افزایش گردش نقدینگی در بورس


اقتصاد

بورس؛ عامل یا معلول رشد نقدینگی

 بازار سهام

تهران (پانا) - موضع هشدارآمیزی که برخی کارشناسان اخیرا نسبت به رشد بورس و به باور آنها آینده تورم‌زای آن گرفته‌اند به دودستگی فکری در نگاه به ماهیت بازار سهام و تاثیر و تاثرات آن ختم شده است. هرکدام از این دو دسته دیدگاه با پی‌ریزی یک چارچوب نظری در ارتباط با ماهیت سهام و ارائه استدلال‌هایی سعی می‌کنند از دریچه خود به مساله مهم رشد بورس، علت یا معلول رشد نقدینگی و تورم پاسخ دهند.

هرچند طرح این پرسش و استدلال‌های همراه با آن در سطح کارشناسی و آکادمیک به دلیل زمینه تجربی وضعیت بورس به نسبت جدید است و از همین رو فرصت تبدیل شدن به پژوهش‌های علمی و تجربی نشده و فعلا تنها با ارائه استدلال‌های نظری در دو طرف دیدگاه‌های متضاد خودنمایی می‌کند، اما به نظر می‌رسد در آینده بتوان با گزاره‌های عینی و تجربی بحث مهم کنونی از غنای بیشتری برخوردار شود.

تیمور رحمانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران بحثی درباره ماهیت نقدشونده سهام به مثابه یکی از مولفه‌های پول (M۵) به راه انداخت. از نظر رحمانی هرچه یک دارایی به هر دلیل نقدشونده‌تر شود و با سهولت بیشتری به بقیه دارایی‌ها به M۲ و حتی M۱ نزدیک‌تر می‌شود و در این صورت می‌تواند واجد آثاری در فشار تورمی مانند نقدینگی داشته باشد.

در این بحث رحمانی از مبحث درون‌زایی پول استفاده می‌کند و می‌گوید در کوتاه مدت رشد سهام با افزایش انتظارات تورمی و همین‌طور با «اثر ثروت» که به بار می‌آورد، باعث بالا رفتن سرعت گردش پول و بعد افزایش قیمت کالاها و به تبع آن با رشد هزینه بنگاه‌ها و دولت، تقاضای پول در اقتصاد را افزایش خواهد داد. این موضوع هم به نوبه خود در دراز مدت با افزایش نقدینگی و تورم و اعاده این رابطه همراه خواهد بود.

در اینجا دو کارشناس اقتصادی از دو جهت موافق و مخالف با استدلال ذکرشده به موضوع ارتباط سهام و نقدینگی می‌نگرند. علی سرزعیم استاد اقتصاد دانشگاه معتقد است رشد قیمت سهام موجب بالا رفتن انتظارات تورمی و تورم آتی خواهد شد. در مقابل محمد نوربخش تحلیلگر بازارسرمایه می‌گوید بازار سهام خود معلول انتظارات تورمی است و این موضوع جدیدی نیست که در چرخه‌های اقتصادی همواره یکی از بازارهای دارایی برای عموم واجد ارزش و سرمایه‌گذاری می‌شود. من فکر نمی‌کنم بورس باعث افزایش تورم، دست کم به آن شدتی که برخی عنوان می‌کنند، شود.

بازار سهام می‌تواند تقاضای پول را افزایش دهد

علی سرزعیم ابتدا به تشریح استدلال سرمقاله تیمور رحمانی پرداخت. «ایشان بیشتر از منظر درونزایی پول به مساله نگاه می‌کند. در شرایطی بازار سهام می‌تواند به اندازه‌ای رواج پیدا کند که بیشتر افراد جامعه بگویند این شاخص درست است، چون نرخ ارز ۳۰ هزار تومان خواهد شد. بازار سهام ذاتا آینده‌نگر است و قیمت‌های امروز تحولات آینده را منعکس می‌کند، در نتیجه اگر جامعه به جای اینکه قیمت سهم افزایش گردش نقدینگی در بورس را حبابی تحلیل کنند، به این جمع‌بندی برسد که قیمت‌ها حقیقی هستند و آینده تورمی خواهد بود، در این صورت بازار سهام می‌‍‌‌‌‌‌تواند واقعا چنین تاثیری برجای بگذارد، یعنی تورم ایجاد کند و بر بخش واقعی اثر بگذارد. به عبارت دیگر این بازار می‌تواند انتظاراتی را شکل بدهد و بر اساس آن انتظارات هم رفتار کنند.»

او گفت: بازار سهام خلق پول نمی‌کند، ولی می‌تواند تقاضای پول را در اقتصاد افزایش دهد. اما مساله این نیست چون در یک اقتصاد می‌تواند پول زیادی وجود داشته باشد، ولی انتظارات تورمی پشت آن وجود نداشته باشد. بنابراین با اینکه بازار سهام خلق نقدینگی نمی‌کند می‌تواند در اقتصاد تورم ایجاد کند.سرزعیم افزود: مساله دیگر اثر ثروت رشد سهام است. افراد برنده در این بازار حس می‌کنند دارایی‌شان افزایش یافته و بعد بر اساس آن تقاضای خود را بالا می‌برند که به تبع آن قیمت‌ها افزایش می‌یابد.

