سرمایه گذاری به این معناست که سرمایه خود را در کاری قرار دهید که می‌تواند در دراز مدت برای شما سود به همراه داشته باشد.

چه تفاوت‌هایی میان سرمایه گذاری پر ریسک و کم ریسک وجود دارد؟

ریسک در تمام جنبه‌های زندگی انسان وجود دارد و عموما محاسبه آن، به دلیل تاثیر گرفتن از عوامل مختلف، کار آسانی نیست. برای سرمایه‌گذاران در بازار رمز ارزها شناخت ریسک و محاسبه آن مهارت بسیار مهمی است. در این مقاله درباره Risk و تفاوت میان سرمایه گذاری کم ریسک و سرمایه‌گذاری پر ریسک صحبت خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

سرمایه گذاری پر ریسک و کم ریسک چیست؟

قبل از پرداختن به تفاوت‌های سرمایه گذاری پر ریسک و کم ریسک ، باید ابتدا با مفهوم Risk آشنا شویم. در نگاهی کلی، ریسک به معنی احتمال از دست دادن سرمایه است. تا اینجا هیچ بحثی در میان نیست؛ تقریبا همه ما می‌پذیریم که احتمال از دست دادن سرمایه وجود دارد. بحث اصلی بر سر نحوه اندازه‌گیری و میزان آن است.

مفهوم ریوارد یا بازده (وجه مثبت آن) نیز همواره در کنار ریسک به کار می‌رود. Reward به معنی احتمال کسب سود است. بازده و خطر یا ریسک همواره در کنار هم بوده و تقریبا نمی‌توان شرایطی را در نظر گرفت که احتمال یکی از این دو صفر باشد. درصد احتمال وقوع هر یک از این دو متفاوت است و تمام کاری که ما انجام می‌دهیم، محاسبه و مقایسه این دو است.

سرمایه گذاری پر ریسک به سرمایه گذاری گفته می‌شود که نسبت ریسک به ریوارد آن “بالا” است و در مقابل، سرمایه گذاری کم ریسک یا کم خطر، به حالتی گفته می‌شود که میزان ریسک و بازده آن “پایین” است. کلمه “بالا” و “پایین”، مفاهیم نسبی بوده و تعریف ثابتی برای آن وجود ندارد.

اکنون که نسبت به دو کلمه ریسک و ریوارد شناخت پیدا کردیم، می‌توانیم کمی دقیق‌تر در مورد آنها و کاربردشان در سرمایه گذاری صحبت کنیم. اما همین ابتدا یک برداشت غلط از سرمایه‌گذاری را مطرح می‌کنیم: بسیاری از سرمایه‌گذاران مبتدی تصور می‌کنند که به صورت کمی و عددی می‌توانند میزان ریسک سرمایه‌گذاری خود را محاسبه کنند؛ اما در واقعیت اینطور نیست. محاسبه دقیق Risk امکان‌پذیر نیست. حتی روش یکسانی که مورد قبول همه باشد نیز برای محاسبه آن وجود ندارد.

در جوامع آکادمیک، بسیاری از صاحب‌نظران نوسانات بازار را ابزاری برای محاسبه خطر معرفی می‌کنند. با این تعریف، کمی از سردرگمی بیرون می‌آییم. مقدار نوسانات بازار برای همه ما قابل فهم است و به راحتی می‌توانیم آن را اندازه‌گیری کنیم. برای مثال، نوسان بیت کوین به این معناست که قیمت آن در یک روز چقدر تغییر می‌کند.

سرمایه‌گذاری پر خطر یا High-Risk به آن دسته از سرمایه گذاری‌هایی گفته می‌شود که درصد از دست دادن سرمایه در آن بالاست. مطابق تعریفی که در بالا اشاره شد، نوسان قیمت بیت کوین در یک روز بسیار بالاتر از نوسان قیمت طلا است؛ پس سرمایه‌گذاری در بیت کوین پر ریسک، و سرمایه گذاری در طلا، یک سرمایه‌گذاری کم خطر است.

