روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید


فرمول محاسبه ی سود هر سهم (EPS)

کدام سهم‌ها بنیادی و ارزشمند هستند؟

کارشناس بازار سرمایه: سهم‌های بنیادی در بازار بورس و فرا بورس سهم‌های کم ریسک تری هستند. سرمایه‌گذاران در این روزها باید بیشتر سهم‌ها را ازلحاظ بنیادی بررسی کنند.

به گزارش سرویس بورس مشرق، بازار سرمایه چهارشنبه روند متعادلی به خود گرفت و شاخص کل درنهایت با ریزش ۳ هزار و ۲۲۹ واحد یعنی ۳ دهم درصد، رقم ۱ میلیون و ۲۱۱ هزار و ۹۳۵ واحد را تجربه کرد.روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید

می‌توان گفت که بازگشت معاملات روزانه به تعادل بازار کمک کرد. اوضاع بازار در مقایسه با روز یکشنبه بهتر بود و دست‌کم از تعداد نمادهایی که در صف فروش بودند کاسته شد. بنابراین به نظر می‌رسد در هفته جاری صف‌های فروش جمع و حجم معاملات بیشتر ‌شود که این موضوع باعث ایجاد تعادل در بازار سهام خواهد شد.

بازگشت آرامش به بورس پس از توفان؟

فرشاد سیفی، کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه در تشریح وضعیت فعلی بیان کرد: بازار سهام از چندی پیش دچار اصلاحات و ریزش شده است و این مسئله به‌تبع باعث ریزش سهم‌های بنیادی و تکنیکال نیز شد.

وی افزود: وضعیت صورت مالی سهم‌های بنیادی که در گزارشات فصلی ارائه می‌شود و شامل سود و وضعیت فروش است، بسیار مناسب بوده و بازدهی بسیار مطلوبی داشته‌اند. اما متأسفانه در ریزش‌های اخیر این موارد دیده نشد و به‌اصطلاح، تر و خشک باهم سوخت.

سیفی ادامه داد که متأسفانه بازار فعلی چه ازنظر بنیادی و چه تکنیکال تحلیل‌پذیر نیست. چراکه این روزها بحث سود ناخالص و سود هر سهم یا P/E که در صورت‌های مالی و گزارش ۹ ماهه مشاهده می‌کنیم، به‌علاوه وضعیت سال جاری و سال جدید آن‌ها اصلاً در خریدوفروش‌ها دیده نمی‌شوند.

این تحلیلگر تأکید کرد: در کل سهم‌های بنیادی در بازار بورس و فرا بورس سهم‌های کم ریسک تری هستند. سرمایه‌گذاران در این روزها باید بیشتر سهم‌ها را ازلحاظ بنیادی بررسی کنند. درواقع باید بعضی سهم‌ها که در گروه‌های پالایشی، غذایی، سیمانی و خودرویی هستند را دقیق بررسی کنند و ببینند که کدام‌یک از آن‌ها ازلحاظ بنیادی دارای برنامه‌ریزی‌های منظم و سودآوری‌های خوبی است.

او ابراز کرد: نکته حائز اهمیت این است که انتخابات آمریکا تبعاتی بر بازار سرمایه داشته و خواهد داشت . اما روند بازار ما راه جدایی از این روند دارد چراکه مدت طولانی است که در شرایط تحریم هستیم و بازار سرمایه تا حدودی راه خود را از این موضوعات جدا کرده است.

سیفی بابیان اینکه در این مدت بازارهای ارز، خودرو و طلا رشد و روند صعودی بالایی داشته‌اند، معتقد است که اکنون می‌توان گفت بازار سرمایه جایی است که فرصت رشد و صعود بالایی خواهد داشت. زیرا به نسبت بازارهای موازی خود رشد قابل‌توجهی نداشته است.

تصمیمات نا به‌جا در زمان‌های نامناسب؛ علت زیرش سهم‌های ارزنده و بنیادی

کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: موضوع دیگری که بسیار مهم است تصمیمات نا به‌جا در زمان‌های نامناسب است که باعث شد سهم‌های ارزنده نیز ریزش داشته باشند و به نسبت ارزش ذاتی خودشان نیز پایین‌تر بیایند. بنابراین دولتمردان باید تصمیمات درستی اتخاذ کنند تا بتوانند روند بازار سرمایه را جدا از این مؤلفه‌ها جا کنند. زیرا دولت خودش مردم را به حضور در بازار بورس تشویق کرد.

وی یادآور شد که در همین میان برخی اساتید بورس نیز مطرح کردند بازار سرمایه بیش‌ازحد رشد کرده است و این رشد دچار نوسانات خواهد شد و در همین شرایط افراد جدیدی وارد بازار بورس شدند که تجربه و دانش کافی را نداشتند و همین مسائل باعث اصلاح بازار شد.

سیفی اضافه کرد: عده دیگری با توجه به تمام این اتفاقات و پیش‌خور کردن نتایج انتخابات، برای ارزش ذاتی بسیاری از سهم‌ها که در واقعیت ارزنده نبودند روند رشد بسیار بالایی را در نظر گرفتند و بعضاً برخی شرکت‌هایی که به ورشکسته بودند و سهم‌هایشان ارزش ذاتی واقعی نداشتند که قابل معامله باشند یا رشد بالایی داشته باشند در این میان سرمایه‌هایی هنگفتی را به دست آوردند.

تحلیلگر بنیادی بازار سرمایه بابیان اینکه برخی سهم‌ها مانند فملی ازلحاظ قیمت جهانی رو به بالا هستند، تأکید کرد که به‌راحتی می‌توان گفت این سهم بسیار ارزنده است. سهم‌هایی نیز همچون فولاد مبارکه و یا فولاد کاوه و موارد دیگر ازاین‌دست، در بازار وجود دارند که رشدی نداشته و به‌اصطلاح از بازار عقب‌افتاده‌اند.

سیفی یکی از دلایل ریزش شدید شاخص را حمایت دولت از سهم‌های شاخص ساز دانست و یادآور شد که متأسفانه در این مدت دولت تنها از سهم‌های شاخص ساز حمایت کرد و باعث شد شاخص روند صعودی به خود بگیرد و به‌تبع سهم‌های کوچک هیچ حمایتی نشدند و سهم‌های کوچک درروند رشد شاخص جا ماندند و رشد آن‌چنانی به خود ندیدند. از طرفی مردم هم نتوانستند در سهم‌های شاخص ساز که هرروز روند صعودی داشتند ورود کنند. به همین جهت به سایر سهم‌ها ورود کردند و به دلیل عدم دانش کافی تصور می‌کردند که این سهم‌ها نیز مانند سهام شاخص ساز رشد خوبی خواهند داشت. همین موضوع موجب شد تا سرمایه‌گذاری در سهم‌های کوچک صورت گیرد.

وی عنوان کرد: از همین رو بعد از ریزش شاخص ضرر هنگفتی به سهامداران سهم‌های کوچک وارد شد و سرمایه خود را از دست دادند. این افراد روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید که بنا به دعوت دولت به بورس، سرمایه اندک خود در زندگی روزمره و معیشت را وارد بازار سرمایه کرده بودند موردحمایت دولت قرار نگرفتند و این مسئله موجب شد که سهامشان ریزش و سرمایه‌هایشان از دست برود.

کدام سهم‌ها بنیادی و ارزشمند هستند؟ / بازار راه خود را جدا خواهد کرد و سهم‌های بنیادی به روند صعودی برمی‌گردند

این کارشناس می‌گوید که امروز در بازار سهم‌های بنیادی زیادی داریم. به‌طور مثال: اخابر، فملی، فولاد، شاراک و ویتانا سهم‌های بسیار ارزنده‌ای هستند که بنیاد قوی دارند. در گروه حمل‌ونقل نیز سهمی مانند حکشتی ارزش خوبی دارد. اما متأسفانه این روزها از طرف بازیگردان سهم هیچ حمایتی نمی‌شود گرچه این سهم بنیاد خوبی دارد و ارزنده است. در گروه بانکی‌ها نیز وبلمت سهم بنیادی خوبی است و در گروه سیمانی‌ها نیز می‌توان ستران را نام ببرد.