نقدینگی واردشده به بازار سهام از محل تسهیلات نبوده است

با این حال این استدلال با طیفی از مخالفان روبه‎‌رو است که نقدهای جدی به آن وارد می‌کنند. محمد نوربخش، کارشناس بازار سهام در سمت مقابل این گفت‌وگو اعلام کرد: منظور آقای رحمانی این نیست که سهام یکی از مولفه‌های پول است، حتی در کشورهای پیشرفته هم، در تعریف M ها، سهام را در زمره مولفه‌های پول قرار نمی‌دهند، بلکه تنها برخی انواع اوراق (اوراق قرضه با سود ثابت) را در این تعریف خود از نقدینگی می‌گنجانند. او افزود: بحث اصلی؛ درون‌زایی یا برون‌زایی حجم نقدینگی است، یعنی در تئوری مقداری پول اگر حجم نقدینگی را یک متغیر برون‌زا در نظر بگیریم، بازار سهام نمی‌تواند باعث افزایش تورم شود، ولی اگر حجم نقدینگی را یک متغیر درون‌زا درنظر بگیریم یعنی خود سیستم اقتصادی موجب افزایش حجم نقدینگی شود می‌توان گفت بازار سهام بر تورم تاثیر می‌گذارد. ولی استدلال دکتر رحمانی این بوده که رشد بورس باعث می‌شود که افراد به دنبال اخذ تسهیلات بانکی بیشتری بروند و این موضوع باعث افزایش فشار روی بانک‌ها و به تبع آن بانک مرکزی و در نهایت افرایش پایه پولی می‌شود. اما نقد ما به این استدلال این است که حجم بالایی از نقدینگی که وارد بازار سهام می‌شود نه از محل تسهیلات، بلکه از محل تبدیل شبه پول به پول بوده است. به بیان دیگر حجم وام‌ها به اندازه‌ای نبوده که بانک‌ها مجبور شوند از بانک مرکزی استقراض کنند و پایه پولی بالا برود. نوربخش گفت: از سوی دیگر ما باید اثبات کنیم افزایش قیمت‌ها و هزینه‌ها که به افزایش تقاضای پول برای بنگاه‌ها و دولت منجر شده، در اثر بورس بوده است. به نظر من چنین نیست. زیرا رشد بورس خود معلول افزایش انتظارات تورمی و سرعت گردش پول بوده آن هم در شرایطی که بازارهای رقیب مانند ارز، سکه و مسکن محدود و تنها بورس باقی مانده بود و دولت هم با هدف کسب درآمد در بورس نرخ بهره حقیقی بانکی را منفی کرد تا به هدف خود برسد، بنابراین رشد بورس معلول این سیاست‌ها بوده است. این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: بعد ایشان بحث انتظارات تورمی را به میان آورده است، یعنی وقتی که بازده بازار سهام به ۳۰۰ درصد می‌رسد، انتظار می‌رود بازارهای دیگر هم چنین بازدهی‌ای داشته باشند. این موضوع مختص به بورس نیست چنان که در سال‌های گذشته در ارتباط با بازار مسکن هم شاهد بودیم. در واقع در برهه‌ای یکی از بازارها جذاب می‌شود و همه سرمایه‌ها به سمت آن حرکت می‌کنند، این جزئی از کارکرد اقتصاد در چرخه‌های خود است نه اینکه اولین بار باشد که این مساله برای بازاری اتفاق افتاده باشد.

او تاکید کرد: من فکر می‌کنم به دلیل حضور صندوق‌ قابل معامله دارایکم و برنامه عرضه دارادوم و داراسوم، بخشی از قیمت‌های بازار حبابی شده است، اما باید این توضیح رااضافه کنم؛ در دهه ۸۰ نرخ ارز به‌طور سالانه ۳ درصد رشد داشته و در همان دهه رشد میانگین سالانه حجم نقدینگی ۲۵ درصد بوده است. در آن دهه به دلیل بیماری هلندی اقتصاد، قیمت ۳۰۰ دلاری یک متر مربع آپارتمان در تهران در ابتدای دهه به ۱۶۰۰ دلار در سال ۸۶ می‌رسد، یعنی قیمت دلاری آن ۵ برابر می‌شود. اما در دهه ۹۰ رفتار بازارها تغییر می‌کند؛ نرخ دلار از تورم جلو می‌افتد و حجم نقدینگی هم به همان رشد قبلی ادامه می‌دهد، ولی عرضه دلار به دلیل تحریم، کاهش فروش نفت و افزایش بالای تقاضا، افت می‌کند. به همین دلیل شرکت‌هایی که می‌توانند دلارسازی کنند، شامل بسیاری از بنگاه‌های بورسی، قیمت‌شان افزایش می‌یابد. مسکن در دهه ۸۰ حدود ۵ برابر رشد دلاری داشت، چرا نباید بورس در دهه ۹۰ همین رفتار را داشته باشد، ضمن اینکه در این دهه به دلاری نیاز داریم که این شرکت‌ها به دست می‌آورند، یا مانع تقاضای دلار می‌شوند، حالا کاری با چند سهم که حبابی شده‌اند ندارم، ولی بازار می‌تواند روی شاخص یک میلیون و ۵۰۰ هزار هم ارزنده باشد.

چگونه ورود و خروج نقدینگی در بورس را تشخیص دهیم؟/ خروج پول از بورس شدت گرفت

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های بازار سرمایه، ورود و خروج نقدینگی در بورس است، زیرا ورود نقدینگی به بازار سهام آن را با رونق همراه می‌سازد و خروج آن همواره با دوره‌های رکودی متعاقب آن همراه بوده است.