حال بیایید بیت کوین را با دوج کوین مقایسه کنیم. نوسانات قیمت Dogecoin در یک روز، بسیار بالاتر از نوسانات روزانه بیتکوین است. پس ‌BTC در مقایسه با DOGE یک سرمایه‌گذاری کم ریسک به حساب می‌آید. پس محاسبه سرمایه گذاری پر ریسک و کم ریسک کاملا نسبی است. میزان سود و زیان در این نوع سرمایه گذاری‌ها بالاست؛ سرمایه‌گذاری کم خطر، دقیقا مفهومی مخالف آنچه در بالا گفتیم دارد. در این حالت، احتمال از دست دادن سرمایه کم است. به همین میزان، پتانسیل سود نیز پایین است. مثال می‌زنیم:

قیمت هر اونس طلای جهانی در ابتدای سال ۲۰۲۰ میلادی معادل ۱۵۰۰ دلار و قیمت آن در انتهای سال ۲۰۲۰، معادل ۱۹۰۰ دلار بوده است؛ پس بازده آن در یک سال ۲۶ درصد بوده است. اکنون قیمت Bitcoin در همین سال را محاسبه می‌کنیم؛ قیمت بیت کوین در ابتدای سال ۲۰۲۰ معادل ۷۲۰۰ دلار و در انتهای سال معادل ۲۹۰۰۰ دلار بوده، که بازدهی آن در این سال ۳۰۰ درصد بوده است. این مثال نشان می‌دهد که با سرمایه گذاری در بازار طلا یک سرمایه گذاری کم ریسک در مقایسه با بازار بیتکوین بوده است. اما برای نمایش تفاوت میان سرمایه گذاری پر ریسک و کم ریسک تعاریف دیگری وجود دارد که در ادامه از نگاهی دیگر آن را بررسی خواهیم کرد.

پرتفولیو یا سبد سرمایه گذاری

سرمایه گذاری پر ریسک و کم ریسک

فارغ از بحث تغییرات قیمتی یک دارایی در بازه زمانی معین، داشتن یا نداشتن سبد سرمایه‌گذاری نیز میزان ریسک یک سرمایه‌گذار را تعیین می‌کند. حتما مثال سنتی که تمام تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد قرار ندهید را شنیده‌اید؛ این مثال نماینده یک ایده و تفکر سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی است.

کلید واژه این ایده، ایجاد تنوع در سرمایه‌گذاری است. یکی از بهترین راه‌ها برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری، حضور در بازارها و خرید دارایی‌های متنوع است؛ بازار سهام، بازار طلا، بازار اوراق قرضه، بازار ملک، بازار رمز ارزها، بازار فارکس از جمله بازارهای شناخته شده برای سرمایه‌گذاری هستند. در این ایده، شما باید تمام دارایی خود را میان این بازارها توزیع کرده و در همه یا بخشی از آنها سرمایه‌گذاری کنید.

همانطور که در مثال بالا، تفاوت میان بازار طلا و بیت کوین را نشان دادیم، اگر شما در هر دوی این بازارها فعالیت داشته باشید، در سبد سرمایه گذاری شما هم دارایی پر ریسک حضور دارد (بیتکوین) و هم طلا به عنوان سرمایه گذاری کم ریسک. در این صورت، شما به صورت کلی ریسک سرمایه‌گذاری‌های خود را با ایجاد این سبد، تعدیل خواهید کرد.

عموما سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و موفق، ترجیح می‌دهند به جای آن که تمام سرمایه خود را در یک بازار درگیر کنند، با سرمایه‌گذاری در چند بازار، تنوع ایجاد کرده تا از مزایا و پتانسیل‌های تمام بازارها استفاده کنند. در بخش بعدی، نگاهی دیگر به ریسک سرمایه‌گذاری را معرفی خواهیم کرد.

ریسک سرمایه‌گذاری در بازار رمز ارزها

به بازار ارزهای دیجیتال باز می‌گردیم. می‌خواهیم بدانیم در این بازار تفاوت میان سرمایه‌گذاری پر ریسک و کم ریسک چیست؟ در این بازار ارزهای دیجیتال بسیاری حضور دارند که هر یک به دنبال پیاده‌سازی ایده‌های خود هستند و طرفداران و جامعه توسعه‌دهندگان خود را دارند. در راس این بازار رمز ارز Bitcoin را داریم که تقریبا تمام دنیا از طریق این ارز رمزنگاری شده با این بازار آشنا شده‌اند.

این بازار را از جنبه‌های مختلف می‌توان دسته‌بندی کرد؛ رمز ارزهایی که شبکه بلاکچین خاص خود را دارند، کریپتوهایی که بر روی یک شبکه بلاک چین راه‌اندازی شده‌اند، رمز ارزهایی که در حوزه بازی و گیمینگ فعالیت دارند، ارزهای دیجیتالی که در حوزه امور مالی جای گرفته‌اند، ارزهای دیجیتالی که بستری برای پرداخت مالی الکترونیک هستند و غیره. فردی که قصد سرمایه گذاری در این بازار را دارد، حوزه‌های مختلفی را در پیش روی خود می‌بیند. به طور حتم ریسک سرمایه‌گذاری روی BTC با سرمایه گذاری روی یک پروژه جدید دیفای یکسان نیست؛ هر چند هر دوی آنها در بازار ارزهای دیجیتال حضور دارند. با ذکر این مثال قصد داریم تا نگاهی دیگر به سرمایه‌گذاری پر ریسک و کم ریسک را معرفی کنیم.

