هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری


دلم را برده ای خودم را باخته ام از عشقت شاعر شده ام تو برده ای اما امتیازات را من گرفته ام قبل از دلدادگی نمی دانستم چه فلسفه ی پیچیده ای دارد این برد و باخت

به‌عنوان یک کارآفرین ، هنر فروش را یاد بگیرید

جوامع امروز، به‌ویژه اقتصادهای در حال رشد، نیاز شدیدی به کارآفرینان توانمند احساس می‌کنند. در بسیاری از کشورها کارآفرینان موفق به‌عنوان قهرمانان ملی شناخته می‌شوند. همه‌ی کارآفرینان موفق، چه بدانند و چه ندانند، از اصولی پیروی می‌کنند که در کتاب "کارآفرینی: 21 قانون طلایی برای مدیران شرکت‌‌های جهانی" به خوبی تشریح شده‌اند. این کتاب را نویسندگان همین مقاله نوشته‌اند. تا جایی که به فروش ایده‌ها، فرآورده‌ها و خدمات مربوط می‌شود، کارآفرینان در هر سطحی که باشند باید بر تکنیک‌های فروش در عالی‌ترین سطوح آن مسلط باشند. این مقاله شما را با زوایای پنهان هنر فروش آشنا می‌کند.


مادرم داستان اولین تجربه فروش مرا بارها برایم بازگو کرده است؛ زمانی‌که دو و نیم ساله بودم و جلوی منزلمان در کالیفرنیا، مثل مردهای بزرگ، یک دکه کوچک لیمونادفروشی سر پا کردم. اکنون که سال‌ها از آن ماجرا می‌گذرد نمی‌توانم ترازنامه مالی دقیقی از آن فعالیت ارائه دهم، ولی مادرم مطمئن است که من کاملا" اتفاقی و بدون نقشه قبلی این کار را انجام دادم. می‌خواهم بگویم فرد کارآفرین در هر سنی و در هر کسب‌وکاری که باشد باید چگونگی فروختن را بداند. به جرأت می‌توانم بگویم هیچ کارآفرین موفقی را ندیده‌ام که از فروش ایده‌هایش ناتوان باشد. روند رو به‌ رشد کنونی این است که مدیران عامل شرکت‌ها در واقع مدیران فروش نیز هستند. به‌طور کلی هر کس که تنها بتواند لیموناد، بستنی و پیتزا بفروشد یا اتاق‌های یک هتل را کرایه دهد، موفق نمی‌شود. سر منشأ موفقیت، فروش ایده به شرکاء ، همکاران، صاحبان سرمایه و عموم مردم است. فروش یک توانایی است که مردم را وا می‌دارد تا از دیدگاه شما به قضایا نگاه کنند. نمی‌دانم اگر نمی‌توانستم مردم را متقاعد کنم که مانند من بیاندیشند، امروز در چه موقعیتی بودم. شعار همیشگی من این است: "بیا اول روش مرا امتحان کنیم؛ اگر عملی نبود روش تو را امتحان می‌کنیم". برای مردمی که می‌خواهند ایده شما را بخرند و راه مورد نظر شما را امتحان کنند، باید منافعی وجود داشته باشد تا این کار را با رضایت‌خاطر انجام دهند. فروش یک هنر است که افراد را متقاعد می‌کند تا از یک موقعیت به نفع موقعیت دیگر صرفنظر کنند؛ این افراد ممکن است بانکداران، سهامداران و یا مشتریان یک رستوران باشند. چطور می‌توانید به یک مشتری بقبولانید که تبلیغات تجاری‌اش را به شرکت شما بسپارد، در حالی‌که شرکت‌های مشهور دیگری وجود دارند که اسم‌های معروفی هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری را یدک می‌کشند؟ چطور یک رئیس بانک را متقاعد می‌کنید تا صدها میلیون تومان برای ساختن یک هتل در ساحل فلان رودخانه به شما وام بدهد؟ چطور یک جوان پرتلاش و زیرک را مجاب می‌کنید به جای اینکه به استخدام یک شرکت بزرگ بین‌المللی در آید، کارمندی شرکت کوچک شما را با حقوق کمتر بپذیرد و دنبال کارهای اجرایی شما بدود؟ و بالاخره، چطور فرد خسیسی را که می‌خواهد برای شام پیتزا بخرد، وامی‌دارید تا آگاهانه 1000 تومان برای خرید مقداری سبزی و از این قبیل هزینه کند؟ افراد مهارت‌های فروش بسیار متفاوت دارند. بعضی از مردم با این مهارت‌ها به‌دنیا می‌آیند، و دیگران باید آن‌ها را یاد بگیرند. از دیدگاه برخی تحلیل‌گران، مهارت فروش پنج جزء دارد: 1. توسعه چشم‌اندازها: تشخیص دهید که مشتری واقعا" چه می‌خواهد. 2. یافتن یک روش: بازاریابی موقعیت از دیدگاه مشتری آغاز کنید. 3. پیامگذاری: به آنچه که می‌فروشید اعتقاد داشته باشید. 4. نزدیک شدن به معامله: به یاد داشته باشید که هدف شما فروش است، و هر کار دیگری اعم از مذاکره برای این هدف انجام هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری می‌شود. 5. پی‌گیری: مطمئن شوید که مشتری راضی شده، تا دوباره هم به سراغ شما بیاید و از شما خرید کند. من این حرف‌ها را زیاد نمی‌فهمم و ترجیح می‌دهم همه آن‌ها را در یک فرمول طلایی دو واژه‌ای خلاصه کنم: "اعتقاد به فرآورده"، و "جدیت". وقتی شما به چیزی اعتقاد ندارید، فروش آن برای شما خیلی مشکل می‌شود. به‌عنوان مثال، من نماینده فروش هواپیماهای پایپو در تایلند هستم، و چون به کیفیت این هواپیماها اعتقاد دارم آن‌ها را به سادگی می‌فروشم؛ زیرا سال‌هاست که با این نوع هواپیما پرواز کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام که بهترین هواپیما در نوع خود هستند. بدون جدیت حقیقی و خالص هیچ کاری از پیش نمی‌رود. چند سال پیش خود را داوطلب احراز پست ریاست اتاق بازرگانی آمریکا در تایلند نمودم. روزهای اولی که در این اتاق استخدام شدم به من اعتنایی نداشتند و اجازه نمی‌دادند که زیاد در کارها دخالت کنم؛ چرا که از نظر آن‌ها به‌قدر کافی "کهنه کار" نبودم. رقیب من یک بانکدار از اهالی مانهاتان (آمریکا) بود که در تایلند فعالیت هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری می‌کرد و از هر لحاظ، چه فردی و چه حرفه‌ای، بسیار با کفایت بود. به‌هر‌حال احتمال موفقیت من برای احراز این پست بسیار ناچیز بود؛ اما شعار ساده‌ای داشتم. شعارم این بود که سالهاست در تایلند هستم و تصمیم دارم بقیه زندگی خود را نیز در تایلند بگذرانم. رقیب من مهاجر پیری بود که احتمالا" تا چند سال دیگر از کار برکنار می‌شد. باید همه را متقاعد می‌کردم که چون تعهد بیشتری نسبت به تایلند دارم (به‌دلیل سالهای اقامتم در آنجا و تصمیمی که برای ماندن داشتم) صلاحیت بیشتری برای ریاست اتاق بازرگانی دارم و بهتر می‌توانم از