سیفی اظهار کرد که به‌هرحال بازار راه خود را جدا خواهد کرد و این سهم‌ها بازمی‌گردند و روند صعودی به خود می‌گیرند. سرمایه‌گذاران باید صبور و نگاهشان به بازار سرمایه بلندمدت باشد.

او عنوان کرد که در ابتدا باید گفت که تحلیل بنیادی در راستای شناسایی سهم بنیادی در سطح یک شرکت شامل تحلیل عوامل مالی ازجمله سودآوری شرکت برای تعیین ارزش ذاتی است. این متغیرها شامل فروش، استهلاک، حاشیه سود، منابع مالی، نرخ مالیات، گردش دارایی‌ها است.

تحلیلگر بازار سرمایه می‌گوید: قدم بعدی در راستای شناسایی سهم بنیادی، می‌تواند شامل سنجش جایگاه رقابتی شرکت در صنعت مربوطه، سطح تکنولوژی، کیفیت مدیریت، رقابت خارجی و مواردی ازاین‌دست باشد. در نظر داشته باشید که تعدادی از این عوامل تحت کنترل خود شرکت است که باید در انتخاب سهم بنیادی موردتوجه قرار گیرد.

وی ضمن اشاره به حائز اهمیت‌ترین شاخص‌ها تأکید کرد: نرخ تورم، میزان رشد تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری، تغییرات در میزان عرضه و تقاضای پول و … مهم‌ترین شاخص‌ها هستند. در ضمن ارزیابی قسمت‌های مختلف اقتصادی با توجه به شاخصه‌هایی مانند؛ سهم هر بخش در تولید ناخالص داخلی و میزان رشد اقتصادی، فرصت‌های رشد و سرمایه‌گذاری موجود، فضای کسب‌وکار رقابتی و میزان حساسیت صنعت به سیاست‌های داخلی و خارجی، صورت می‌پذیرد و درنهایت باید به بررسی عوامل مختص شرکت منجر شود.

سیفی اظهار کرد: سرمایه‌گذاران می‌بایست به‌سلامت مالی شرکت و کیفیت سود گزارش‌شده آن توجه داشته باشند و باید گفت که خرید سهام حتماً تحت عوامل تکنیکال نیست. بلکه باید عوامل بنیادی بیان‌شده را نیز در راستای خریدی بهتر در نظر داشت. این عوامل بنیادی تعیین‌کننده ارزش ذاتی یک شرکت خواهند بود. بنابراین سهامداران باید با توجه به وضعیت شرکت ارزش آن را تخمین بزنند و با این کار می‌توانند به آینده سهام آن شرکت امیدوار باشند تا سهام آن‌ها بتواند در شرایط بد بازار قیمت و ارزش ذاتی خود را حفظ نماید.

چه کسی مقصر اصلی نابسامانی بورس تهران است؟

وی در تشریح این سؤال می‌گوید که بسیاری از علاقه‌مندان سیاسی و اقتصادی با وعده‌ها و دعوت شخص رئیس‌جمهور به بورس تهران وارد شدند و به‌جرئت می‌توان گفت که دولت یازدهم بورس تهران را در بهترین وضعیت خود در سال ۹۲ تحویل گرفت. اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که دولت نه‌تنها با بی‌تدبیری باعث از دست رفتن اعتماد سهامداران شد، بلکه میزان نارضایتی سهامداران به‌شدت افزایش‌یافته است. آنچه عملاً در بازار سرمایه رخ داد سوءاستفاده از حضور و اعتماد مردم و سهامداران حقیقی در ورود به این بازار بود.

فعال بازار سرمایه کاهش شاخص‌ها و ارزش معاملات را حکایت از بهره‌برداری برخی جریانات از این بازار و سوءاستفاده از اعتماد مردم به آن می‌داند و می‌گوید: متأسفانه هیچ‌کس پاسخگوی این وضعیت نیست!

او ابراز کرد: واقعاً باید حق داد که تحلیلگران بورسی سرگیجه بگیرند. زیرا بورس فعلی شبیه هیچ‌ دوره‌ای نیست. جذابیت سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه در حال حاضر به دلیل وجود ابهامات زیاد و وضع نابسامان بازار سرمایه، از بین رفته و به همین دلیل این حجم نقدینگی از بورس خارج‌شده است. بنابراین بیشتر کسانی که موفق به‌نقد کردن دارایی خود در بازار سرمایه می‌شوند، به نحوی سرمایه خود را به بخش های کم ریسک و پر بازده انتقال می‌دهند.

تحلیلگر بازار سهام ادامه داد که تصمیم سئوال بر انگیز مدیران بازار در خصوص نحوه انجام معاملات این بازار که به کاهش جذابیت آن و در نتیجه محدود شدن معاملات در آن می انجامد با واکنش هیجانی و فرارگونه معامله گران رو به رو شد.

سیفی اظهار می‌کند: اینجاست که مَثَل "در و تخته با هم جور می‌شود" مصداق پیدا می‌کند. اطمینان بخشی و ایجاد ثبات و شفافیت جهت فراهم کردن امکان تصمیم گیری فعالان هر بازار ساختار یافته، از وظایف اصلی و دلایل وجودی مدیران است اما تمام این وظایف در تصمیمات اخیر یکجا قربانی شد.

او افزود: در شرایطی که اعتماد مردم از بازار بورس ساقط شد، بهتر است دولتمردان به فکر چاره ای برای از بین نرفتن سرمایه های مردم باشند که بدون زیرساخت های لازم و بدون دانش کافی مردم را به بورس دعوت کرده اند. زیرا موج جدید اصلاحات در بلندمدت اثر زیان‌باری برجای خواهد گذاشت.

این کارشناس تأکید کرد که وضعیت نابسامان و آشفته معاملات موضوع عیانیست که در یادداشت های پیشین نیز به آن اشاره کرده ام. اما آیا علاج یک بیماری سر به نیست کردن بیمار است؟ ایراد بزرگ بازار اصلی که حاکی از طفولیت بازار در کشور یا نگاه این چنینی مسئولان به بازار است. در هر صورت واشکافی تمام ابعاد این تصمیم در حوصله این گفتگو نیست. اما می‌تواند گویای زوایای مختلفی از نحوه مدیریت بازار سرمایه در ایران باشد.

وی می‌گوید که این گونه دست اندازی دولت به منابع شرکت‌هایی که سهام آن در دست عموم است، بسیار جای سؤال است. گرچه ذات بازار سرمایه نوسان است، اما تغییرات قیمتی آغاز شده از مرداد تاکنون فراتر از نوسان بوده است.

مسئولانی که مردم را به بورس دعوت کرده اند، بهتر است به فکر چاره باشند

سیفی ادامه داد: نکته اساسی این است که ممکن است هم اکنون سرمایه‌گذارانی را داشته باشیم که چنین تجربه ای را نداشته‌اند و از زمان ورودشان به بازار سرمایه تا به امروز صرفا شاهد رشد مستمر بازار بوده اند. طبیعتا این مسئله با ذات بازار سرمایه در تضاد است. زیرا بازار سرمایه در حقیقت بازاری است که متاثر از شرایط شرکت ها، صنایع، و کلیت بازار است.

تحلیلگر بازار سهام ابراز کرد: با این حال تجربه نشان داده بازار در میان مدت و بلندمدت فرصت هایی را ایجاد می‌کند که منجر به بازدهی می‌شود و طبیعتا سرمایه‌گذارانی در این بازار برنده خواهند بود که تمایلی به ماندن، صبر و تحلیل بیشتری داشتند. درنتیجه به سرمایه‌گذاران توصیه می‌شود که نگاه و برنامه خود را میان مدت تر و بلندمدت تر کنند.

وی خطاب به سرمایه‌گذاران گفت که موقعیت فعلی بازار این اجازه را می دهد تا بتوانید سبدهای نامطلوب خود را با سبدهای بهتر چینش و منتظر باشند در میان مدت ریسک های عمومی بازار از بین برود. اینگونه انتخابی بهینه خواهند داشت و تحلیل های به موقع موجب پاداش در آتیه خواهد شد.