سرمایه‌گذاری در بازار رمز ارزها به دلیل ماهیت آن، یک سرمایه‌گذاری پر ریسک به حساب می‌آید. اما درون این بازار پر خطر، سرمایه گذاری بر روی بیت کوین در مقایسه با سرمایه‌گذاری روی یک توکن دیفای، ریسک‌های متفاوتی دارند؛ بین این دو، بیت کوین یک سرمایه‌گذاری کم خطر و توکن Defi یک سرمایه گذاری پر خطر به حساب می‌آید.

همانطور که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، ریسک در سرمایه گذاری یک مفهوم نسبی است و برای تعیین آن باید بدانیم که چه دارایی‌هایی را با هم مقایسه می‌کنیم و از تفاوت میان آن دو اطلاع داشته باشیم. پس اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازار کریپتوکارنسی‌ها را دارید، تفاوت میان دارایی‌های پر ریسک و کم ریسک را بدانید. منطقی نیست که تمام دارایی خود را بر روی دارایی‌های پر خطر سرمایه‌گذاری کنید.

در این مثال قصد داریم تا تغییرات قیمت BTC ،BNB و ETH را از ابتدای سال ۲۰۲۰ میلادی تا به امروز محاسبه کنیم.

در ابتدای سال ۲۰۲۰ میلادی، قیمت بیتکوین ۷۲۰۰ دلار، قیمت اتر ۱۳۰ دلار و قیمت بایننس کوین معادل ۱۴ دلار بوده و اکنون قیمت آنها به ترتیب، ۵۶۰۰۰، ۲۲۰۰ دلار و ۵۳۰ دلار است (در زمان نگارش مقاله). بازدهی آنها به ترتیب ۶۸۰ درصد، ۱۵۰۰ درصد و ۳۵۰۰ درصد بوده است.

همانطور که ملاحظه می‌کنید، قیمت Bitcoin تقریبا ۷ برابر، اتریوم ۱۵ برابر و بایننس کوین ۳۵ برابر شده است. فارغ از مقدار بازدهی، بیتکوین یک ارز شناخته شده‌تر بوده و ریسک سرمایه‌گذاری در آن (در مقایسه با سایر رمز ارزها) کمتر است، اتریوم پروژه‌ای به مراتب بزرگ‌تر و قوی‌تر از بایننس بوده و ریسک آن کمی بیشتر از BTC و کمتر از BNB است طریقه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد و در انتها، بایننس کوین هر چند به صرافی بزرگ Binance وابسته است، اما به هر حال یک پروژه متمرکز در بازار غیرمتمرکزهاست و طبیعتا پر ریسک‌تر است؛ اما همانطور که می‌بینید، بازدهی این سه کوین با یکدیگر بسیار متفاوت است. هر چه سرمایه‌گذاری پر ریسک تر باشد، پتانسیل سود و ضرر آن بالاتر خواهد بود و هر چه سرمایه‌گذاری کم خطرتر باشد، میزان سود و زیان کاهش خواهد یافت.

این تصمیم شماست که با توجه با خلق و خو و میزان پذیرش ریسک خود، کدام دارایی را برای سرمایه گذاری انتخاب می‌کنید.

جمع بندی

در این مقاله سعی کردیم تا در مورد تفاوت سرمایه گذاری پر ریسک و کم ریسک مثال‌هایی را ارائه دهیم. به طور کلی ایجاد سبد سرمایه‌گذاری متشکل از دارایی‌های مختلف در بازارهای مختلف، ایده بهتری برای یک سرمایه‌گذاری بلندمدت است و این کار همواره در بلندمدت سوددهی خوبی داشته است. بازار رمز ارزها به دلیل ماهیت آن، جزو بازارهای پر ریسک دسته بندی می‌شود؛ اما در همین بازار نیز می‌توان دارایی‌ها را بر اساس میزان ریسک به دسته پر خطر و کم خطر تقسیم کرد. همچنین میزان ریسک نیز کاملا نسبی است و به طور دقیق نمی‌توان آن را محاسبه کرد. تجربیات خود را در رابطه با متنوع سازی سبد و میزان سود و زیانی که در بازار کریپتو داشته‌اید، با ما در میان بگذارید.