عهده‌ی کارها برآیم. بانکدار مذکور مرد خوبی بود اما فکر می‌کنم در روز رأی‌گیری جدیت من کارساز شد و به راحتی در مقابل او پیروز شدم. اعتقاد و جدیت دو عامل جادویی هستند که اگر خوب با هم تلفیق شوند طلسم خوشبینی را در اختیار شما قرار می‌دهند. شما برای فروش نیاز به خوش‌بینی دارید. دلیل موفقیت من در فروشِ ایده‌ها و کالاها به مردم این است که همیشه خوشبین هستم. به همین دلیل تاکنون هیچ‌وقت در معرفی تایلند، چه به‌عنوان محلی برای تفریح و چه به‌عنوان محلی برای کسب و کار، شکست نخورد‌ه‌ام. یکی از موفق‌ترین سخنرانی‌های من تحت عنوان "چه چیزهایی در رابطه با صنعت گردشگری تایلند صحت دارد؟" انجام شد. زمان این سخنرانی (ماه‌ می1992) از یک لحاظ اهمیت داشت و آن این بود که درست چند روز قبل یک شورش ضددولتی در خیابان‌ها به راه افتاده بود و نظامیان تایلند افراد غیرنظامی را در خیابان‌های بانکوک به گلوله بسته بودند. قسمت‌هایی از آن سخنرانی‌ چنین بود: "تایلند را همه به‌عنوان سرزمین فراوانی‌ها می‌شناسند؛ فراوانی کودتا، ترافیک، آلودگی هوا، سیل و بسیاری از مشکلات زیست‌محیطی دیگر. اما در تایلند فراوانی دیگری نیز وجود دارد و آن فراوانی "تضمین" است. بله، مشکلات زیادی در این کشور وجود دارد مانند ایدز، آلودگی هوا، و مشکلات زیرساختی، اما این‌ها مشکلاتی هستند که بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز به آن‌ها مبتلا هستند. شهرهای لندن لس‌آنجلس، توکیو، تورنتو، روتردام، رم، مادرید و مکزیکوسیتی همگی کم و بیش با مشکلات مشابهی روبرو هستند. من فکر می‌کنم زمان آن فرا هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری رسیده تا ما به‌عنوان نمایندگان کشور متبوع خود از انگشت گذاشتن بر روی موارد منفی و تضعیف یکدیگر دست برداریم. ما وظیفه داریم که مردم سایر کشورهای جهان و نیز خود را متوجه این قضیه نماییم که دراین کشور چیزهای زیادی برای مباهات و سهیم شدن با گردشگرانی که از خارج برای دیدن تایلند می‌آیند، وجود دارد. بیایید به جنبه‌های مثبت این کشور از دیدگاه گردشگری نگاه کنیم. خاوردور و به‌ویژه جنوب شرقی آسیا هنوز هم یکی از شگفت‌انگیزترین نقاط جهان از دید سایر مردمان جهان است. سازمان بهداشت جهانی، برنامه ملی آموزش جلوگیری از بیماری ایدز را که توسط تایلند ارائه شده به‌عنوان بهترین و جامع‌ترین برنامه نسبت به دیگر کشورها ستوده است. خیلی‌ها نکات منفی تایلند را می‌بینند اما من یک فرد خوش‌بین هستم. من مسائل و مشکلات را، به‌ویژه در صنعت گردشگری، به‌دیده‌ی فرصت‌ می‌بینم." سرسختی و خوش‌بینی افراطی من باعث شده بود که همه فکر کنند من به راستی دیوانه‌ام. اما گذشت زمان درستی حرف‌های مرا ثابت کرد. صنعت گردشگری تایلند به‌طور روزافزونی در حال شکوفایی است، و واقعا" هم در حال شکوفایی است. چطور ممکن است گردشگری در کشوری که فرهنگ تایلند، سواحل، بازارها، غذا و صد البته مردمانی نظیر مردم تایلند دارد، شکست بخورد. کسانی که با اعتقاد به این شانس دست به کسب و کار می‌زنند، هرگز فروشندگان خوبی نخواهند شد. به‌نظر من هر وقت که شما سخنرانی یا صحبت می‌کنید در واقع در حال فروش ایده‌های خود، توانمندی‌های شرکت خود، و یا محصولاتی هستید که تولید می‌کنید. اغلب مردم (مثل خوردن) نمی‌توانند سخنران خوبی در میان جمع باشند. اما به همه‌ی کارآفرینان توصیه می‌کنم مهارت خود رادر سخنوری پرورش دهند. به شهرتی که رایگان به‌دست می‌آید فکر کنید! در اوایل شروع کارم بود که در یک دوره‌ی آموزش سخنرانی ثبت‌نام کردم و این یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌های کوچکی بود که تاکنون داشته‌ام. اما باید نکته‌ای را خاطرنشان کنم: وقتی به‌حدی از اعتماد به‌نفس رسیدید که توانستید جلوی میکروفن بایستید، کاری نکنید که مردم مجبور باشند برای دور کردن شما از میکروفن به زور متوسل شوند. این واقعیت را باید قبول کرد که تعداد اندکی از ما می‌توانیم در سخنوری حریف وینستون چرچیل باشیم. بنابراین سعی کنید که سخنرانی‌تان مختصر، مفید و مربوط باشد. مطمئن باشید که شنوندگان، شما را به‌خاطر این کار بسیار دوست خواهند داشت. البته هرگز از یاد نبرید که تلاش و جدیت نقش مهمی در فروش دارند. جدیت را اغلب می‌توان به‌عنوان عزم واقعی در مواجه با شرایط دشوار تعریف کرد. همه می‌دانیم که زدن آخرین تلفن، و ارسال یک فاکس دیگر آن هم در پایان یک روز کاریِ طولانی و خسته‌کننده، کار آسانی نیست. مخصوصا" وقتی که به نتیجه‌ی دلخواه هم نرسیده باشیم. رئیس‌جمهور اسبق امریکا "کالوین کولیج" مناسبترین عبارت را در این مورد گفته است: "هیچ چیز در دنیا جای پشتکار را نمی‌گیرد؛ حتی استعداد، چرا که دنیا پر از افراد با استعدادی است که ناموفق مانده‌اند. نبوغ هم نمی‌تواند؛ چرا که نوابغ ناموفق بسیار فراوانند. آموزش نمی‌تواند؛ چرا که جهان پر از خانه به‌دوشان تحصیل‌کرده است. اما دو عامل پشتکار و عزم راسخ، به‌تنهایی از اقتدار کافی برای دستیابی به موفقیت برخوردارند". کمتر فروشنده‌ی موفقی را پیدا می‌کنید که ساعی و مصمم نبوده باشد. تاریخ مثال‌های خوبی هنری فورد، مخترع اتومبیل و بنیانگذار صنعت انبوه، در اولین کسب0را برای ما دارد: و کار خود ورشکست شد. در دومی هم شکست خورد، اما سومین تلاش او دنیا را متحول کرد. کینگ ژیلت ]شاید نتوانید اکنون کشوری را پیدا کنید که تیغ ژیلت در بازارهای آن0 وجود نداشته باشد[ در سال 1903 ماشین اصلاح را اختراع کرد، اما فقط توانست 51 ماشین هوارد هافس مجبور شد عملیات اولین چاه نفت خود را0و 168 تیغ را در آن سال بفروشد. متوقف کند، چونکه نتوانست از لایه‌های سخت زمین بگذرد. بعد از این شکست، شرکت ابزارسازی هافس را بنیان گذاشت و مته‌ای ساخت که او را ثروتمند کرد. خود من بارها احساس کرده‌ام که دارم یک صخره