کدام شرکت های بورسی رشد بهتری خواهند داشت؟

با توجه به شرایط اقتصادی، سیاسی و… کشور پیش‌بینی می‌کنم شرکت‌های سرمایه‌گذاری محور و کالاهای اساسی رشد مناسب‌تری داشته باشند. همچنین، هلدینگ‌های گروه‌های مختلف بازار به دلیل رشد مناسب زیرمجموعه‌هایشان و بالا رفتن NAV آن‌ها، پتانسیل مناسبی جهت رشد خواهند داشت.

او به سهامداران بازار گفت که پیشنهاد می‌کنم در شرکت‌های نقد شونده که دارای حجم معاملات مناسبی هستند، سرمایه‌گذاری کنید تا ریسک معاملات شما کاهش یابد.

سیفی در انتها یادآور شد برای اینکه سرمایه‌گذاری موفقی در بورس داشته باشیم، نیاز است تا استراتژی خوب و مناسبی را در پیش بگیریم. در استراتژی های مناسب، معامله گر به سمت سهام هایی جذب می‌شود که ازلحاظ بنیادی بسیار قوی باشند و پایه و اساس شرکت سودده و در برابر ناملایمات بازار مقاوم باشد.روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید

تحلیل تکنیکال در بورس به چه معناست؟

تحلیل تکنیکال در بورس

تحلیل تکنیکال در بورس به همراه تحلیل بنیادی دو روش تحلیلی پرکاربرد هستند که با هدف پیش‌بینی رفتار آتی سهام، به کار گرفته می‌شوند. در تحلیل تکنیکال با نگاهی به داده‌های گذشته، رفتار آتی را پیش‌بینی می‌کنیم. از این داده‌ها می‌توان به قیمت، حجم معاملات و هر داده‌ای که پیوستگی داشته باشد و بتوان اثر آن را در آینده پیش‌بینی کرد، اشاره کرد.

تحلیل تکنیکال در بورس بر خلاف تحلیل بنیادی، ارزش ذاتی اوراق بهادار را در نظر نمی‌گیرد و تنها از روی تحلیل و بررسی نمودارها، رفتار آتی را پیش‌بینی می‌کند.

همانطور که گفته شد، برخلاف تحلیل بنیادی که به دنبال یافتن ارزش ذاتی یک سهم بر اساس عواملی مثل فروش و درآمد آن شرکت است، در تحلیل تکنیکال تمرکز روی قیمت و حجم معاملات است. بسیاری از معامله‌گران بازار سهام، از روش تحلیل تکنیکال برای تولید سیگنال‌های کوتاه مدت و گاها نوسانگیری استفاده می‌کنند.

همچنین می‌توان قدرت یا ضعف یک سهم نسبت به دیگر سهام یا بازار سنجیده شود و نهایتا با استفاده از ابزارهایی که در این روش تحلیلی استفاده می‌شود، بهترین نقطه ورود یا خروج از یک سهم مشخص شود.

تجزیه و تحلیل تکنیکال را می‌توان در هر بازاری که داده‌های معاملاتی پیشین دارد، به کار برد. این بازارها می‌تواند سهام، معاملات آتی، کالاها، صندوق درآمد ثابت، ارزها و سایر اوراق بهادار باشد.

تحلیل تکنیکال در بورس با این فرض به‌کار گرفته می‌شود که فعالیت معاملاتی گذشته و تغییرات قیمت یک اوراق بهادار یا سهم می‌تواند شاخص ارزشمندی برای حرکت‌های آتی قیمت اوراق بهادار باشد. تحلیلگران حرفه‌ای اغلب از تجزیه و تحلیل تکنیکال به همراه سایر روش‌های تحقیق استفاده می‌کنند. معامله گران خرد ممکن است فقط بر اساس نمودارهای قیمت سهام و آمار مشابه تصمیم بگیرند، اما تحلیلگران فعال و صاحبان سهام به ندرت تحقیقات خود را فقط به تحلیل بنیادی یا تکنیکال محدود می‌کنند.

تحلیلگران تکنیکال همچنین انواع مختلفی از سیستم‌های معاملاتی را برای یافتن و پیش‌بینی روند ایجاد کرده‌اند. برخی از شاخص‌ها مثل محدوده‌های حمایت و مقاومت، در درجه اول بر شناسایی روند فعلی بازار متمرکز هستند، و برخی دیگر بر تعیین قدرت یک روند و احتمال ادامه آن تمرکز دارند. شاخص‌های تکنیکال و فنی و الگوهای نمودار معمولا در خط روند، کانال‌ها، میانگین متحرک و شاخص‌های حرکت مورد استفاده قرار می‌گیرند.

تحلیل تکنیکال بر سه اصل استوار است

تحلیلگران تکنیکال معمولا نتایج و تحلیل‌های خود را بر مبنای سه فرضیه زیر ارائه می‌کنند.

  1. همه چیز در نمودار قیمت دیده شده است.
  2. قیمت ها طبق روند مشخصی حرکت می‌کنند.
  3. تاریخ تکرار می‌شود.

رویکرد صحیح را انتخاب کنید

به طور کلی دو روش متفاوت برای تحلیل تکنیکال وجود دارد: رویکرد از بالا به پایین و رویکرد از پایین به بالا. اغلب اوقات، معامله‌گران کوتاه مدت رویکردی از بالا به پایین و سرمایه‌گذاران بلند مدت رویکردی از پایین به بالا انتخاب می‌کنند.

رویکرد از بالا به پایین

رویکرد از بالا به پایین یک تحلیل اقتصادی کلان است که در مرحله اول قبل از این که به بررسی اوراق بهادار بپردازد، اقتصاد کلان را بررسی می‌کند. در این رویکرد معامله‌گر برای انتخاب یک سهم، ابتدا بر مولفه‌های اقتصاد کلان مثل تورم و نرخ بهره، سپس عوامل موثر بر صنعت مثل افزایش یا کاهش قیمت دلار و در نهایت به بررسی سهم مورد نظر می‌پردازد. معمولا نگاه این طیف از معامله‌گران کوتاه مدت است.

رویکرد از پایین به بالا

رویکرد پایین به بالا بر تک تک سهام متمرکز است و برخلاف دیدگاه اقتصادی قبلی به صورت کلان نیست. تمرکز این روش، یافتن نقاط مناسب ورود و خروج است. به عنوان مثال، یک سرمایه‌گذار ممکن است یک سهام مناسب را در روند نزولی پیدا کند و از تجزیه و تحلیل تکنیکال برای شناسایی نقطه ورود خاص در زمانی که سهام می‌تواند در پایین‌ترین قیمت باشد استفاده کند. این تحلیلگران در تصمیمات خود به دنبال ارزش هستند و قصد دارند نگاه طولانی مدت به معاملات خود داشته باشند.

علاوه بر این دو رویکرد، بسیاری از معامله‌گران ترجیح می‌دهند از انواع مختلف تحلیل‌ها در کنار هم استفاده کنند. گروهی از معامله‌گران که به نوسانگیری (خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالاتر در مدت زمان کوتاه) علاقمند هستند، معمولا ابزارهای متنوعی از تحلیل تکنیکال در بورس را استفاده می‌کنند.

مزایای تحلیل تکنیکال در بورس

توانایی شناسایی علائم تغییر روند قیمت در بازار، یکی از مولفه‌های اصلی هر استراتژی معاملاتی است. همه معامله‌گران باید یک روش برای تعیین بهترین نقاط ورود و خروج داشته باشند که استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال روش بسیار محبوبی برای انجام این کار است.

در حقیقت، از ابزارهای تحلیل تکنیکال به طور معمول و مداوم استفاده روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید می‌شود، به طوری که بسیاری معتقدند که تحلیلگران تکنیکال قوانین معاملاتی ایجاد کرده‌اند، که هرچه تعداد بیشتری از معامله‌گران از همان شاخص‌ها برای یافتن محدوده حمایت و مقاومت استفاده کنند، خریداران و فروشندگان بیشتری در همان محدوده (برای خرید و یا فروش)‌ اجماع خواهند کرد، و در نهایت الگوها به ناچار تکرار می‌شوند.