چگونه ورود و خروج نقدینگی در بورس را تشخیص دهیم؟/ خروج پول از بورس شدت گرفت

در بازار طلا، سکه و ارز شاهد عقب نشینی آرام بودیم. طلای جهانی اگر چه در محدوده ۱۹۷۳ دلار در حرکت است، اما سکه به کف ۱۳ میلیون تومان برگشته است. دلار نیز در محدوده نوسانی زیر ۲۸ هزار تومان (۲۶ تا ۲۷ هزار افزایش گردش نقدینگی در بورس تومان) در نوسان است. گزارش‌های رسیده از وین نشان می‌دهد دو طرف در رایزنی برای رسیدن به توافق هستند.

همچنان تردید‌ها درباره رسیدن به توافق وجود دارد، اما گزارش‌های امیدوارکننده هم وجود دارد. معاملات امروز می‌تواند در همین محدوده کانالی برای دلار و سکه دنبال شود.

در بازار سهام شاخص‌ها در هفته چهارم فروردین با بازدهی متفاوت روبه رو شدند؛ بدین ترتیب شاخص کل بورس با بازدهی منفی ۰.۶۵ درصد و شاخص کل هم وزن (در بورس) با بازدهی مثبت ۱.۴۸ درصد و شاخص کل فرابورس نیز با بازدهی مثبت ۰.۷۵ درصد روبه رو شد. البته همزمان با بازدهی متفاوت شاخص ها، متوسط ارزش معاملات خُرد در بازار سهام در هفته سوم کاری فروردین با افت ۱۷ درصدی نسبت به هفته ماقبل ۵.۸ همت برآورد شد.

در هفته‌ای که سپری شد از توان خرید حقیقی‌ها کاسته و بر توان فروش حقیقی‌ها افزوده شد. همچنین خروجی پول حقیقی‌ها نیز چه در بورس و چه در فرابورس شدت گرفت. معاملات امروز اگر متناسب با رفتار روز چهارشنبه هفته گذشته بازار سهام دنبال شود، می‌توان شاهد تحرکات جدیدی برای صعودی شدن شاخص‌ها در بورس و فرابورس بود.

تشخیص ورود و خروج نقدینگی به بورس

تشخیص ورود نقدینگی به بورس یکی از راه‌کار‌هایی است که سرمایه‌گذار با استفاده از آن می‌توانند وارد بازار شوند و معامله کنند. یکی از مشکلاتی که سرمایه‌گذاران در بورس دارند این است که در یک‌زمان نامناسب اقدام به خرید سهم می‌کنند و این موجب می‌شوند باوجود اینکه شرایط تکنیکال و یا بنیادی سهم مناسب است، ولی درنهایت قیمت‌ها کاهش پیدا می‌کند و سرمایه‌گذار هم متضرر می‌شود. به همین دلیل هم نیاز است یک سرمایه‌گذار ابتدا ورود نقدینگی به بورس را تشخیص دهد و سپس اقدام به معامله کند، ولی در بازار سرمایه ایران بزرگ‌ترین ضعف بازار هم عدم دانش در این خصوص است. یک سرمایه‌گذار باید مؤلفه‌های ورود به بازار سرمایه را بداند و سپس اقدام به معامله کند. برای بررسی ورود نقدینگی به بورس باید در خصوص ارزش معاملات و ارتباط آن با ورود نقدینگی به بورس، ورود پول هوشمند به سم و درنهایت فیلتر ورود نقدینگی به سهم اطلاعاتی داشته باشید.

تشخیص ورود نقدینگی به بورس با ارزش معاملات

ورود نقدینگی به بورس می‌تواند همگام باارزش معاملات هم باشد. یکی از سیگنال‌هایی که تعیین می‌کند ورود نقدینگی به بازار سرمایه اتفاق افتاده است یا خیر ارزش معاملات روزانه بازار است. ارزش معاملات یک شرکت معمولاً از ضرب حجم معاملات روزانه سهم در قیمت آن به دست می‌آید. حال فرض کنید اگر این فرمول را برای کل شرکت‌هایی که در روز معامله می‌شوند محاسبه کنیم ارزش معاملات کل بازار به دست می‌آید. معمولاً و طبق تجربه در بازار سرمایه زمانی که ارزش معاملات خالص روزانه بازار یعنی ارزش کل معاملات منهای معاملات بلوکی بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان باشد می‌توان گفت بازار شادابی لازم را دارا است و فرصت مناسبی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد. البته بیان این جمله نشان‌دهنده این نیست که در روز‌هایی که بازار تا ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان معامله می‌کند برای سرمایه‌گذاری مناسب نیست بلکه در بازار‌های باارزش معاملات پایین هم امکان نوسان گیری و خلق فرصت مناسب در بازار وجود دارد؛ اما زمانی که ارزش معاملات بازار بالا می‌رود این امکان برای همه فراهم می‌شود که از فرصت‌های موجود و خریدن سهم و کسب سود استفاده کنند.

پول هوشمند چیست؟

پول هوشمند اصطلاحی است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی از آن برای توصیف جهت سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران کلان استفاده می‌کنند. پول هوشمند معمولاً توسط سرمایه‌گذاران بزرگ بازار به آن تزریق می‌شود و یا از آن خارج می‌شود و باعث جهت‌گیری دستوری بازار مذکور می‌شود. به‌عنوان‌مثال وقتی یک امیدواری بزرگ در بازار سرمایه شکل بگیرد، پول هوشمند زودتر از سهامداران عادی به بازار سرمایه یا سهمی خاص وارد می‌شود چرا که از سود احتمالی در آینده نزدیک، اطمینان دارد.