بررسی اشتباهات تازه کارهای بازار فارکس

اشتباهات فارکس

اشتباه بخشی از یادگیری است و همه ما وقتی با موضوع جدیدی سر و کار داریم مرتکب آنها می‌شویم. با این وجود،‌ اشتباهاتی که شخص ممکن است در معاملات مرتکب شود گاهی ضرر زیادی به همراه دارد. در این مقاله سعی کردیم با معرفی این اشتباهات از اتفاق افتادن آنها جلوگیری کنیم.

معامله کردن بدون برنامه

اولین اشتباهی که آن را بررسی می‌کنیم؛ انجام معاملات بدون یک برنامه یا نقشه مشخص است. این اشتباه رایج‌ ترین مورد بین تازه‌ واردهای بازارهای مالی است. برای مثال شما نکته کوچکی درباره تحلیل تکنیکال آموخته‌اید و به سرعت آن را در معاملات خود اعمال می‌کنید و ممکن است از این راه ضرر کنید.

در عوض، باید بر روی یک طرح معاملاتی تمرکز کنید که اهداف قیمتی مناسبی برای کسب سود و کاهش زیان را شامل شود. وضعیت بازار ممکن است دستخوش تغییر شود؛ اما اگر برنامه‌ریزی کاملی داشته باشید و در شرایط لازم واکنش مناسبی نشان دهید دچار ضرر نخواهید شد.

استفاده نکردن از استاپ لاس

اوردر حد ضرر یا استاپ لاس (Stop loss) به تریدر کمک می‌کند تا در صورتی که بازار بر خلاف میل او حرکت کرد، با قیمتی از پیش تعیین شده از بازار خارج شده و زیان‌های احتمالی را کاهش دهد.

برخی تریدرها از سفارش حد ضرر استفاده نمی‌کنند؛ زیرا از اینکه این سفارش‌ها در زمان نامناسبی آنها را از معامله طریقه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد خارج کند می‌ترسند؛ اما در تمامی بازارهای مالی تازه واردها باید از این سفارش استفاده کنند. همچنین لازم به ذکر است که دستور توقف یا استاپ لاس به تریدر فرصت دور شدن از معاملات و اختصاص دادن زمان معامله به فعالیت‌های دیگر را می‌دهد.

ناتوانی در کاهش ضررها

این اشتباه ارتباط نزدیکی با «استفاده نکردن از استاپ لاس» دارد. وقتی معامله در مسیری برخلاف خواسته شما حرکت می‌کند، تریدر ممکن است امیدوار باشد که موقعیت معاملاتی تغییر مسیر داده و دوباره در جهت مورد نظر آنها حرکت می‌کند؛ در این شرایط نمی‌توانند با قیمت مد نظر خود از معامله خارج طریقه محاسبه نسبت ریسک به ریوارد شوند و ضرر می‌کنند. وقتی یک استاپ لاس به قیمت مشخص تنظیم می‌شود، حرکات موجود در قیمت، سیگنالی از تغییر روند است. برای جلوگیری از این سناریو، یک تریدر باید آماده کاهش ضررهای احتمالی باشد.

معامله کردن با نسبت بد ریسک به ریوارد

بدیهی است که در یک معامله، پاداش احتمالی باید بیشتر از ریسک باشد. اگر به این قانون ساده پایبند باشید، حتی اگر فقط نیمی از معاملات شما سودآور باشند، در مجموع سود خواهید کرد.

گاهی از نظر تریدرهای تازه کار یک معامله مطمئن و سودبخش است؛ در صورتی که ریسک احتمالی آن معامله بیشتر از سود آن است. البته ممکن است این استراتژی چندبار از روی خوش شانسی بازدهی خوبی داشته باشد؛ اما این استراتژی در طولانی مدت باعث ضرر می‌شود.

گرفتن پوزیشن معاملاتی با اندازه نامناسب

گاهی اوقات، تریدرهای مبتدی حریص شده و مقدار پول زیادی را در یک معامله قرار می‌دهند. آنها آماده دیدن اعداد و درصدهای بزرگ نیستند بنابراین نوسانات اولیه بازار آنها را گیج کرده و اشتباهات معاملاتی بسیاری را به وجود می‌آورد. در نتیجه این اشباهات معاملاتی آنها پول زیادی را از دست می‌دهند.

یک راه ساده برای جلوگیری از این اشتباه این است که اندازه پوزیشن معاملاتی را به درستی انتخاب کنید. البته که یک تریدر باید در معاملات خود پیشرفت داشته باشد؛ اما اندازه پوزیشن معاملاتی باید هفته به هفته افزایش پیدا کند و تریدر نباید تنها چون احساس خوش شانس بودن دارد پوزیشن خود را دو یا سه برابر کند.