معایب تحلیل تکنیکال در بورس

همیشه عنصری از رفتار در بازار وجود خواهد داشت که قابل پیش بینی نیست. هیچ تضمین قطعی برای ۱۰۰ درصد دقیق بودن تحلیل (تکنیکال یا بنیادی) وجود ندارد. اگرچه الگوی قیمت‌های پیشین به ما بینشی از مسیر قیمت احتمالی سهام در آینده می‌دهد، اما این بینش تضمینی برای موفقیت نیست.

معامله‌گران برای دستیابی به بالاترین سطح اطمینان ممکن، باید از طیف وسیعی از شاخص‌ها و ابزارهای تجزیه و تحلیل استفاده کنند و برای محافظت در برابر حرکات نامطلوب، یک استراتژی مدیریت ریسک داشته باشند.

سخن پایانی

به صورت کلی استفاده از تجزیه و تحلیل تکنیکال یا استفاده از نمودارها برای شناسایی سیگنال‌های معاملاتی و الگوهای قیمت، ممکن است در ابتدا طاقت فرسا یا مبهم به نظر برسد.

مبتدیان باید بدانند که چرا تجزیه و تحلیل تکنیکال به عنوان دریچه‌ای برای روانشناسی بازار و شناسایی فرصت‌های سودآور عمل می‌کند.

به عنوان یک سرمایه‌گذار مهم است که روی یک رویکرد معاملاتی خاص متمرکز شوید و یک استراتژی منظم تدوین کنید و به آن پایبند بمانید و در عین حال بستر معاملاتی مناسب با ابزار مناسب مورد نیاز را انتخاب کنید.

بسیاری از سرمایه‌گذاران از ترکیب تحلیل تکنیکال و بنیادی استفاده می‌کنند، چرا که این دو تحلیل می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.

به یاد داشته باشید که شناسایی سود پایدار در بورس ملزم به یادگیری و به کار بردن استراتژی‌های معاملاتی بهینه است. بسیاری از افراد در کشورهای توسعه یافته، سرمایه‌گذاری غیرمستقیم را انتخاب می‌کنند؛ چرا که دانش تخصصی و زمان کافی برای تحلیل و تصمیم‌گیری ندارند.

پیشنهاد می‌شود در ابتدای ورود به سرمایه‌گذاری در بورس، بیش از 80 درصد سرمایه خود را به صورت غیرمستقیم وارد بازار کنید و با 20 درصد مابقی، معامله کنید و به تدریج که حرفه‌ای می‌شوید این نسبت را تغییر دهید.

مدیریت ثروت مانو، سامانه‌ای است که به مشتریانش کمک می‌کند بدون نیاز به کسب دانش تخصصی و صرف زمان، متناسب با درجه ریسک‌پذیری خود، به صورت غیرمستقیم، بهترین فرصت‌های سرمایه‌گذاری را انتخاب کنند.

روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید

چگونه یک سهام خوب انتخاب کنیم؟!

چگونه یک سهام خوب انتخاب کنیم؟!

شاید برای شما یا یکی از نزدیکانتان پیش آمده که سهام شرکتی را خریده باشید. احتمالا پس از مدتی با ضرر و یا شاید هم سود آن را فروخته‌اید، بدون آن که حتی بدانید چرا قیمت آن سهام افزایش یا کاهش یافته است!!

شاید هم تا به حال سهام هیچ شرکتی را نخریده‌اید! اما قطعا بالا و پایین رفتن قیمت سهام شرکت‌ها برای شما هم جذاب است و می‌خواهید از آن سر در بیاورید! به این فکر کنید که اگر دلیل این نوسانات را بدانید، چه درآمد غیر قابل تصوری را کسب خواهید کرد!

آیا شما هم با افرادی که می‌گویند همه این‌ نوسانات اتفاقی و شانسی رقم می‌خورد موافق هستید؟! تا به حال به این فکر کرده‌اید که کسانی که این اعتقاد را دارند همان کسانی هستند که خودشان هم احتمالا در خرید سهام ضرر کرده‌اند!؟ در واقع بهتر است بگوییم آن‌ها در شناسایی سهام خوب موفق نبوده‌اند!! به نظر شما افراد خبره هم معاملات خود را بر مبنای شانس انجام می‌دهند!؟!!

پاسخ قطعا منفی است!

اما سوال این جاست که چگونه این نوسانات را می‌توان پیش‌بینی کرد؟! یا به عبارت دیگر چگونه می‌توام سهام خوب را شناسایی کرد؟!

اگر شما هم به دنبال پاسخ این سوال هستنید تا انتهای این مقاله همراه ما باشید …

کسانی که قصد دارند خودشان مستقیما به خرید یا فروش سهام شرکت‌ها بپردازند، لازم است قبل از انتخاب سهام یک شرکت، وضعیت آن را به صورت دقیق و جامع مورد بررسی و تحلیل قرار دهند، بنابراین این افراد باید از قدرت تحلیل بالایی برخوردار باشد.

به طور کلی روش‌های تحلیل سهام شرکت‌ها به دو دسته تقسیم می‌شود:

  1. تحلیل بنیادی (Fundamental)
  2. تحلیل تکنیکال (فنی، Technical)

چگونه یک سهام خوب انتخاب کنیم ؟!تحلیل بنیادی

همان طور که از اسم آن هم مشخص است تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال با بررسی عوامل اصلی تاثیرگذار بر قیمت سهام شرکت به سرمایه‌گذار کمک می‌کند تا تشخیص دهد که آیا سرمایه‌گذاری در سهام مورد نظر مناسب است یا خیر.

در این روش، سرمایه‌گذار پس از بررسی و تحلیل عوامل اثر گذار بر قیمت سهام یک شرکت، ارزش واقعی یا در اصطلاح ارزش ذاتی این سهم را تعیین کرده و پس از مقایسه با قیمت فعلی (ارزش بازار) آن در بورس، اقدام به خرید یا فروش آن می‌نماید. در این صورت سه حالت ممکن است اتفاق بیفتد:

  • اگر با محاسباتی که سرمایه‌گذار انجام می‌دهد، ارزش واقعی سهم از قیمت فعلی آن بیشتر باشد، پس امکان دارد سهم رشد بیشتری داشته باشد تا به قیمت واقعی خود برسد. لذا این سهم برای خرید گزینه مناسبی است. مثلا فرض کنید قیمت هر سهم یک شرکت امروز ۲۰۰ تومان باشد، اگر ارزش ذاتی هر سهم این شرکت توسط سرمایه‌گذار ۳۰۰ تومان برآورد شود، خرید این سهم می‌تواند ۵۰% سود نصیب سرمایه‌گذار کند.
  • اما اگر ارزش واقعی سهم از ارزش بازار آن کمتر باشد، در واقع سهم گران است و نه تنها برای خرید مناسب نیست، بلکه اگر سرمایه‌گذار چنین سهمی را در اختیار داشته باشد، بهتر است آن را بفروشد.
  • در صورتی که ارزش ذاتی سهم با ارزش بازار آن برابر باشد، بنابراین قیمت آن منصفانه بوده و خرید و فروش آن سودی را در پی نخواهد داشت.

تحلیل بنیادیپاسخ به یک سوال

با توضیحاتی که داده شد ممکن است برای شما این سوال به وجود آید که وقتی می‌توان ارزش ذاتی یک سهم را محاسبه کرد، چطور سهام برخی شرکت‌ها ممکن است بیشتر یا کمتر از ارزش ذاتی خود معامله شوند؟! مگر این محاسبات را همه افراد نمی‌توانند انجام دهند؟!

پاسخ این سوال به نوعی در خود آن نهفته است!

اولا عواملی که بر قیمت سهام اثر می‌گذارند همواره در حال تغییر هستند. پس ارزش ذاتی سهام شرکت‌ها نیز دائما در حال تغییر بوده و کسانی که زودتر این تغییرات را تحلیل کرده و ارزش ذاتی سهم را ارزیابی کنند، موفق‌تر خواهند بود.
ثانیا، محاسبه ارزش ذاتی سهم تا حدود زیادی به نوع تحلیل سرمایه‌گذاران بستگی دارد. به این معنا که همواره اختلاف نظر میان سرمایه‌گذاران وجود دارد و در واقع همین اختلاف نظرات است که باعث می‌شود سهام شرکت‌های مختلف همواره در حال خرید و فروش باشد.