ورود و خروج نقدینگی در بورس

ورود پول هوشمند به سهم و تشخیص آن می‌تواند کمک زیادی به سرمایه‌گذار برای شناخت سهام و یا گروهی باشد که نقدینگی وارد آن شده است. شناسایی پول هوشمند یکی از روش‌هایی است که برخی از سرمایه‌گذاران برای تشخیص ورود نقدینگی به یک صنعت یا سهم از آن استفاده می‌کنند. ممکن است شنیده باشید که پول هوشمند وارد بورس شده و یا پول هوشمند وارد فلان صنعت شده است. پول هوشمند تحت یکی از شرایط زیر وارد بازار بورس می‌شود:

نشانه‌های ورود پول هوشمند به سهم

زمانی که وضعیت بازار نامساعد است و همه اظهار ناامیدی می‌کنند و به‌نوعی افزایش گردش نقدینگی در بورس فشار فروش در سهم بالا است و تقاضایی برای سهام شرکت‌ها وجود ندارد آنجاست که پول هوشمند می‌تواند وارد بازار شود.


چگونگی ورود و خروج پول هوشمند به بازار بورس

به‌طورکلی می‌توان گفت هر بخشی از اقتصاد یک ناظر دارد و بعضاً ناظر نیز با توجه به شرایط موجود در بازار تصمیم به ورود یا خروج بخشی از نقدینگی یا همان پول هوشمند می‌گیرد. در این شرایط، سهامداران خرد پس از چند روز متوجه جریان ورود یا خروج پول هوشمند از بازار یا سهم خاص می‌شوند. در بازار سرمایه با ورود پول هوشمند می‌توان هدف‌گذاری جدید برای سهم موردنظر متصور بود. با افزایش این هیجانات و خرید‌های بالای سهم، قیمت افزایش می‌یابد و درنتیجه سهم رشد زیادی را تجربه می‌کند. پس از گذشت مدتی که قیمت سهام افزایش یافت، سهامداران عمده با همان سرعتی که وارد بازار شده و قیمت سهم را افزایش داده‌اند، از سهم خارج‌شده و شروع به فروش سهام می‌کنند. بدین ترتیب پول هوشمند از سهم خارج می‌شود و قیمت آن به‌تدریج کاهش می‌یابد.

از آنجایی که بسیاری از سهامداران از ورود و خروج پول هوشمند به سهم اطلاعی ندارند و ریزش‌های سهم را اصلاح تصور می‌کنند، انتظار رشد قیمتی پس از هر ریزش و اصلاح دارند، اما ممکن است این اصلاح هرگز بازگشتی در پی نداشته باشد و سهامداران خرد متضرر می‌شوند و زمان را در سرمایه‌گذاری خود ازدست‌داده و فرصت‌های سرمایه‌گذاری بهتر را از دست می‌دهند. بیشتر سهامداران خرد در قیمت‌های بالا سهام را خریداری کرده‌اند و ازآنجاکه نقدینگی و قیمت سهم روند نزولی پیداکرده، شانس خروج از سهم بسیار کم می‌شود.

بدین‌صورت پول هوشمند قدرتمندتر شده و این چرخه را چندین بار تکرار می‌کند. لازم به ذکر است، ورود پول هوشمند به سهم یا بازار، پیوسته نیست و تشخیص آن برای سهامداران عادی دشوار است. معمولاً این اتفاق یک یا دو بار در سال رخ می‌دهد که موجب رشد سریع قیمت سهام می‌شود و سهامداران می‌بایست نسبت به خروج پول هوشمند و شناسایی سود، هوشیار باشند تا حاشیه سودشان دچار آسیب نشود.

پول هوشمند زمانی وارد بازار می‌شود که قیمت سهم در کف خود قرار دارد یا به پایین‌ترین حد خود رسیده و نسبت به سهم امیدواری وجود نداشته و تقاضایی برای خرید سهم نیست. پول هوشمند به این دلیل وارد سهم می‌شود تا این عدم تقاضا را برطرف سازد. با ورود پول هوشمند، فشار فروش سهم کاهش‌یافته و قیمت سهم افزایش می‌یابد.
گاهی اوقات می‌توان با استفاده از فیلتر‌ها در دیده‌بان بازار ورود نقدینگی به بورس را تشخیص داد. به همین جهت باید عواملی را که در ورود نقدینگی به بورس مؤثر است تشخیص داد و فیلتر‌های مربوط به آن را نوشته و در دیده‌بان بازار اجرا کرد. یکی از عواملی که می‌تواند ورود نقدینگی به سهم را مشخص کند حجم معاملات است که استفاده از آن می‌تواند کمک بسیاری به سرمایه‌گذار کند و با استفاده از آن سهامی که به‌یک‌باره حجم معاملات آن افزایش پیدا می‌کند را در فیلتر مشخص کرد. دستور زیر یکی از فیلتر‌های ورود نقدینگی به سهم را نشان می‌دهد:

فیلتر ورود نقدینگی به بورس

این فیلتر سهم‌هایی که حجم معاملات آن‌ها ۴ برابر میانگین حجم هفته گذشته است را نشان می‌دهد. این فیلتر می‌تواند معیاری جهت ورود پول به سهم باشد. به منظور استفاده از این فیلتر، کافی است آن را در بخش فیلتر سایت tsetmc تایپ کنید.