را با مته‌ای کند سوراخ می‌کنم. اواخر دهه‌ی 1980 بود که سعی کردم دو معامله را به سرانجام برسانم. و کار به قدری سخت بود که احساس کردم مهارتم در فروش ضعیف شده است. اما با جدیت توانستم هر دو معامله را تمام کنم. اولی مربوط به یک گروه آمریکایی بزرگ بود که می‌خواست کارخانه‌ای را برای تولید دستکش گلف در آسیا تأسیس کند. بازی گلف در همه جای دنیا مخصوصا" در آسیا طرفداران زیادتری پیدا می‌کرد و من با این‌که در آن زمان گلف‌باز نبودم اما به‌خوبی می‌دانستم که گلف در تایلند رشد خواهد کرد. آمریکایی‌ها کار و کاسبی خوبی در کره‌ی جنوبی داشتند و به‌خاطر ارتباطاتشان در آن کشور، مشتاق بودند کارخانه‌ را در آنجا تأسیس کنند. تایلند برای آنها سرزمین ناشناخته‌ای بود و به همین‌خاطر بی‌اندازه محتاط بودند. اطمینان من در مورد موفقیت این کارخانه در تایلند به‌قدری زیاد بود که آن‌ها به هیچ وجه تردید نکردند. به آن‌ها گفتم زمین مورد نیاز را می‌خرم، ساختمان کارخانه را می‌سازم، دست آن‌ها را برای سرمایه‌گذاری مشترک باز می‌کنم، و همه مجوزهای لازم را برای این کار از دولت تایلند می‌گیرم. دست آخر، آن‌ها راضی شدند که مانند من فکر کنند. این کارخانه سرمایه‌گذاری خوبی برای همه بود. ما کمتر از 000/200 دلار سرمایه‌گذاری کردیم و فقط در یک نوبت تقریبا" هشت میلیون دلار فروش در سال 1999 داشتیم. در مورد رقم‌ نهایی فروش کارخانه، فقط می‌توانم بگویم که غیرقابل تصور بود. دومین معامله‌ی دشوار من در اواخر دهه‌ی 80 مربوط به زمینی بود که برای هتل "ماریوت رویال گاردن رویرساید" در بانکوک انتخاب کرده‌ بودم. تصمیم داشتم برخلاف جهت جریان شنا کنم و هتلی در قسمت بیکار افتاده ساحل رودخانه‌ی چائو فارایا بسازم. عاقبت زمین موردنظر را پیدا کردم. اما فقط یک مشکل وجود داشت. این زمین متعلق به خانواده وانگلیس‌ها بود (یکی از بزرگترین خانواده‌های تایلندی ـ چینی در بانکوک) که قرن‌ها بود مالک آن زمین بودند. مشکل می‌توانستیم آن‌ها را راضی کنیم که زمین خود را با یک مبلغ سالانه اندک به ما اجاره بدهند. چونکه اولا" نیازی به این پول نداشتند؛ و اگر هم هدف آن‌ها پول بود در آن صورت فروش یا اجاره دادن آن زمین به یکی از زمین‌خواران بانکوکی سود بیشتری برایشان داشت. در ابتدا به آن‌ها گفتم: " زمین ارزشمند خود را با مبلغ سالانه اندکی به من اجاره بدهید و مطمئن باشید که هتل سودآوری را در این زمین، که هیچ‌کس حاضر به ساختن هتل در آن نیست، می‌سازم". موضوع دیگر این‌که با من کنار بیائید تا بتوانم برای ساخت هتل وام بگیرم". ما این خانواده را خوب می‌شناختیم و می‌دانستیم که آن‌ها به معامله با افرادی که با آن‌ها کنار می‌آیند، علاقه‌مند هستند. در نهایت این هتل ساخته شد و اتفاقا" موفق بود. خانواده وانگلیس اکنون اجاره هنگفتی بابت یک قطعه زمین که قبلا" بی‌مصرف بود دریافت می‌کنند و خودشان مشتریان دائمی رستوران عالی هتل هستند و ما هنوز هم دوستان خوبی برای هم هستیم. مشکل دیگری که اخیرا" با آن مواجه بودم زمانی بود که برای خرید 25% از شرکت "رجنت بانکوک" به میلیون‌ها دلار نیاز داشتم؛ آن هم درست در تاریک‌ترین لحظات بحران مالی آسیا. در آن زمان بانک‌ها از ارائه وام‌های کلان هراس داشتند. با این طرز فکر که این فرصت نادری برای دستیابی به یک ثروت سرشار است و می‌تواند درآمدهای ما را افزایش داده و شرکت ما را در آینده تقویت کند، اقدام به فروش قسمتی از دارایی‌های خود کردیم و بالاخره توانستیم سهام آن شرکت را بخریم. اگر هنوز هم نسبت به توانایی‌های خود درکسب عالی‌ترین مهارت‌های فروش تردید دارید، کتاب‌های مختلفی را که در مورد زندگی کارآفرینان موفق نوشته‌شده‌است با دقت بخوانید. خواهید دید که فورمول موفقیت آن‌ها، اغلب همان دو واژه‌ای است که حالا دیگر برای شما تازگی ندارند: "اعتقاد" به آنچه می‌فروشید، و جدیت! اگر هنوز هم نسبت به توانایی خود در کسب عالی‌ترین سطح مهارت‌های فروش تردید دارید بگذارید داستان "جیم کوچ" را برای شما تعریف کنم. این فرد آمریکایی نوشابه‌ی "ساموئل آدامز" را به بازار عرضه کرد و شرکت بسیار موفق "نوشابه‌ی بوستون" را بنیانگذاری کرد. در کتاب "با شانس چه‌کار باید کرد" که به توصیف لحظات سرنوشت‌ساز در مشاغل برخی از کارآفرینان موفق می‌پردازد، تغییر شغل جیم از یک متخصص نوشابه‌سازی به یک فروشنده‌ی بزرگ این‌طور آمده است: طولانی‌ترین پیاده‌روی جیم در عمرش فاصله‌ی 50 متری بود که بین اداره‌ای که در آن به‌عنوان مشاور نوشابه‌سازی به کار مشغول بود و نزدیکترین نوشابه‌فروشی، جایی که در آن فروشندگی نوشابه مشغول بود، طی می‌شد. آن روز، گفتگوی او با عمویش و صحبت‌های رد و بدل شده بین آن دو باعث دگرگونی او شده بود. ماجرا از این قرار بود که او در مورد تصمیم خودش برای خرید یک کامپیوتر جهت ثبت فروش‌ها به مشتریان، با عمویش صحبت کرده بود اما مشکل این‌جا بود که او هنوز مشتری چندانی نداشت. عموی جیم با فریاد پرسیده بود: "پس کامپیوتر به چه درد تو می‌خورد؟" و جیم به خاطر آورد که خیلی از شرکت‌ها نه به این خاطر که کامپیوتر نداشته‌اند بلکه به‌خاطر نداشتن مشتری ورشکست شده‌اند. جیم که تا آن موقع احساس می‌کرد یک نوشابه‌ساز به‌دنیا آمده است، فکر کرد که بهتر است فروشندگی کند. روز بعد مدیر شرکت جیم در حالی‌که با کنجکاوی به او نگاه می‌کرد جلو آمد و پرسید که برای چه کاری به اتاق او آمده است. جیم در مورد نوشابه‌ی ساموئل آدامز برایش تعریف کرد، و بعد از آن کیف دستی خود را باز کرد و یک لیوان نوشابه برای مدیر ریخت. مدیر به نوشابه نگاهی انداخت، بو کرد، و آن را نوشید و بلافاصله 25 جعبه از آن سفارش داد. این برای جیم احساس مهیجی بود. خود او می‌گوید" در عرض 10 دقیقه از وحشت واقعی به آسودگی خیال رسیدم." در آن لحظه فروشنده‌ای متولد شد