تحلیل تکنیکال

روش دوم تجزیه و تحلیل سهام در بورس، روش تحلیل تکنیکال است که به آن تحلیل فنی نیز می‌گویند. در این روش سرمایه‌گذاران با بررسی روند نوسانات قیمت یک سهم در گذشته سعی بر پیش‌بینی قیمت آن در آینده دارند. سرمایه‌گذارانی که از این روش استفاده می‌کنند، اغلب با استفاده از روش‌های ریاضی و نمودارها، روند نوسانات قیمت را پیش‌بینی می‌کنند. لذا تحلیل تکنیکال در واقع بر اساس پیش‌بینی قیمت سهم در آینده استوار است.

همانند آن چه در تحلیل بنیادی گفته شد، در صورتی که تحلیل تکنیکال نشان‌دهنده افزایش احتمالی قیمت سهم باشد، سرمایه‌گذاران نسبت به خرید آن سهم اقدام اقدام خواهند کرد. اما اگر نمودارها بیانگر کاهش قیمت سهم در آینده باشند، خرید این سهم دیگر توجیهی نداشته و یا اگر سرمایه‌گذای آن را در سبد سهام خود داشته باشد، بهتر است که آن را به فروش برساند.

تحلیلگران تکنیکال یا تکنیکالیست‌ها معتقدند از آن جا که بورس یک بازار هوشمند است و قیمت سهام در این بازار بر اثر تغییر در عوامل مختلف تغییر می‌کند، بنابراین قیمت سهم خود به تنهایی می‌تواند بیانگر میزان تاثیر این عوامل باشد، در نتیجه نیازی نیست سرمایه‌گذار به صورت مستقل قیمت سهام (ارزش ذاتی) را محاسبه کند و فقط کافی است روند نوسانات گذشته قیمت سهم را بررسی کرده و قیمت سهم را براساس گذشته آن پیش‌بینی نماید.

تحلیل تکننیال

کدام روش؟!!؟!

تا به این جا به طور کلی با دو روش اصلی تحلیل سهام در بازار سرمایه آشنا شدیم. اما به نظر شما کدام یک می‌تواند در انتخاب سهام خوب موثرتر باشد و ما را به نتیجه دلخواه برساند؟! این سوالی است که از زمان‌های گذشته همواره بین تحلیلگران و فعالان این بازار وجود داشته است….

اما مدلی که ما به شما توصیه می‌کنیم، استفاده از روش ترکیبی است. شما می‌توانید با توجه به علایق خود و مطالعاتی که برای آشنایی بیشتر با این روش‌ها انجام می‌دهید، و همچنین سلیقه شخصیتان، یکی از این دو روش را مبنای اصلی تحلیل‌های خود قرار دهید، اما نه به این معنا که در مورد روش دیگر هیچ اطلاعاتی نداشته باشید. قطعا برای این که سرمایه‌گذاری شما کمترین ریسک را داشته و بیشترین بازدهی‌ها را نصیب شما کند، می‌بایست در مورد روش دوم نیز اطلاعات مختصر و مفیدی داشته باشید تا در مواقع لازم بتوانید از تحلیل‌های افراد خبره در این حوزه هم استفاده کنید و به راحتی سهام خوب را انتخاب نمایید.

technical analysis vs fundmental analysis

چکیده مطلب:

چگونه یک سهام خوب انتخاب کنیم ؟! این سوالی بود که از ابتدای این مقاله به دنبال یافتن پاسخ مناسب برای آن بودیم. احتمالا شما هم تا کنون پاسخ این سوال را فهمیده‌اید…

در بازار سرمایه یا همان بورس دو روش اصلی برای انتخاب سهام خوب و سودآور وجود دارد. تقریبا همه تحلیلگران و سرمایه‌گذاران این حوزه، نه تنها فقط در ایران بلکه در سایر کشورها نیز از این دو روش استفاده می‌کنند. هر کدام از این روش‌ها ویژگی‌های خاص خود را دارند که در مقالات دیگر سایت می‌توانید به صورت مفصل با آن‌ها آشنا شوید. قطعا آموزش بورس برای شما که تازه وارد این حوزه شده‌اید امری ضروری است!

تحلیل بنیادی در بورس بر اساس چه پارامترهایی است؟

تحلیل بنیادی در بورس بر اساس چه پارامترهایی است؟

یکی از عواملی که در توسعه و رشد بازار سرمایه نقش موثری دارد آشنایی سرمایه گذاران و معامله گران بازار سرمایه با روش‌های تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل گیری آنها است.

به گزارش برنا، بی شک از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و هوشیارانه می‌توان ریسک بازار سرمایه یا مخاطره سرمایه‌گذاران را تقلیل داد و جلوی ضرر و زیان افراطی و ناشی‌گری حاصل از برآیند سرمایه گذاری را خنثی نمود.

با توجه به سیاست‌های بورس اوراق بهادار در خصوص گسترش جغرافیایی و موضوعی بورس که در پی آن تالارهای متعدد منطقه‌ای در اقصی نقاط کشور ایجاد شده روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید است یقیناً می‌طلبد که فرهنگ عامه سرمایه گذاری در بازار سرمایه تقویت گردد.

یکی از این عوامل موثر و تقویت‌کننده که به نوبه خود می‌تواند سبب تداوم رشد و توسعه بورس اوراق بهادار گردد و سر منشاء گفتمان بهتری در مدیریت نقدینگی جامعه و مبحث فاینانس شرکت‌ها باشد، بدون تردید گسترش آموزش‌های مورد نیاز جهت انجام معاملات سودمند و در وهله بعد آموزش‌های لازم در خصوص مهارت تحلیل گری و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار است.

زیرا هر اندازه که بینش و درک سرمایه گذاران و معامله گران در این زمینه‌ها افزایش یابد از رکودهای لحظه‌ای، رشد قیمت‌ها بصورت حبابی و واکنش‌های نابهنگام در معاملات جلوگیری می‌کند و نه تنها شفافیت و روشنگری در معاملات را تقویت می‌کند بلکه بازار را به سمت و سوی کارا بودن سوق خواهد داد.

بدیهی است که این امر با افزایش انگیزش سهامداران، رقم معاملات در بورس را نیز افزایش داده و از نظر حجم معاملاتی فاصله بورس ایران را با کشورهای هم‌ردیف خود کاهش خواهد داد.

در خصوص تحلیل قیمت سهام و سرمایه گذاری در دارائی‌های مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادی (Fundamental) روش تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است که در ادامه این مطلب از بورسینس به آنها پرداخته می‌شود.

1- انتخاب سهام با روش بنیادی

در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها می‌تواند کاهش و افزایش یابد و هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد، خطر از دست دادن اصل سرمایه و سود آن کمتر می‌رسد.

عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت سود و نیز تغییرات قیمت دارائی‌های مالی اثر میگذارد. به همین خاطر روش بنیادی به بررسی دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائی‌های مالی تاثیر گذارد می پردازد.

در تحلیل بنیادی به منظور تحلیل گزینه‌های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود.

الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور:

در نظام کنونی اقتصاد جهانی، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می‌کند و وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود آوری شرکت‌ها خواهد گذاشت. بنابراین در تحلیل بنیادی ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی حال و جهت‌گیری‌های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص‌های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، تولیدات ملی، نرخ بهره، نرخ ارز، میزان بیکاری، نرخ‌های رشد اقتصادی، واردات و صادرات، سیاست‌های پولی و مالی دولت و سایر نهادهای تاثیر گذار است که تحلیلگر با بررسی آنها پیش‌بینی‌های دقیق‌تری از وضعیت بازار سهام و صنعت خاص بعمل می‌آورد و از دورنمای آتی سهام موجود در بازار و مخصوصا سهام شرکت مورد نظر مطلع می‌شود.

ب – بررسی صنعت مورد نظر:

دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است. سهامداران و معامله‌گران برای شرکت‌هایی که در صنایع روبه رشد و سود آور فعالیت می‌کند ارزش بیشتری قایل هستند.