ورود و خروج نقدینگی در بورس

به خاطر داشته باشید که باید وضعیت تکنیکال و تابلو خوانی سهم را هم مدنظر داشته باشید تا با استفاده از آن قادر باشید سهامی که ورود نقدینگی در آن اتفاق افتاده است را تشخیص دهید و سپس اقدام به معامله کنید.

عوامل دیگر برای ورود و خروج نقدینگی در بورس

برای نقدینگی می‌توان معیار‌های مختلفی را در نظر گرفت که اندیکاتور‌های تکنیکالی و یا میزان مشارکت سرمایه‌گذاران حقیقی در بازار ازجمله آن‌ها هستند. ابتدا به یکی از مهم‌ترین معیار‌های تکنیکالی نماینده نقدینگی، یعنی اوسیلاتور MFI یا شاخص جریان نقدینگی می‌پردازیم که نام دیگر آن RSI موزون شده با حجم است. مزیت این شاخص نسبت به RSI در اضافه شدن حجم به آن است، چراکه بسیاری از تحلیلگران اعتقاد دارند که حجم معاملات از مهم‌ترین مؤلفه‌های تعیین‌کننده روند است. به لحاظ تئوریک افزایش مقدار این اوسیلاتور به معنای قدرت خرید ناشی از ورود نقدینگی و کاهش آن نیز نشانی احتمالی از قدرت فروش ناشی از خروج نقدینگی خواهد بود. البته MFI تنها یک معیار از ورود و خروج نقدینگی است و باید به معیار‌های دیگری همچون وضعیت مؤلفه‌های بنیادی بازار ازجمله وضعیت بازار‌های جهانی، نرخ ارز و حتی مسائل سیاسی نیز توجه داشت. روند‌ها پراهمیت‌تر و معنادارتر از اندیکاتور‌ها هستند و باید در کنار بررسی تکنیکال، مسئله بنیادی و وضعیت تابلوی نماد‌ها و گروه‌های مهم بازار سهام را نیز در نظر گرفت.

بورس بازان ضرر کرده چه زمانی دست به فروش بزنند؟

پیش بینی بورس

اواخر فروردین ماه و اوایل اردیبهشت سال ۱۴۰۰ به واسطه گردش نقدینگی بالا در کشور شاخص کل بورس نیز رشد خواهد کرد.

کارشناس بازار سرمایه با اشاره به اینکه روزهای خوب بورس فروردین و اردیبهشت از راه می‌رسد گفت: روند شاخص بورس در فروردین ماه با ابهام روبه افزایش گردش نقدینگی در بورس افزایش گردش نقدینگی در بورس رو است و پیش بینی ها نشان می‌دهد که برخی از سهام ها درآن بازه زمانی رشد ارزش را تجربه کنند.

برخی دیگر از سهام ها ممکن است رشد نداشته باشند؛ اما در اواخر فروردین ماه و اوایل اردیبهشت سال ۱۴۰۰ به واسطه گردش نقدینگی بالا در کشور شاخص کل بورس نیز رشد خواهد کرد.

وی در ادامه در خصوص منبع این نقدینگی افزود: به طور سنتی در ایران و در سایر کشورهای دنیا یک ماه مانده به انتخابات پول در جامعه طریق می شود؛ طریق پول در جامعه یعنی گردش مالی بالا و حال این گرش مالی می تواند از هر بازاری سر در بیاورد.

در حال حاضر ساده ترین بازاری که این پول می تواند از آن سر در بیاورد بازار سهام است و پیش بینی می شود که این بازار در این بازه زمانی در پررونق ترین حالت خود باشد.

در نتیجه فروردین و اردیبهشت ماه بهترین زمان برای افرادی است که در این بازار ضرر کردند تا نسبت به فروش سهام خود اقدام کنند.

آیا رشد شاخص همه سهم‌هارا شامل می شود؟

علی حیدری در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا رشد شاخص کل بورس همه سهم‌ها را دربرمی‌گیرد یا خیر گفت: خیر؛ در حال حاضر این احتمال وجود دارد که رشد شاخص بورس شامل سهم‌های صادرات محور مانند پتروشیمی شود و دلیل آن نیز افزایش احتمالی قیمت دلار است که همسو با تورم و یا انتظارات تورمی که در جامعه حاکم است اتفاق خواهد افتاد.

دیگر گروه فلزات هم رشد خواهند داشت چراکه در حیطه بین المللی مدیریت اکثر اقتصادهای بین الملل در حیطه بحران کرونا بی نظیر بوده است به همین خاطر امید به رونق اقتصادی در سطح جهانی در حال شکل گیری است.

این بدان معناست که درخواست برای کالاها در فصل بهار افزایش پیدا می‌کند؛ البته در این چرخه اقتصادی فلزات، تولیدات ایران تاثیری ندارد اما اخبار خوشبینانه در این مسیر مورد استفاده قرار خواهند گرفت و بازار رشد خواهد داشت.

افزایش گردش نقدینگی در بورس

You are using an outdated browser. Please upgrade your browser or activate Google Chrome Frame to improve your experience.