متن در مورد برد و باخت + جملات زیبا از بزرگان در مورد پیروزی و شکست در زندگی

برد و باخت و یا شکست و پیروزی در زندگی همه افراد وجود خواهد داشت و بزرگان هم در این مورد سخنان و جملات زیبایی گفته اند که حاصل شکست ها و پیروزی های آنها در زندگی بوده است و بسیار آموزنده هستند. در ادامه متن های زیبا در مورد برد و باخت را آماده کرده ایم.

گاهی برای برنده شدن، دست به کارهایی می‌زنیم که با ارزش‌های درونی ما ناسازگار است. در این موارد، بازنده‌ی اصلی ما هستیم. آنتونی رابینز

دلیل اینکه بسیاری از انسان‌ها احساس بازنده بودن می‌کنند آن نیست که زندگی‌شان به راستی یک باخت بزرگ است. شاید گمان می‌کنند برنده بودن، آن است که بر روی کره‌ی ماه فرود آیند.

آنتونی رابینز

در غرب دلبستگی ما به موفقیت باعث سست شدن ما در خطر کردن می شود. آنچه از این خطر کردن می آموزیم به آن موفقیت می ارزد. و این ترس از شکست است که تعیین می کند که بیاموزیم یا نه؟

پارکر پالمرش

جملات آموزنده در مورد شکست در زندگی و عشق

من ادراک شکست را با خود مانند پرچم پیروزی به هر سو می کشانم.

فرناندو پسوآ

بسیاری از افراد خوب موفقیت را می بینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن بدست می آید.
در حقیقت موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از 99 در صد خطا حاصل شده است.

سوشیرو هوندا

به خاطر داشته باشید که قرار نیست همیشه پیروز شوید. برخی روز‌ها، کاردان‌ترین افراد هم طعم شکست را تجربه می‌کنند. اما فراموش نکنید که همیشه پس از آن که امروز نهایت تلاش خود برای دستیابی به موفقیت را انجام داده‌اید، فردایی در کار است.

مکسول مالتز

متن در مورد برد و باخت

بزرگترین نشانی که سرنوشت می تواند به ما هدیه کند این است که اجازه دهد ما مدتی در کنار مخالفان خود بجنگیم، زیرا از این راه پیروزی بزرگی را برای خود رقم می زنیم.

فریدریش نیچه

اگر برنده شوی نیاز نداری که شرح دهی …
اما اگر بازنده شوی بهتر است انجا نباشی تا مجبور شوی شرح بدهی.

آدولف هیتلر

سخن بزرگان در مورد پیروزی و شکست های زندگی

حق همیشه با پیروزمندان جنگ است.

آدولف هیتلر

پیروزمندان! فراموش نکنید که پیروزی های بشری همیشه نسبی و موقتی است.

آندره موروا

من هفتصد بار اشتباه نکردم. من یک بار اشتباه نکردم من زمانی موفق شدم که هفتصد راهی را که موفقیت آمیز نبود اصلاح کردم. هر گاه راهی را که عمل نمی کرد حذف کردم راهی را پیدا کردم که کار می کرد.

توماس ادیسون

اما من معتقدم که نباید اجازه دهیم احساس شکست در قلب‌هایمان ریشه کند

دایا سوکو ایکیدا

متن در مورد برد و باخت

هنگامی که رویدادهای این جهان را با وجود دردناک بودن و ناخوشایند بودن آنها، با دید و نگرشی مثبت می‌نگرید و چَم و مفهوم دیگرگونی به آن می‌دهید، به راستی برنده می‌شوید.

آنتونی رابینز

دلم را برده ای

خودم را باخته ام

از عشقت شاعر شده ام

تو برده ای اما

امتیازات را من گرفته ام

قبل از دلدادگی نمی دانستم

چه فلسفه ی پیچیده ای دارد

این برد و باخت

متن های خواندن و آموزنده در مورد پیروزی و شکست های زندگی

زندگانی برد و باخت

زندگــی با بُـــرد از دست دادن است

اصل این معنـــی یقین با زادن است

گر نباشد زندگـــی شیــــرین کجاست

زندگانی گاه برپاد و گاهی افتادن است

منصور مقدم

بهرام رادان سکوتش را شکست | افشاگری بهرام رادان از زندگی خصوصی اش

بهرام رادان به مناسبت تولدش نوشت: یک سال دیگه هم گذشت، در کمتر از یک ثانیه و شاید در لحظه فوت کردن شمع روی کیک، تمام اتفاقات سخت، شیرین، تلخ و عجیبی که در سال گذشته به آلبوم خاطرات ذهن اضافه شده مثل فریم های عکس دوربین های قدیمی، جلوی چشم رژه میرن. خاطرات شیرین لبخندی همیشگی بهمراه دارند و فریم‌های تلخ و اتفاقات عجیب زندگی درس‌هایی هستند برای یادگیری زیست بهتر در دنیایی که هیچ هنری بهتر از هنر خوب زندگی کردن نیست. به یاد پدر و در آغاز فصلی نو به تماشای اردیبهشت سال صفر یک نشسته ام به امید اینکه هر روز فردایی باشد بهتر از دیروز .

بهرام رادان سکوتش را شکست | افشاگری بهرام رادان از زندگی خصوصی اش

بهرام رادان به تازگی خبر از ازدواجش با یک طرح لباس داده است که در فضای مجازی جنجالی شده است. مهمترین حاشیه ای که برای بهرام رادان بوجود آمده بود ماجرای رابطه اش با ترلان پروانه بوده است. بهرام رادان از بازیگران توانمند است که به تازگی کار کارگردانی را هم شروع کرده است.بهرام رادان با فیلم سنتوری به شهرت رسید. در ادامه به آخرین حاشیه از زندگی بهرام رادان می پردازیم.