عوامل مطلوب صنعت در این تحلیل عبارتند از:

  • تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت
  • برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه‌ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی نباشند. ویژگی ممتاز می‌تواند از نیروی کار ماهر و متخصص، اسم و رسم تجاری مناسب، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود.
  • محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت، مطلوبتر خواهد بود.
  • دخالت محدود ارگان‌های تصمیم‌گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می‌گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکت‌ها و اتخاذ تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و بازده شرکت را فراهم می‌آورد.روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید
  • استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می‌گردد که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها قرار نگیرد.

ج- تجزیه و تحلیل شرکت :
در مرحله سوم تحلیل بنیادی، تحلیلگر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی شرکتی را از میان شرکت‌های موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید.

موقعیت رقابتی برتر شرکت: در هر صنعتی شاید ده‌ها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند، اما ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند. بررسی موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن، سهم بازار شرکت از صنعت، کیفیت محصولات یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی است.

کیفیت عملکرد مدیریت شرکت: از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت‌ها و توانایی‌های مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به ویژگی مدیران آن شرکت همانند تجربه، تحصیلات، موفقیت‌های قبلی، نوآوری، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود. در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائی‌ها، تولید و عملیات، فروش محصولات، به خدمت گرفتن فناوری جدید و عرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

بررسی موقعیت مالی شرکت: این بررسی شامل نسبت‌های سود آوری، بدهی، کارایی و نقدینگی و مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است.
بررسی‌ها نشان می دهد که تحلیل بنیادی از پتانسیل خوبی برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکت‌ها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار می‌دهد و نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیلگران می آموزد.

این مشخصه‌ها ضمن اینکه احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می‌کند نوعی منطق‌گرایی مالی را نیز به سرمایه‌گذاران عرضه می‌دارد. مزیت اصلی تحلیل بنیادی کاربرد فراوان آن در سرمایه‌گذاری‌های میان مدت و بلند مدت است.

در تحلیل بنیادی فاکتورهای بسیار زیادی باید بررسی شود. این نوع تحلیل نیاز به انرژی، زمان، تخصص و جمع‌آوری داده‌های بسیار زیاد دارد.

برای یادگیری تحلیل بنیادی می‌توانید در دوره‌های حضوری شرکت کنید: لیست دوره‌های حضوری بورس

2- انتخاب سهام با روش تکنیکال

متخصصین و افراد معتقد به تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) بر این باورند که در بازار سهام، تمامی اطلاعات موردنیاز در قیمت‌ها نهفته است و با تمرکز بر روی قیمت‌های دوره های قبل و زمان حال سهام و پیش بینی آتی آن می‌توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست. در واقع تکنیکالیست‌ها بر عکس بنیادی‌کارها که به چرایی قیمت‌ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند».

این نوع سرمایه‌گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می‌پذیرد. زیرا تکنیکالیست‌ها معتقدند که تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر گذاشته است.

بنابراین کافیست پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد و نیازی به بررسی عوامل بنیادی نیست چون عوامل بنیادی تاثیر خود را در نهایت در قیمت نشان می‌دهند.

در واقع تحلیل‌گر تکنیکال صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می‌شود به همین دلیل به تحلیلگران تکنیکال، چارتیست نیز گویند. چارتیست‌ها عنوان می‌کنند که قیمت‌های کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می‌رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل تکراری تبدیل شوند.

این تکرار قیمت‌ها یک روند (Trend) را ایجاد می‌کند که می‌تواند حالت صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت متمایز از دیگری خواهد بود.

استراتژی معامله‌گر (یا سهامدار) برای تعیین زمان‌های خرید یا فروش بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمان‌ها می‌تواند بسیار کوتاه در حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی و به چندین سال برسد.

این متد تحلیل نیاز به یک ذهن باز و عاری از هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه کننده قرار نگیرد. برای تحلیل تکنیکال نیاز به نرم افزار تحلیل تکنیکال است تا اطلاعات شرکت‌ها را بعنوان ورودی پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت‌ها باشد و تحلیلگر بتواند انواع اندیکاتورها و اسیلاتورها را روی آن پیاده کند.

عوامل اصلی موفقیت در تحلیل تکنیکال

1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً شایعات صورت گیرد.
2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد.
3- بعد از اقدام (خرید یا فروش سهم) رفتار آن سهم همواره زیر ذره‌بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل حالت استمرار داشته باشد.

مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است

1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی (همانند تغییرات قیمت در هر ساعت، روز، هفته، ماه و … ) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله‌ای، خطی، شمعی (Gandlistick) که معمولاً در ایران از نمودار میله‌ای و شمعی استفاده می‌شود.
2- بررسی روند شاخص کل
3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر (خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکت‌ها باشد)
4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان‌مدت و کوتاه‌مدت دوره‌های روزانه و هفتگی و برای افق بلندمدت دوره‌های ماهانه بررسی می‌گردد.
5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین قیمت و نقطه شکست (Breakout). در این حالت فرصت‌های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می‌شود که نحوه تعیین اینگونه فرصت‌ها خود به مهارت و تبحر نیاز دارد. تحلیلگران تکنیکال حرفه‌ای بدقت حرکات بازار را تشخیص می‌دهند تا از روند گذشته نتیجه گیری بهتری بدست آورند.

شما هم می‌توانید تحلیل تکنیکال را بصورت از ابتدا و کاملا کاربردی فرا بگیرید: جزییات بیشتر بسته آموزشی تحلیل تکنیکال

3- روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT)

این روش که ابتدا توسط هری مارکویتز بصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است.

مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه‌گذار حرفه‌ای نباید تمامی سرمایه خود را در یک دارایی سرمایه‌گذاری کند (منطق اقتصادی نیز این را تایید می‌کند ).

بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائی‌ها سرمایه گذاری کند که این مجموعه به پرتفوی معروف است. البته سرمایه‌گذاران بزرگی همانند وارن بافت به تشکیل سبد سهام به این شکل اعتقاد ندارند.

سود هر سهم (EPS) و هرآنچه باید پیرامون آن بدانیم

سود هر سهم یا EPS

فرض کنیم می‌خواهیم سهام یک شرکت بورسی را بخریم یا سهامی که اکنون داریم بفروشیم. با مشاهده‌ی چه متغیری روی تابلوی tsetmc می‌توانیم به ارزش‌گذاری سهم و پیش‌بینی سوددهی یا ضرردهی یک شرکت بورسی در آینده بپردازیم؟

ازآنجاکه بزرگ‌ترین هدف هر کسب‌وکاری بالابردن سود خالص و رساندن سرمایه‌گذاران و سهام‌داران به بیشترین سود است، پرداختن به مبحث سود خالص، نحوه‌ی تقسیم سود و تخصیص آن به هر واحد سرمایه‌گذاری، به‌طور خاص درمورد شرکت‌های سهامی یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری که از تجمیع سرمایه‌های عمومی تشکیل شده‌اند، بسیار ضروری می‌نماید. در این مقاله به یکی از مهم‌ترین موضوعاتی خواهیم پرداخت که می‌تواند معیار مناسبی برای ارزش‌گذاری یا ارزش‌یابی سهام شرکت‌ها باشد. این مفهوم چیزی نیست جز سود خالص هر سهم یا eps. تا انتهای این مطلب با ما همراه باشید.

محاسبه‌ی سود خالص و اثر آن بر سود سهام (EPS):

در هر دوره با افزودن سود (زیان) ناخالص (حاصل از فعالیت اصلی شرکت) به سود (زیان) غیرعملیاتی (حاصل از فعالیتی غیر از فعالیت اصلی شرکت)، سپس کسر سایر هزینه‌ها اعم از مالی، بیمه و مالیاتی از عدد باقیمانده می‌توان به سود (زیان) خالص شرکت در پایان آن دوره‌ی مالی رسید. به‌صورت بسیار ساده‌شده می‌توان سود خالص را از این فرمول محاسبه نمود:

کل درآمدها (اعم از درآمد فروش و درآمد غیرعملیاتی) – کل هزینه‌ها (بهای تمام‌شده، هزینه‌های ثابت، بیمه، مالی و مالیات) = سود خالص

سود خالص یکی از معیارهای ارزش‌گذاری قیمت قابل معامله‌ی سهام و عملکرد شرکت است که نشان می‌دهد شرکت در طی دوره تا چه میزان از منابع و سرمایه‌های موجود به‌درستی استفاده نموده است و ادامه‌ی فعالیت شرکت سودده خواهد بود یا منجر به زیان خواهد شد.