نهنگ نقدینگی در حوضچه بورس

نهنگ نقدینگی در حوضچه بورس

بررسی‌ها حکایت از عدم‌تناسب دو کفه عرضه و تقاضا در بازار سهام دارد. در حالی که سمت تقاضا با رشد دو مولفه افزایش حجم و گردش نقدینگی به هیات نهنگی عظیم‌الجثه درآمده، در مقابل سمت عرضه به‌دلیل تثبیت میزان شناوری سهام شرکت‌ها در نقطه ۲۵ درصد وزن متناسب خود را بالا نبرده است. طبق این بررسی نسبت گردش نقدینگی در بازار سرمایه به ۶۰ درصد رسیده است؛ شاخصی که نشان می‌دهد افزایش سرعت دست‌به‌دست شدن سهم‌ها در بازار به میانگین‌های جهانی نزدیک شده است.

صعود سریع بورس در پنج ماه گذشته بسیاری از نسبت‌ها را در بازارسهام از تناسب منطقی خارجی کرده؛ حالا محاسبات نشان می‌دهد در حالی که نسبت گردش نقدینگی در بازارسرمایه به ۶۰ درصد رسیده، همچنان فقط ۲۵ درصد سهام شرکت‌ها در این بازار شناور است. چهارماه آغازین سال ۹۹ با رشد ۲۸۰ درصدی نماگر اصلی بورس تهران به پایان رسید. به دنبال رشد چشمگیر ورودی پول‌های تازه به گردونه معاملات سهام، بررسی‌ها از نزدیک شدن گردش نقدینگی در بورس تهران به استانداردهای بین‌المللی حکایت دارد. این مهم در حالی رقم خورده است که سهام شناور بورس تهران همچنان کمتر از ۲۵ درصد است و قوانین خودساخته نیز مانعی بر سر راه افزایش کارآیی بازار سهام است. با وجود این اما هجوم نقدینگی به سبب انتظارات رو به بالای تورمی سبب شده تا درصد دست به دست شدن کل سهام بازار به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده و نسبت گردش نقدینگی به ۶۰ درصد برسد.

نسبت گردش نقدینگی چیست؟

یکی از مهم‌ترین‌ مزایای بازار سهام نقدشوندگی بالا است. نقدشوندگی یکی از معیارهای مهم جهت سرمایه‌گذاری است که سرعت نقد شدن سرمایه افراد را تعیین می‌کند و همواره موردتوجه سرمایه‌گذاران است. به عبارت دقیق‌تر، نقدشوندگی پایین، پیامدهای منفی را به‌همراه دارد؛ از سویی جذابیت خرید سهام در این شرایط کاهش می‌یابد (سرمایه‌گذار تمایلی به خرید سهامی که از نقد‌شدن سریع آن واهمه دارد، نخواهد داشت) و از طرف دیگر، نوسانات هیجانی قیمت‌ها به علت سطح پایین حجم معاملات رقم می‌خورد. در این راستا برای سنجش میزان نقدشوندگی نسبت‌های گوناگونی محاسبه می‌شود. در این میان نسبت گردش نقدینگی (turnover ratio) یکی از معروف‌ترین نسبت‌های مزبور است. نسبتی که توضیح‌دهنده توانایی بازار در جذب معاملات بزرگ بدون ایجاد نوسان شدید در قیمت‌ها است. این نسبت را می‌توان با تقسیم جمع ارزش معاملات یک بازار بر متوسط ارزش کل آن بازار در یک دوره زمانی خاص محاسبه کرد. تفسیر نسبت گردش نقدینگی از این قرار است که چنانچه این رقم ۱۰۰ درصد باشد، یعنی در بازه مشخص مورد بررسی، تمامی سهام معامله‌شده در بازار حداقل یک‌بار دست به دست شده‌اند. یافته‌های این بررسی نشان می‌دهد در ۱۰ سال گذشته همواره نسبت مذکور برای بورس تهران کمتر از ۳۸ درصد بوده است. به عبارتی تمام سهام معامله شده در بازار در طول یک‌سال ۳۸/ ۰ بار دست‌به‌دست می‌شوند. این در حالی است که میانگین جهانی این نسبت فراتر از ۱۰۰ درصد بود. از این‌رو فاصله قابل‌توجهی میان بورس تهران با استانداردهای بین‌المللی وجود داشت. با وجود این یافته‌های حکایت از نزدیک شدن نسبت گردش نقدینگی بورس تهران به میانگین جهانی در سال‌جاری دارد. به‌طوری که در صورت تداوم ورود پول در اندازه‌های فعلی به گردونه معاملات سهام تا پایان سال ۹۹، نسبت گردش نقدینگی در بورس تهران به حدود ۶۱ افزایش گردش نقدینگی در بورس درصد افزایش خواهد یافت. این در حالی است که همچنان بورس تهران از ضریب شناوری پایینی برخوردار است و در عین حال قوانین محدودکننده‌ای همچون دامنه نوسان قیمت و حجم مبنا که مختص بازار سهام ایران است خود مانعی بر سر راه افزایش نقدشوندگی سهام است.

نقدشوندگی از نگاه بین‌المللی

بررسی بازارهای جهانی سهام و برای بازه‌های سالانه نشان می‌دهد در بورس‌های پیشرفته، نسبت مزبور بیش از یک یا همان ۱۰۰ درصد است و حتی برای برخی کشورها به ۲۰۰ درصد هم می‌رسد. به این ترتیب، ارزش کل سهام معامله شده در یک سال، حداقل با ارزش کل بازار برابر است یا به عبارتی، کل سهام موجود در یک بازار حداقل یک‌بار در مدت یک سال معامله می‌شوند. این بررسی که بر اساس داده‌های بانک جهانی (WB) برای پایان سال ۲۰۱۹ انجام شده است، نشان می‌دهد چین با نسبت گردش مالی ۷/ ۲۲۳ درصد در صدر نقدشونده‌ترین بازارها است.