بهرام رادان

بهرام رادان در تازه ترین یادداشت اینستاگرامی اش نوشت:

سیزده تون بدر ، سال جدید پر از عشق

بهرام رادان بازیگر سینما و تئاتر متولد 8 اردیبهشت 1358 در تهران است اما اصالت اصفهانی دارد.

این ستاره سینما فارغ‌التحصیل لیسانس رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. مهین دخت سهامی، مادر بهرام رادان خانه‌دار و رضا رادان پدر او سرهنگ بازنشسته قبل از انقلاب بود.

بهرام رادان فرزند آخر و دارای دو خواهر و یک برادر است.

بهرام رادان بعد از خدمت سربازی که مشغول گشتن بین آگهی های روزنامه برای یافتن شغل مناسب بود، نظرش به آگهی کلاس های بازیگری هیوا جلب شد و در این کلاس ها شرکت کرد. سر کلاس ثریا قاسمی فیلمنامه شور عشق به او پیشنهاد شد و او اولین بار سال 1379 در 21 سالگی جلوی دوربین رفت و یکی از نقش های اصلی را ایفا نمود.

او در دومین حضور موفق خود در سینما برای بازی در فیلم آواز قو جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خود کرد.

بهرام رادان با بازی در فیلم شمعی در باد به شهرت رسید اما اوج شهرت او به بازی در فیلم سنتوری در نقش علی سنتوری مربوط می شود که مسیر هنری اش را تغییر داد.

او دوره بازیگری را در سال ۱۳۷۸ و در آموزشگاه هیوا فیلم گذراند و در همان سال برای بازی در فیلم شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد.

در اولین حضور سینمایی تنها به واسطه چهره اش شناخته شد:شور عشق اما فیلم به فیلم به دانش سینمایی خود افزود و توانست فوت و فن بازیگری را بیاموزد تا اینکه در چهارمین نقش آفرینی اش کاندید دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در پنجمین جشن خانه سینما شد:آواز قو. رادان سپس موفق به کسب سیمرغ بلورین نقش اول مرد نیز شد که با انتقاداتی از سوی برخی محافل سینمایی روبرو شد.

بهرام رادان پس از بازی در فیلم های شورعشق و آواز قو در سال ۱۳۷۹ در فیلم سینمای آبی به کارگردانی حمید لبخنده به ایفای نقش پرداخت. داستان آن این است که دختری به نام مهتاب (هدیه تهرانی) با جوانی به نام ارسطو (بهرام رادان) به عمد تصادف می کند و همین تصادف باعث آشنایی و درگیری آنها باهم می شود.

بهرام رادان در سال ۱۳۸۳ با بازی در فیلم سینمایی گاو خونی به کارگردانی و نویسندگی بهروز افخمی و تهیه کنندگی علی معلم بر اساس گاوخونی (رمان) نوشته جعفر مدرس صادقی موفق به کسب تندیس حافظ شد.

گاوخونی داستان کابوس های جوانی را حکایت می کند که خاطرات پدر مرده اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می رساند.

فیلم سربازهای جمعه به کارگردانی و نویسندگی مسعود کیمیایی و تهیه کنندگی مرتضی شایسته ساخته سال ۱۳۸۲ است. بهرام رادان برای بازی در این فیلم موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و دومین جشنواره بین المللی فیلم شد. این فیلم داستان چند سرباز است که یک روز جمعه به همراه گروهبان خود به شهر می آیند. این روز تعطیل اما برای آنها حوادثی تازه در پی دارد و آنها را به نگاهی دیگر می رسان

فیلم سربازهای جمعه در بیست و دومین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۸۲) در بخش هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری بهترین بازیگر نقش دوم زن (مریلا زارعی) سیمرغ بلورین مسابقات را کسب کرده است.همچنین این فیلم در دو بخش بهترین بازیگر نقش دوم مرد (بیژن امکانیان) و بهترین صدابرداری (اسحاق خانزادی) نیز کاندیدا مسابقات بوده است.

هرام رادان به تازگی در فیلم سینمایی آتش بس ۲ که ادامه فیلم آتش بس میباشد در کنار میترا حجار به ایفای نقش پرداخت این فیلم همانند سری نخست آن با استقبال خوبی رو برو شد و فروشی میلیاردی داشت.

خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

حتی اگر فکر می‌کنید یک متفکر منطقی هستید‌،‌ احتمالاً با شرایطی روبرو شده اید که می‌توانستید کار بهتری نسبت به آنچه انجام داده اید را انتخاب کنید.

کتاب “هنر شفاف اندیشیدن” را بخوانید تا با لیستی از متداولترین خطاهای شناختی آشنا شوید و متوجه شوید که در تمام این مدت چه اشتباهاتی انجام می‌داده اید. برای مطالعه خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن با ما همراه باشید.

شناسنامه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

فکر کردن در خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

معرفی کتاب هنر شفاف اندیشیدن

در کتاب هنر شفاف اندیشیدن‌،‌ رولف دوبلی به بسیاری از خطاهای شناختی رایج می‌پردازد. این کتاب با ارائه مثال‌ها‌ی مشخصی از این الگوهای فکری و راه‌های غلبه بر آنها‌،‌ سرگرم کننده و آموزنده است.

خطاهای شناختی بسیار شایع و مشابه هستند،‌ به این معنی که شناسایی آنها امکان پذیر است. دانستن اینکه با چه چیزی روبرو هستید به این معنی است که در آینده می‌توانید از رخ دادن اشتباهات مشابه جلوگیری کنید.

برداشت اشتباه نداشته باشید، انسان ها “به طور ژنتیکی” طوری برنامه ریزی شده اند که چنین اشتباهاتی را مرتکب می‌شوند‌. بنابراین نمی‌توانید کاملاً از آنها جلوگیری کنید.

کاری که می‌توانید انجام دهید این است که آنها را به حداقل برسانید و شروع به دیدن گزینه‌ها‌ی منطقی تر کنید.

‌هنر شفاف اندیشیدن کتابی است که روی خطاهای شناختی تمرکز دارد. این کتاب شامل ۹۹ فصل کوتاه است که هر یک از آنها به بررسی یک خطا یا تعصب اختصاص دارد.

در هر فصل‌،‌ نویسنده خطا را توصیف می‌کند و گاهی اوقات در مورد راه‌ها‌ی جلوگیری از آن توصیه‌ها‌یی می‌کند.

این کتاب به عنوان مقدمه ای برای درک خطاهای شناختی عالی است. خواندن آن آسان است و اطلاعات آن می‌تواند چشم شما را باز کنند.

مهم نیست که چقدر باهوش باشید‌،‌ کتاب ‌هنر شفاف اندیشیدن باعث روشن شدن برخی از نقاط ضعف در تفکرتان می‌شود و شما را باهوش تر می‌کند.

خواندن این کتاب را به همه افرادی که می‌خواهند انتخاب‌ها‌ی بهتری در زندگی داشته باشند توصیه می‌کنم.

خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

مغز شما در طی تکامل برای زنده ماندن توسط روش‌ها‌ی میانبرهایی سیم کشی شده است. متأسفانه‌،‌ این تمایلات روانشناختی اکنون دیگربه ما کمک نمی‌کند. چون دیگر نمی‌خواهد هر روز نگران خورده شدن توسط یک شیر باشیم.

هنر شفاف اندیشیدن، خلاصه ای کامل از سوگیری‌ها‌ و اشتباهات روانشناختی است که زمانی به ما کمک می‌کردند تا زنده بمانیم اما اکنون فقط مانع بهتر زندگی کردنمان می‌شوند.

در ادامه چند نمونه از جالب ترین درس‌ها‌ی روانشناسی که در این کتاب آورده شده است را بررسی خواهیم نمود.

به گورستان ها مراجعه کنید

افراد بطور سیستماتیک شانس موفقیت خود را بیش از حد ارزیابی می‌کنند. با مراجعه به پروژه های معروف شکست خورده، از خود در برابر آن محافظت کنید.

ده هزار برابر بیشتر از نوازندگان روی صحنه، نوازنده های میدانی وجود دارند. اما روزنامه نگاران علاقه‌ای به شکست خورده ها ندارند.

در زندگی، پیروزی بیش از شکست دیده می‌شود. بنابراین شما به طور سیستماتیک شانس موفقیت خود را بیش از اندازه تخمین می‌زنید.

حتی وقتی موفقیت ها تصادفی هستند، افراد بین خود و برندگان شباهت‌هایی پیدا می‌کنند. و آن ها را به عنوان عوامل موفقیت علامت گذاری می‌کنند. اما بسیاری از افرادی که شکست خورده اند، هم همین عوامل را داشته اند.

دیدن شکل‌های مختلف در در ابرها

مغز انسان الگوها و قوانین را می‌بیند. اگر چیزی پیدا نکند، آن ها را می سازد. ما در پذیرفتن اتفاقات شانسی مشکل داریم.

اگر فکر می‌کنید الگویی پیدا کردید ، ابتدا آن را یک شانس محض بدانید. سپس از ریاضیات استفاده کنید و داده ها را از نظر آماری آزمایش کنید.

دیدن الگوها در خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

توهم تغییر دادن چیزهایی که روی آن ها کنترل ندارید

توهم کنترل، این موضوع را توصیف می‌کند که چگونه باورداریم می‌توانیم بر موارد غیرقابل کنترل، تاثیر بگذاریم.

ما این کار را انجام می‌دهیم زیرا باور به اینکه قدرت تغییر وضعیت خود را داریم در ما امید ایجاد می‌کند. اجازه ندهید این موضوع باعث ناراحتی شما شود‌،‌ چون زندگی شما ثابت نیست‌،‌ می‌توانید بسیاری از جنبه‌ها‌ی زندگی خود را بهبود ببخشید. بیایید برخی از موارد بی نتیجه را که فکر می‌کنیم بر روی آن‌ها‌ کنترل داریم را بررسی کنیم.

برای مبارزه با توهم کنترل‌،‌ مراقب پیش بینی‌ها‌ی خود باشید. به جای نگرانی در مورد آنچه نمی‌توانید کنترل کنید‌،‌ فقط بر آنچه می‌دانید می‌توانید کنترل کنید، تمرکز کنید.

تعیین ارزش با قابلیت دسترسی و مقایسه به جای بررسی جوانب مثبت و منفی‌

صرف نظر از آنچه که در مورد آن فکر می‌کنیم‌،‌ قضاوت مطلق به راحتی به ذهن ما نمی‌رسد. در عوض‌،‌ برای تصمیم گیری به مقایسه متکی هستیم. ما به جای بررسی جوانب مثبت و منفی گزینه ای را انتخاب می‌کنیم که بهتر به نظر برسد. این اثر کنتراست نامیده می‌شود.

به همین دلیل است که تخفیف‌ها‌ی محصول بسیار خوب کار می‌کنند. اگر یک کالای ۱۰۰ دلاری ۷۰ دلار شود‌،‌ ما آن را از کالایی که معمولاً فقط ۷۰ دلار است، فقط به دلیل مقایسه کردن، بهتر می‌دانیم.

به همین ترتیب‌،‌ شرکت‌ها‌ از ایده کمبود برای جلب نظر مشتریان جهتخرید استفاده می‌کنند. وقتی آنها از عباراتی مانند “فقط امروز” یا “پیشنهادی با زمان محدود” استفاده می‌کنند‌،‌ مغز شما یک فرصت بالقوه از دست رفته را می‌بیند و متوسل به خرید می‌شود.

اگر می‌خواهید از سوگیری‌ها‌ی کمبود و مقایسه فاصله بگیرید‌،‌ روی ارزش چیزها تمرکز کنید. وقتی می‌بینید کالایی ۳۰٪ تخفیف دارد یا “فقط در مدت زمان هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری محدود”‌ ارائه می شود،‌ فقط به هزینه‌ها‌ و مزایای خرید آن کالا فکر کنید.

تعصب نسبت به نتیجه

تعصب نسبت به نتیجه تمایل به ارزیابی تصمیمات بر اساس نتایجی است که ایجاد می‌کنند. با این حال‌،‌ نتیجه بد لزوما به معنای بد بودن تصمیم نیست.

هر نتیجه‌ای حاصل دو چیز است. تصمیمات و عوامل بیرونی مانند شانس یا زمان بندی.

بیزاری از ضرر و ترس از حسرت خوردن

به دست آوردن چیزی باعث خوشحالی شما خواهد شد‌،‌ اما با از دست دادن همان چیز، بسیار ناراحت تر خواهید شد.

این یک واقعیت است که به طور جهانی تصدیق شده است که احساسات منفی که مردم هنگام مواجهه با ضرر و زیان متحمل می‌شوند‌،‌ قویتر از احساسی است که با بدست آوردن چیزی با ارزش یکسان حس می‌کنند.

ترس از پشیمانی شبیه به بیزاری از ضرر است. بسیاری از مردم در منطقه راحتی خود می‌مانند زیرا می‌ترسند تصمیمی‌اشتباه بگیرند و بابت آن متاسف شوند.

هر دوی این ترس‌ها‌ شما را در همان جایی که هستید نگه می‌دارند و پیشرفت شما را محدود می‌کنند.

کوری نسبت به جایگزین‌ها‌

هر وقت افراد به پیشنهادی فکر می‌کنند‌،‌ نسبت به گزینه‌ها‌ی دیگر کور می‌شوند. با این حال‌،‌ برای اینکه بتوانید تصمیم درستی بگیرید‌،‌ باید از محدودیت‌ها‌ی ذهنی خود خارج شوید.

گاهی اوقات‌،‌ داشتن گزینه‌ها‌ی زیاد خودش یک مشکل محسوب می‌شود‌،‌ زیرا طیف گسترده ای از گزینه‌ها‌ باعث می‌شود افراد احساس گیر کردن داشته باشند و به طور مداوم در مورد این موضوع که آیا انتخاب درستی انجام داده اند یا نه تردید داشته باشند.