پس از رسیدن به سود خالص می‌توان میزان سود به‌دست‌آمده به‌ازای هر برگ سهام (eps) را نیز محاسبه نمود تا هر شخص بداند به‌ازای هر واحد سرمایه‌گذاری در شرکت مذکور، در پایان دوره چه میزان سود از سرمایه‌ی خود حاصل کرده یا خواهد کرد.

فرمول محاسبه ی سود هر سهم (EPS)

نحوه‌ی محاسبه‌ی سود هر سهم بسیار ساده است. برای این کار کافیست سود خالص شرکت را بر تعداد کل سهام آن تقسیم کنید.

فرمول محاسبه ی سود هر سهم (EPS)

فرمول محاسبه ی سود هر سهم (EPS)

همان گونه که فرمول سود هر سهم یا eps می‌بینید، EPS از تقسیم کل سود خالص پایان دوره، بر تعداد سهام جاری (منتشر شده و موجود در دست سهام‌داران) به‌دست می‌آید که نشان می‌دهد شرکت به‌ازای هر واحد سرمایه‌گذاری، در این دوره چه میزان سود ساخته و نصیب سرمایه‌گذاران خود ساخته است.

نکته: ازآنجاکه تعداد سهام موجود در بازار می‌تواند در طول زمان تغییر کند، برای محاسبه‌ی دقیق‌تر EPS، توصیه می‌شود از میانگین وزنی تعداد سهام در طول دوره استفاده گردد، نه صرفاً تعداد سهام موجود در زمان محاسبه (پایان دوره).

از فرمول یادشده می‌توان برای محاسبه‌ی سود محقق شده (TTM EPS) یا سودی را که در آینده برای هر واحد سرمایه‌گذاری تخمین زده می‌شود (EPS FORWARD) محاسبه نمود. در ادامه به تفاوت این دو دیدگاه که به‌اصطلاح EPS گذشته‌نگر و eps آینده‌نگر نامیده می‌شوند و کاربرد هر یک از آنها می‌پردازیم.

TTM EPS یا eps گذشته‌نگر چیست؟

در تابلوی بورس، در کنار عدد EPS عبارت TTM را مشاهده می‌کنیم که مخفف Trailing Twelve Months به معنای «پس از 12 ماه» است. این عبارت نشان می‌دهد رویکرد محاسبه‌ی عدد پیش روی ما با رویکرد گذشته‌نگر یعنی بر پایه‌ی کل سود (زیان) خالص محقق‌شده در 12 ماه اخیر، تقسیم بر میانگین سهامِ منتشر شده‌ی موجود در بازار محاسبه گردیده است. این رویکرد برای محاسبه‌ی سود تقسیمی بین سهام‌داران و به‌عنوان معیاری برای بهینه بودن یا نبودن عملکرد شرکت طی دوره‌های گذشته کاربرد دارد.

eps گذشته نگر

تحلیل EPS گذشته نگر

در رویکرد گذشته‌نگر بهتر است علاوه بر TTM EPS، به روند سوددهی یا زیان دهی شرکت در بازه‌های مالی کوتاه‌مدت‌تر (۳ماهه) نیز توجه داشته باشیم زیرا ممکن است در روش TTM زیان‌های رخ‌داده در ۳ماهه یا ۶ ماهه‌ی ابتدایی دوره، روند مثبت و رشد عملکرد شرکت را طی دوره‌‌های اخیر از نظر پوشانده، در کل شرکت را به زیان‌دهی معرفی نماید و موجب تصمیم سهام‌دار برای خروج از سرمایه‌گذاری گردد. یا ممکن است شرکت تحت‌تأثیر سودهای ناشی از سرمایه‌گذاری در دوره‌های قبل، تا اواسط دوره‌ی ۱۲ماهه سودده بوده، اما طی یکی دو دوره‌ی 3 ماهه‌ی اخیر عملکردی زیان‌ده داشته است، اما با نگاه صِرف به میانگین سود 12 ماهه‌ی اخیر (TTM EPS) از روند نزولی عملکرد شرکت غفلت نمود.

سود پیش‌بینی‌شده به‌ازای هر سهم (forward EPS) چیست و چگونه محاسبه می‌شود؟

در رویکرد آینده‌نگر EPS نگاه به‌سوی آینده‌ی سهم است نه گذشته‌ی آن؛ در واقع در این روش سود قابل پیش‌بینی به‌ازای هر سهم (forward earning per share) به اطلاع سهام‌داران موجود و سهام‌داران بالقوه می‌رسد تا دیدگاه شفافی برای خرید یا فروش سهام موردنظر به آنان ارائه دهد.

همان‌طور که گفتیم در محاسبه‌ی EPS از سود خالص محقق‌شده استفاده می‌کردیم اما در محاسبه‌ی forward EPS از سود خالصی که پیش‌بینی می‌شود شرکت بتواند تا پایان دوره بسازد، تقسیم بر تعداد سهام موجود و بالقوه برای انتشار تا پایان دوره استفاده می‌کنیم؛ پس forward EPS بالاتر یعنی پتانسیل رشد بیشتر سهم در آینده.

از طریق محاسبه‌ی EPS forward تخمین می‌زنند که یک کسب‌وکار قادر است در پایان دوره چقدر سود به‌ازای هر سهم خود ایجاد نماید، در نتیجه EPS forward را به‌عنوان شاخص سوددهی یک کسب‌وکار در دوره‌های پیشِ رو موردتوجه قرار می‌دهند. این عدد همان معیاری است که اغلب برای تخمین قیمت قابل معامله‌ی سهم، ارزش‌گذاری آن روی تابلوی بورس و حد رشد سهم در تحلیل بنیادی استفاده می‌شود. EPS بالاتر نشان‌دهنده ارزش بیشتر سهام شرکت است زیرا اگر سرمایه‌گذاران فکر کنند شرکتی سوددهی بیشتری نسبت به قیمت سهم دارد، برای خرید سهام آن پول بیشتری می‌پردازند.

نکاتی در محاسبه‌ی forward EPS

  • ازآنجاکه تعداد سهام موجود در بازار می‌تواند در طول زمان تغییر کند، برای محاسبه‌ی دقیق‌تر forward EPS، توصیه می‌شود از میانگین وزنی تعداد سهام در طول دوره یعنی تعداد سهام موجود و بالقوه برای انتشار استفاده گردد.
  • در این محاسبه باید نرخ تنزیل سود بانکی را هم در نظر گرفت، زیرا سهام وقتی ارزش خواهد داشت که پیش‌بینی گردد حداقل میزانی بیش از نرخ سود بانکی سوددهی داشته باشد، در غیر این صورت انگیزه‌ای برای سهام‌داری وجود نخواهد داشت.
  • درصورتی‌که شرکت دارای ساختار مالی پیچیده‌ای است، لازم است عوامل بنیادی مؤثر بر صنعت، بدهی‌های قابل تبدیل، ضمانت‌نامه‌ها و عملیات ادامه‌دار نیز در معادلات در نظر گرفته شود، بدین ترتیب محاسبه‌ی سود تخمینی، دقیق‌تر خواهد بود. واضح است که هر چه سود تخمینی به‌ازای هر سهم در ابتدای سال شفاف‌تر باشد، در طول دوره نیاز کمتری به تغییر و تعدیل آن وجود خواهد داشت و اعتماد سهام‌دار نیز به سوددهی شرکت بیشتر خواهد شد.