گردش مالی بورس آینه انتظارات تورمی

بررسی نسبت مزبور در بورس تهران نشان می‌دهد با وجود میانگین ۴/ ۲۴ درصدی گردش مالی در این بازار، در سال‌های متفاوت این نسبت تغییراتی داشته است. در این میان موضوع جالب تفاوت محسوس این نسبت در سال‌هایی است که رویداد سیاسی مهم انتخابات ریاست‌جمهوری در جریان است. از این‌رو طی سال‌های ۸۸ و ۹۲ شاهد افزایش این نسبت و رشد آن به بالاتر از ۳۰ درصد هستیم که می‌توان آن را به چشم‌اندازهای آتی اقتصادی-سیاسی ارتباط داد. در سال ۹۶ اما با وجود قرار گرفتن در این رویداد سیاسی اما شاهد کاهش نرخ تورم به محدوده ۹ درصد بودیم. از این‌رو شاید بتوان عنوان کرد نسبت مذکور که نشانی از کارآیی بالای بازار سهام در سطوح جهانی دارد، بیشتر انتظارات تورمی فعالان اقتصادی را نشان می‌دهد. از اواخر سال ۹۸ تا به امروز اما شاهد هجوم قابل‌توجه نقدینگی به گردونه معاملات سهام بودیم؛ روندی که البته عمدتا از انتظارات تورمی رو به بالا سیگنال گرفت و در صورت تداوم این شرایط تا پایان سال ۹۹، نسبت گردش نقدینگی به بیش از ۶۱ درصد خواهد رسید.

چگونه جریان نقدینگی در بورس ماندگار می‌شود؟

«شاخص بورس رکورد زد»، «بی‌سابقه‌ترین ورود نقدینگی به بورس» و «شاخص به یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحد رسید» اینها بخشی از عناوین و تیترهایی است که در ماه‌های اخیر در سایت‌ها و صفحات روزنامه‌ها زیاد دیده می‌شود، تیترهایی که پس از هر بار انتشار این وسوسه‌ را در ذهن برخی اهالی رسانه ایجاد می‌کند که آیا قیمت سهام شرکت‌ها از ارزش ذاتی‌شان دور نشده‌اند؟ به باور کارشناسان، در ماه‌های آینده دولت است که انتخاب می‌کند، آیا بازار سرمایه می‌تواند همچنان جذاب بماند؟ و آیا نقدینگی بازهم به این بازار روانه می‌شود؟

چگونه جریان نقدینگی در بورس ماندگار می‌شود؟

اقتصاد

کارشناسان می‌گویند هرچند رشد قیمت سهام شرکت‌ها این روزها بیشترین جذابیت را برای جذب سرمایه‌های خرد به بورس ایجاد کرده اما اگر افزایش تقاضا برای خرید سهام، به‌خصوص برای سهام شرکت‌های کوچک، با افزایش عرضه‌های اولیه همراه نشود قیمت سهام شرکت‌ها با ارزش ذاتی و واقعی خود فاصله خواهد گرفت. به گفته آنان افزایش تعداد عرضه‌های اولیه، افزایش سرمایه شرکت‌ها و تسهیل آن، عرضه سهام دولتی و خصوصی‌سازی آنها می‌تواند موجب افزایش عمق بازار و جریان نقدینگی ماندگار در بورس باشد.

علی آهو، مدیر سبدگردان شرکت سبدگردانی کاریزما در این رابطه، گفت: نسبت قیمت به درآمد بورس به‌عنوان بخشی از کل اقتصاد تابعی از عواملی چون تورم و نرخ بهره است.

او افزود: هنگامی که نرخ بهره به‌عنوان نرخ بدون ریسک افزایش یافته و تورم ثابت یا در حال کاهش است، در این شرایط باید نسبت قیمت به درآمد(P/ E ) معیار جهت مقایسه و ارزش‌گذاری سهام متناسب با نسبت قیمت به درآمد بدون ریسک ما باشد که این رقم تا قبل از سال ۹۷ حدود ۵ بود. از این سال به بعد با رهاشدن فنر دلار و جهش تورم که تاکنون نیز ادامه دارد، در کنار کاهش درآمد‌های نفتی و کاهش نرخ بهره بانکی عدد نسبت قیمت به درآمد جهت مقایسه و ارزش یابی سهام تقریبا به ۱۰ تا ۱۲ رسیده است. به این معنا که اگر سهامی P/ E کمتر از ۱۰ داشته باشد ارزشمند است و سهام بدون طرح و توسعه یا دارایی‌های دیگر که P/ E بیشتر از ۱۵ داشته باشد، سهام پر ریسک یا به اصطلاح حبابی هستند. علی آهو ادامه داد: بر اساس آخرین رصد از شاخص، ۱۹ شرکت ۵۰ درصد وزن شاخص بورس را در اختیار دارند و نمادهای شاخص‌ساز هستند و ۵۰ درصد دیگر شامل ۳۳۷ شرکت می‌شود. در این میان از ۱۹ شرکتی که نیمی از بار شاخص را بر دوش می‌کشند ۶۰ درصدشان ارزشمند هستند اما از نظر تعداد بیش از ۶۰درصد سهام از ارزش واقعی خود دور هستند.