پارادوکس انتخاب در خلاصه کتاب هنر شفافا اندیشیدن

حتی داستان های واقعی هم افسانه هستند

سوگیری در داستان وجود دارد زیرا مردم به سختی تمام واقعیت‌ها‌ را به خاطر می‌سپارند و از طریق ‏داستان آن را به جهان توضیح می‌دهند.‏

هر چقدر داستان ها جذاب تر باشند‌،‌ منجر به تحریف بیشتر واقعیت می‌شوند.‏

همه ما عاشق داستان های “ژنده پوشی که تبدیل به فردی ثروت شد” هستیم زیرا این داستان‌ها‌ به ما این احساس را ‏می‌دهند که همه چیز ممکن است.

اما داستان‌ها‌ی الهام بخش باعث می‌شود غیرمنطقی فکر کنیم‌ ،‌ ‏زیرا بلافاصله خود را یکی از استثناهای “یک در یک میلیون” می‌دانیم.‏

نمی‌گوییم که شما جز معدود افراد نیستید‌،‌ اما اگر تمام افرادی که شکست می‌خورند را در نظر بگیرید‌،‌ انتخاب‌ها‌ی بسیار بهتری خواهید داشت.

بخش‌ها‌یی از متن کتاب هنر شفاف اندیشیدن

  • “چگونه حسادت را مهار می‌کنید؟ ابتدا مقایسه خود را با دیگران متوقف کنید. دوم‌h،‌ “حلقه شایستگی” خود را پیدا کنید و آن را به تنهایی پر کنید. در حوزه‌ای که بهترین هستید جایگاهی برای خود ایجاد کنید. مهم نیست که چقدر این حوزه تسلط شما کوچک باشد.”
  • “اگر تنها ابزار شما چکش است‌،‌ همه مشکلات تان میخ خواهند بود.”
  • “اگر ۵۰ میلیون نفر حرف احمقانه ای بزنند‌،‌ باز هم احمقانه است.”
  • “دو نوع پیش بینی وجود دارد: کسانی که نمی‌دانند و کسانی که نمی‌دانند نمی‌دانند.”
  • هرچند متناقض به نظر می‌رسد: بهترین راه برای محافظت خودتان در برابر شگفتی‌ها‌ی زننده‌،‌ انتظار داشتن آنهاست.”
  • “چه بخواهیم و چه نخواهیم‌،‌ ما عروسک احساسات خودمان هستیم. ما با استفاده از احساسات مان و نه با افکار خود‌،‌ تصمیمات پیچیده مان را می‌گیریم. “
  • “تصور کنید که جهان بینی شما توسط مردم تحمل نخواهد شد. فراتر از آن فکر نکنید کسانی که متفاوت از شما فکر می‌کنند احمق هستند. قبل از اینکه به آنها بی اعتماد شوید‌،‌ فرضیات خود را زیر سوال ببرید. “
  • “حسادت داشتن مشکلی ندارد، به شرط آن که به شخصی که آرزویش را دارید تبدیل شوید.”
  • “ما مست ایده‌ها‌ی خود هستیم. برای هوشیاری‌،‌ هر از چند گاهی یک قدم به عقب برگردید و کیفیت عقایدتان را بررسی کنید. کدام یک از ایده‌ها‌ی شما در ده سال گذشته واقعا برجسته بوده است؟.”
  • “این که دانش خود را بیش از حد ارزیابی کنیم بسیار رایج تر از آن است که اطلاعات خود را دست کم بگیریم.”
  • “آیا شما هرگز به جنگ اعزام شده اید که با اهداف آن موافق نیستید‌.”
  • “صفحات گسترده اکسل می‌تواند یکی از خطرناک ترین اختراعات اخیر باشد.”
  • “آیا حداقل یک دشمن دارید؟ خوب او را برای خوردن قهوه دعوت کنید و در مورد نقاط قوت هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری و ضعف خود نظر صادقانه اش را بخواهید. برای همیشه سپاسگزار او خواهید بود. “
  • “آیا می‌خواهید بر رفتار افراد یا سازمان‌ها‌ تأثیر بگذارید؟ همیشه می‌توانید در مورد ارزشها و چشم اندازها حرف بزنید،‌ یا می‌توانید به استدلال کردن متوسل شوید. اما تقریباً در هر موردی انگیزه‌ دادن بهتر کار می‌کنند. نیازی نیست موضوعی مادی باشند. هر چیزی قابل استفاده است‌،‌ از نمرات خوب گرفته تا گرفتن جوایز نوبل. “
  • “پاپ از میکل آنژ پرسید: … راز نبوغ خودت را به من بگو؟ چگونه مجسمه داوود‌،‌ شاهکار همه شاهکارها را خلق کرده اید؟ ‘پاسخ میکل آنژ این بود : “این موضوع خیلی ساده است. من هر آنچه را که داوود نبود، حذف کردم. “
  • “در روانشناسی‌،‌ این پدیده واکنش پذیری نامیده می‌شود: وقتی از گزینه ای محروم می‌شویم‌،‌ ناگهان جذابیت آن را بیشتر می‌دانیم. نوعی عمل سرکشی است. این اثر همچنین به عنوان اثر رومئو و ژولیت شناخته می‌شود: از آنجا که عشق بین نوجوانان تراژدیک شکسپیر ممنوع است‌،‌ هیچ حد و مرزی ندارد. “
  • “مهم نیست تا الان چقدر سرمایه گذاری کرده باشید‌،‌ فقط ارزیابی شما از هزینه‌ها‌ و منافع آینده حساب می‌شود.”

یکی دیگر از کتاب هایی که می تواند به شما در بهتر اندیشیدن کمک کند، کتاب تفکر سریع و کند است. می توانید با کلیک بر روی لینک زیر در مورد این کتاب اطاعاتی کسب کنید.

خلاصه کتاب تفکر سریع و کند

کتاب تفکر سریع و کند به شما نشان می‌دهد که چگونه دو سیستم در مغزتان به طور مداوم بر سر کنترل رفتار و اعمال‌تان با هم می‌جنگند.