سود نقدی (DPS) و ارتباط آن با EPS چیست؟

شاید این سؤال برای شما پیش آید که آیا EPS همان سودی است که به‌صورت نقدی به سهام‌داران پرداخت می‌شود؟ در شرکت‌های سهامی که دارایی آن‌ها متشکل از سرمایه‌گذاری چندین سرمایه‌گذار (سهامی خاص) یا عده‌ی کثیری از عموم مردم (سهامی عام) است، کل سود خالص حاصل‌شده در هر دوره بین سهام‌داران تقسیم نمی‌گردد و بخشی از آن در پایان هر دوره بر مبنای رأی اکثریت سهام‌داران یا سهام‌دار عمده‌ی شرکت در مجمع سالانه به‌عنوان سود انباشته برای توسعه‌ی کسب‌وکار ذخیره می‌گردد و آنچه باقی می‌ماند به‌عنوان سود قابل تقسیم نقدی اعلام می‌گردد.
با تقسیم کل سود قابل پرداخت نقدی بر تعداد سهام موجود در بازار، به عدد سود نقدی به‌ازای هر سهم (Dividend Per Share) می‌رسیم.
شرکت‌های سهامی اغلب پس از تشکیل مجمع تصمیم می‌گیرند چه میزان از سود خالص را به‌عنوان سود انباشته ذخیره و چه میزان را به‌عنوان سود نقدی تقسیمی (DPS) بین سهام‌داران توزیع کنند. مجمع گاه حتی کل سود خالص را به سود انباشته اختصاص داده، مبلغی برای تقسیم به‌صورت نقدی بین سهام‌داران در نظر نمی‌گیرد؛ این اتفاق اغلب در شرکت‌های نوپا و استارتاپی رخ می‌دهد که نیاز به افزایش سرمایه‌ی زیادی برای تحقیق و توسعه دارند.
برای آشنایی بیشتر با DPS و جزئیات آن می‌توانید به مقاله‌ی سود نقدی به‌ازای هر سهم (DPS) چیست؟ مراجعه فرمایید.

نکاتی در تفسیر EPS (مزایا و معایب)

EPS معیار خوبی برای سنجش عملکرد یک شرکت در کوتاه‌مدت نیست زیرا هزینه‌ی فرصت سرمایه را در نظر نمی‌گیرد و ممکن است با اقدامات کوتاه‌مدت دست‌کاری شود (بالاتر یا پایین‌تر نمایش داده شود)؛ یا برخی ضمانت‌نامه‌ها یا وام‌ها ممکن است طی دوره‌های بعدی نقد شوند و سود خالص شرکت را افزایش دهند که اقساط یا هزینه‌‌های آنها در سود و زیان این دوره محاسبه‌ شده است و EPS این دوره متأثر از آن است. پس برای تفسیر صحیح EPS باید دیدگاهی بلندمدت و جامع به عملکرد گذشته و آینده‌ی شرکت داشت و حداقل یک دوره‌ی دوازده‌ماهه تا تحقق EPS صبر نمود تا سودهای انباشته که به چرخه‌ی کسب‌وکار بازگشته‌اند و در محاسبه‌ی EPS لحاظ نشده بودند (EPS پایین‌تر نشان داده شده بود)، به سوددهی برسند.

به‌علاوه در تحلیل EPS شرکت‌ها باید در نظر داشته باشیم که سود محقق شده ناشی از فعالیت‌های مستمر و اصلی شرکت است. برای مثال در ارزش‌‌گذاری شرکت‌ها با استفاده از EPS اگر یک شرکت تولیدی سودی ناشی از فروش یک زمین شناسایی کرده باشد، آن سود به معنای موفقیت شرکت در خلق ارزش ناشی از فعالیت‌های اصلی نیست.

از سوی دیگر صِرف درنظرگرفتن EPS بالاتر نمی‌توان حکم به عملکرد بهتر یک شرکت داد، زیرا لازم است سود به‌دست‌آمده به‌ازای هر سهم در مقایسه با قیمت آن سهم در نظر گرفته شود. قطعاً 50 تومان سود برای سهمی 100 تومانی بسیار ارزشمندتر از 50 تومان سود برای سهمی 1000 تومانی است. پس ملاک صحیح‌تر برای تشخیص ارزشمندی یک سهم بر اساس میزان سوددهی آن، معیار P به E یعنی مقیاس قیمت (Price) به میزان سوددهی آن (EPS) است.

نسبت P/E (price/earnings ratio) و ارتباط آن با سود هر سهم چیست؟

تناسب بین قیمت سهم و سود سهم (نسبت P/E)، احتمالاً پرکاربردترین شاخص در بحث ارزش اوراق بهادار است که قیمت سهم را به میزان سوددهی هر سهم (EPS) مرتبط می‌کند. نسبت P/E بالاتر نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران به دلیل انتظارات رشد در آینده، حاضرند امروز قیمت بالاتری برای سهم بپردازند. در این فرمول P به معنای قیمت سهم (price) و روی سهم‌های بنیادی سرمایه‌گذاری کنید E همان EPS است که میزان سوددهی به‌ازای هر سهم را نشان می‌دهد. باید در نظر داشته باشید که P/E شرکت‌ها متناسب با سایر شرکت‌های صنعت سنجیده می‌شود؛ به تعبیری دیگر P/E شرکتی در صنعت تکنولوژی نباید با P/E شرکتی در صنعت فولاد مقایسه شود.

جمع‌بندی آکادمی دانایان

در این مقاله دانستیم که سود خالص چگونه محاسبه می‌شود و نقش آن در تعیین EPS چیست؛ همچنین دانستیم اصطلاح سود تقسیمی به‌ازای هر سهم (DPS) به سودی اشاره دارد که شرکت در پایان یک دوره‌ (فصلی یا ۱۲ماهه) پس از کسر مبالغ مجاز برای اندوخته‌ها و پس‌اندازها (سود انباشته)، به‌ازای هر سهم جاری موجود در بازار واقعاً به سهام‌داران خود پرداخت می‌کند، پس در بسیاری از شرکت‌ها DPS از EPS بسیار کمتر است و گاه نمی‌توان آن را به‌عنوان درآمد چشمگیری در نظر گرفت.
همچنین دانستیم EPS معیار ارزش‌گذاری سهم بر اساس سود تحقق‌یافته و Forward EPS معیاری برای تخمین بازه‌ی رشد یا نزول قیمت آتی سهم، پیش از پایان دوره و تحقق واقعی سود، بر اساس اطلاعات در دسترس از عملکرد گذشته‌ی شرکت و پیش‌بینی‌های آتی مدیران از سوددهی شرکت است؛ این عدد مبنای قیمت‌گذاری سهم روی تابلوی بورس و معاملات خریداران و فروشندگان سهم، تحلیل‌های تکنیکال و بنیادی خواهد بود.
همان‌طور که گفته شد هنگام سرمایه‌گذاری در شرکت‌های سهامی، عده‌ای صرفاً از نوسان‌گیری سود (یا ضرر) می‌کنند و به دنبال سود نقدی در پایان دوره یا حتی در بلندمدت‌تر بهره‌بردن از سود انباشته نیستند. اما عده‌ای که دیدگاه بلندمدت (چندین ساله) نسبت به سرمایه‌گذاری در شرکت دارند باید بر اساس سودده یا زیان‌ده بودن شرکت مدنظر در سال‌های گذشته، رویکرد شرکت نسبت به میزان برداشت بخشی از سود خالص به‌عنوان سود انباشته، طرح‌های توسعه‌ای شرکت و سیاست تصمیم‌گیری شرکت برای میزان سود نقدی تقسیمی بین سهام‌داران تصمیم‌گیری کنند.

با مقایسه‌ی عملکرد شرکت مدنظر در سال‌های گذشته و نیز با شرکت‌های مشابه، به این نتیجه برسند که آیا برای بلندمدت تصمیم به نگهداری سرمایه در آن شرکت دارند یا بهتر است منتظر تشکیل مجمع نشده، به سود حاصل از نوسانات قیمت سهام بسنده نموده، با خروج به‌موقع سرمایه‌ی خود پیش از توقف در مجمع، آن را در زمینه‌های سودده دیگری سرمایه‌گذاری نمایند.
در صورتی خود صاحب کسب‌وکاری هستید یا به سرمایه‌گذاری یا شراکت در کسب‌وکاری علاقه دارید، برای آشنایی بهتر با مفاهیمی چون نحوه‌ی محاسبه‌ی سود و زیان و عوامل مؤثر بر آن از جمله‌ بهای تمام‌شده، سود ناخالص، هزینه‌های غیرعملیاتی، سود غیرعملیاتی و در آخر سود یا زیان خالص می‌توانید از دیگر مقالات مربوط به مبحث سود در سایت آکادمی دانایان استفاده نمایید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.