تورم انتظاری عامل رشد قیمت سهام است

ابوالفضل شهر آبادی، مدیرعامل سبد گردان داریک پارس در این باره، گفت: بورس نبض و دماسنج اقتصاد است. اگر نبض می‌زند دلیل بر اقتصاد سالم نیست و در اقتصاد بیمار نیز شاخص‌های بورس می‌تواند رشد کند.

او ادامه داد: قیمت فعلی سهام شرکت‌ها تابعی از چند عامل است. اول بحث سودآوری شرکت است که هر چه شرکت سودآورتر باشد، قیمت سهام افزایش می‌یابد و افزایش سودآوری این شرکت‌ها به دلیل افزایش قیمت محصولاتشان بوده است. افزایش سرسام‌آور تورم و انتظارات تورمی دومین دلیل است. چون هم قیمت محصولات شرکت‌ها بیشتر شده و هم ارزش جایگزینی این شرکت‌ها افزایش یافته است. عامل سوم، وجود نقدینگی بسیار زیاد است که گرچه درصد نقدینگی ورودی به بازار سرمایه همچنان ناچیز است و ورود نقدینگی ۷۶ افزایش گردش نقدینگی در بورس هزار میلیارد تومانی از سال گذشته به بورس در مقایسه با نقدینگی ۲میلیون و ۵۰۰ هزار میلیارد تومانی کشور رقم چشمگیری نیست اما نسبت به روند تاریخی بورس، حجم زیادی را شامل شده است. علت دیگر رکود بازارهای رقیب در ماه‌های گذشته بود که مردم را به این بازار کشاند و با وجود رونق این بازارها در روزهای گذشته، بورس همچنان برای مردم جذاب‌تر است.

شهرآبادی افزود: با این حساب قیمت سهام تا حد زیادی واقعی است. زیرا با افزایش تورم، قیمت تولیدات شرکت‌ها افزایش یافته و سودآوری‌شان برای سهامداران جذاب می‌شود. در این میان بعضی شرکت‌های کوچک خطر حبابی شدن دارند و ترازنامه و ارزش ذاتی آنها از قیمت تابلو فاصله دارد.

کسانی که تجربه حضور در بورس را دارند این نکته را می‌دانند که مسکن، دلار، طلا و ارز همگی در بورس گنجانده شده‌اند. شرکت‌های صادرات محور، صندوق‌های طلا و شرکت‌های خودرو‌سازی همگی در بورس هستند و رشد این بازارها شامل حال سهام می‌شود. به گفته این کارشناس، اشتیاق عموم مردم به سرمایه‌گذاری در بورس حتی با وجود بازگشت احتمالی رونق به بازارهای دیگر موجب شده تا چشم‌انداز بورس مثبت باشد.

رشد ادامه‌دار بورس نیازمند رشد درون کانالی است

امیرعلی امیر باقری، کارشناس بازار سرمایه در این باره، گفت: در حال‌حاضر سهامی هستند که با انتظارات تورمی هنوز قیمت‌های معقولی دارند و در حقیقت قیمت آنها از ارزش واقعی‌شان واگرایی چندانی پیدا نکرده است.

او افزود: اگر بخواهیم در مورد کلیت بازار حکمی صادر کنیم، درصد قابل توجهی از سهام، قیمتشان با ارزش واقعی فاصله زیادی گرفته است. اما این نکته را باید در نظر گرفت که در سهام بزرگ و تاثیرگذار بورس با توجه به اتفاقات پیش رو، همچنان نباید منتظر حباب قیمتی باشیم. روند معاملات روزگذشته بازار سهام نشان داد شاخص بورس رشد منطقی را در پیش گرفته و کاهش قیمت سهام برخی شرکت‌ها در روز گذشته و پیش‌بینی اصلاح قیمت‌ها در هفته آینده گواه این ادعاست. با توجه به انتظاری که به درست یا غلط در بازار شکل گرفته در کل شاهد ریزش شاخص‌های بورس نخواهیم بود. به اعتقاد این کارشناس بازار سهام، رشد ادامه‌دار بورس نیازمند رشد درون کانالی و فرآیند دست به‌دست شدن سهام است.

میرمعینی، کارشناس بازار سرمایه نیز در این باره، گفت: تا دو ماه پیش بازار از لحاظ ارزندگی به سه قسمت تقسیم شده بود. دسته اول ۶۰ درصد بازار را در اختیار داشتند که حتی تا دو برابر بیشتر از ارزش ذاتی‌شان معامله می‌شدند که هیچ‌گونه عوامل و مولفه اقتصادی که در آینده قرار بود اتفاق بیفتد این رشد را توجیه نمی‌کرد. صرفا به خاطر کوچک بودن شرکت‌ها و تعداد سهام، دستکاری قیمت و معاملات گروهی با افزایش قیمت روبه‌رو شدند. او افزود: دسته دوم ۲۰ درصد از نمادها بودند که با افزایش برخی از مولفه‌های اقتصادی، رونق اقتصاد داخلی و بازارهای جهانی ارزش ذاتی‌شان افزایش یافت و امید این بود که ارزش ذاتی آنها به ارزش مبادلاتی برسد و ۲۰ درصد دیگر که در دسته سوم قرار می‌گرفتند، سهام شاخص‌ساز که عمدتا سهامی بودند که یا در محدوده ارزش ذاتی یا پایین‌تر از ارزش ذاتی معامله می‌شدند. با این حساب باید منتظر ماند که جریان نقدینگی موجب رشد قیمت‌ها شده یا منشا آن حمایت‌های دولت است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.