تمرکز بیش از حد بر روی اخبار

اخبار تاثیر زیادی بر بازار و قیمت‌ها دارد، تریدرها به گزارش‌های اقتصادی، تفسیر بانک مرکزی و تحولات کلی سیاسی واکنش نشان می‌دهند و این موارد بر تصمیمات آنها و احساسات بازار تاثیر دارد.

تریدرهای مبتدی باید بدانند که نظر شخصی آنها تاثیری بر اخبار و پویایی بازار ندارد، بلکه تنها تفسیر بازار از اخبار جهان است که اهمیت دارد. برای مثال، ممکن است تریدری معتقد باشد که داده‌های اقتصادی قوی برای یورو وجود دارد و این موضوع منجر به افزایش قیمت EUR/USD می‌شود؛ اما بازار نظر متفاوتی داشته باشد.

تریدر در صورت بی‌توجهی به نظر بازار ضرر خواهد کرد؛ بنابراین تریدرها باید همیشه به جای تفسیر خود از جریان اخبار، بر روی خود بازار تمرکز کنند.

نادیده گرفتن اخبار

در حالی که تمرکز بیش از حد روی اخبار عملکرد شما را دچار مشکل می‌کند؛ نادیده گرفتن بازار نیز گزینه مناسبی نیست. شما همیشه باید از گزارش‌های مهم اقتصادی و زمان انتشار آنها مطلع شوید؛ زیرا این گونه اخبار اغلب بر روی بازار تاثیر خواهد گذاشت.

تغییر استراتژی‌های معاملاتی

هر استراتژی معاملاتی برای نشان دادن پتانسیل خود به زمان نیاز دارد. اگر یک تریدر نتواند به یک استراتژی برای یک دوره زمانی مهم پایبند باشد، متوجه نحوه عملکرد استراتژی در شرایط مختلف نمی‌شود.

علاوه بر این، تغییر مداوم بین استراتژی‌های معاملاتی باعث سردرگمی و هرج و مرج می‌شود که برای حساب معاملاتی شما مضر است. هنگامی که یک استراتژی معاملاتی را انتخاب کردید، باید مدتی را برای بررسی اینکه آیا در شرایط فعلی بازار به خوبی عمل می‌کند یا خیر صرف کنید.

معامله کردن به هدف سرگرمی

هدف از معامله کسب درآمد است. اگر هدف یک تریدر تجربه هیجان بازارهای جهانی باشد، در این مسیر پول از دست می‌دهد.

گاهی تریدرهای تازه کار تنها برای سرگرمی معامله می‌کنند؛ اما این موضوع پایان خوبی نداشته و منجر به از دست دادن پول می‌شود. برای به حداکثر رساندن احتمال یک معامله سودآور، تریدر باید برنامه معاملاتی خود را به درستی راه اندازی کند.

اضافه کردن پوزیشن‌های معاملاتی ناموفق

اضافه کردن پوزیشن‌های معاملاتی برای میانگین کم کردن یکی از اشتباهات مبتدیان است. مبتدی‌های بازار باید کاهش ضرر را یاد بگیرند، در حالی که برخی استراتژی‌های پیشرفته‌تر شامل روش‌های میانگین‌ کم کردن است که بیشتر برای تریدرهای حرفه‌ای مناسب است.

نکته قابل توجه این است که اگر معامله در جهت اشتباهی باشد، اضافه کردن پوزیشن معاملاتی ریسک را افزایش می‌دهد.

احساساتی شدن در زمان انجام معامله

شاید در فیلم‌های مختلف تریدرهایی را دیده باشید که بعد از یک معامله بد عصبانی شده و وسایل را می‌شکنند؛ اما در واقعیت اگر زیاد احساساتی شدید باید معامله کردن را رها کنید تا آرام شوید.

گاهی اوقات، تریدرها تحت تاثیر بازار قرار گرفته و حتی اگر در حال از دست دادن پول باشند باز هم معاملات زیادی انجام می‌دهند. نباید وارد این حالت ذهنی شوید، بنابراین در اولین لحظه‌ای که دچار احساسات و هیجانات شدید باید دست از معامله کردن بکشید.

تمامی اشتباهات گفته شده بین تریدرهای کم تجربه بسیار رایج است؛ اما با کسب اطلاعات و تجربه می‌توان از آنها جلوگیری کرده و این اشتباهات را به حداقل رساند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.