صاحب نظران راجع به کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» چه می‌گویند؟

“هنر شفاف اندیشیدن نمایشی بینشی در مورد نحوه عملکرد ذهن ماست. اگر می‌خواهید جلوی خطاهای شناختی را بگیرید‌،‌ این کتاب را بخوانید. “ – آیریس بونه‌،‌ استاد و رئیس دانشگاه‌،‌ مدرسه‌ ها‌روارد کندی‌،‌ مدیر آزمایشگاه علوم تصمیم گیری‌ها‌روارد

“دوبلی رایج ترین علت‌ها‌ی شکست در تصمیم گیری ما را با فصاحتی جذاب بررسی می‌کند و نحوه مقابله با آنها را با حسی آموزنده توصیف می‌کند” – رابرت سیالدینی‌،‌ نویسنده کتاب تأثیر

“اگر می‌خواهید یاد بگیرید که چگونه خطاهای ساده در تفکر روزمره مانع زندگی خوب تان می‌شوند‌،‌ باید راهنمای استادانه رولف دوبلی، کتاب هنر شفاف اندیشیدن، در مورد غیر منطقی بودن انسان را بخوانید.” -جان گری‌،‌ استاد دانشکده اقتصاد لندن و نویسنده سگ‌ها‌ی خزنده

“هنر شفاف اندیشیدن، یک مانیفست عملی است. در دنیایی پر از خطاهای شناختی‌،‌ رولف دوبلی به ما نشان می‌دهد که چگونه با ظرافت جلوی آنها را بگیریم. این کتاب باید روی میز هر مدیرعاملی باشد. “ -تن بوخنر‌،‌ مدیر عامل شرکت آزک نوبل، یک شرکت ۱۵ میلیارد یوروییچ

“این کتاب یک دیدگاه واقعاً تازه ارائه می‌دهد. هوشمندانه‌،‌ آموزنده و شوخ طبعانه است. نثر روشن رولف دوبلی چگونگی فکر کردن را ببرای ما روشن می‌کند. ” -کریستوف فرانتس‌،‌ رئیس جهانی‌،‌ روشه

“این کتاب نحوه تفکر شما را تغییر خواهد داد.” -پروفسور دن گلدشتاین‌،‌ دانشکده بازرگانی لندن

“دوبلی دقیقاً مفروضات‌،‌ تعصبات و توهماتی را هدف قرار داده که فرایندهای تفکر و تصمیم گیری ما را در روابط تجاری و شخصی مان شکل می‌دهد.” -فایننشال تایمز انگلیس و ایالات متحده آمریکا

“دوبلی خطاهای شناختی ما را بررسی می‌کند تا در آینده از آنهاجلوگیری کنیم. کتاب او با نثری جذاب نوشته شده است. “- دبلیو اس جی مانی

معرفی نویسنده کتاب هنر شفاف اندیشیدن

نویسنده خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن

رولف دوبلی،‌ متولد ۱۹۶۶‌،‌ رمان نویس‌،‌ نویسنده و متفکر سوئیسی است. وی دکترای خود را در فلسفه از دانشگاه سنت گالن سوئیس دریافت کرده است.

دوبلی همچنین بنیانگذار یا شریک بنیانگذار چندین شرکت و انجمن است‌،‌ که از آن جمله می توان به ورد مایند‌ اشاره کرد که انجمنیاز شخصیت‌ها‌ی برجسته در علوم‌،‌ فرهنگ و تجارت می باشد. رولف دوبلی هم اکنون در سوئیس زندگی می‌کند.

او رمان‌ها‌ و آثار غیر داستانی زیادی را نوشته است. کتاب‌ها‌ی او به ۴۲ زبان ترجمه شده است. از کتاب های او می توان به «هنر خوب زندگی کردن»، «هنر شفاف اندیشیدن» و «پیگیر اخبار نباشید» اشاره کرد.

یکی از راه های بهبود تفکر، مطالعه کردن است. با دانلود اپلیکیشن ذهن می توانید مجموعه ای از برترین کتاب های جهان را در کمترین زمان مطالعه نمایید.

اظهارات جدید و منتشرنشده ظریف/ کِری می‌گفت اگر برجام را امضا کنید آنقدر تقاضای سرمایه‌گذاری هنر بهتر شکست خوردن در سرمایه گذاری بیاید که فرصت نکنید ویزا صادر کنید

وزیر خارجه دولت روحانی گفت: وزیر خارجه آمریکا در مقطع امضای برجام به من می‌گفت « اگر شما برجام را امضا کنید آنقدر تقاضای سرمایه‌گذاری در ایران خواهند کرد که وقت نمی کنید برای‌شان ویزا صادر کنید».

اظهارات جدید و منتشرنشده ظریف/ کِری می‌گفت اگر برجام را امضا کنید آنقدر تقاضای سرمایه‌گذاری بیاید که فرصت نکنید ویزا صادر کنید

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، طی روزهای گذشته و پس از شروع مجدد مذاکرات برجام، فیلمی قدیمی از محمدجواد ظریف وزیر خارجه دولت سابق در شبکه‌های اجتماعی فراگیر شد که در آن ظریف منتقدانش را به عدم توانایی در نوشتن متن توافق متهم می کند و خطاب به آنها می گوید: « آقایانی که می گویند به ما توافق را نخوانده ایم بیایند به ما نشان دهند که خودشان فقط دو صفحه متن توافق نوشته اند!»

اینکه این فیلم بعد از مدتها به چه منظوری مجددا به صورت گسترده منتشر شد، جای تامل دارد اما به نظر می رسد که فعالان رسانه ای و سیاسی وابسته به جریان اصلاح طلب تلاش دارند اینگونه القا کنند که تیم مذاکره کننده دولت سیزدهم توانایی لازم را ندارد. این در حالی است که کارشناسان مسائل بین الملل معتقدند مقاومت مذاکره کنندگان در مقابل آمریکایی که نه حاضر است امتیاز بدهد و نه تضمینی برای عمل به تعداتش می دهد، بهترین اقدام است.

این مسائل در حالی است که محمدجواد ظریف اخیرا نیز در نشستی که با تعدادی از دانشجویان و اساتید داشته؛ به عدم شناخت نقش اروپا در مذاکرات اذعان کرده و گفته که: اگر ما نقش اروپایی ها را درست تشخیص داده بودیم می‌فهمیدیم که اروپایی ها در برجام چه باید می‌کردند، اروپا بازی اش بازی هنجارسازی بود یعنی شما عوامل رفتار بین المللی را بسازید.

اظهارات ظریف در این نشست درباره عدم شناسایی نقش اروپایی‌ها در مذاکرات در حالی مطرح شده که بارها منتقدان برجام، به همدستی اروپا با آمریکا و نقشی که اروپائیان در برجام داشتند اشاره کرده بودند.

وزیر سابق امور خارجه همچنین در این جلسه گفته که اروپایی‌ها یک مشخصه ای دارند که آمریکایی ها ندارند، و در تشریح آن تاکید کرده: آمریکایی ها از دنیا دور هستند و 60 درصد سناتورهای آمریکایی تا قبل از مسئولیت خود از آمریکا خارج نشدند.

ظریف در این نشست مطالبی را نیز درباره چین و روسیه و اینکه چین و روسیه علاقه ای به ورود ایران به شانگهای ندارند، مطرح کرده! و معتقد است همکاری روسیه با ایران در سوریه بعد از برجام شکل گرفت!

ظریف به نقش نیروی قدس سپاه در حمایت از دولت سوریه مقابل گروهک‌های وهّابی و تکفیری و همکاری ایران و سوریه در بخشی از این مسیر اشاره نمی‌کند.

وزیر سابق امور خارجه در بخش دیگری از این نشست هم به تلاش آمریکا برای ایجاد هژمونی نظامی بعد از جنگ سرد تا پایان دوره اول بوش پسر اشاره می کند و ضمن ارائه توضیحاتی درباره جنگ عراق و کویت می گوید: هدف حمله اول آمریکا ( ائتلاف نیروهای ملل متحد به رهبری ایالات متحده آمریکا) به عراق، عراق نبود، هدف آزادی کویت هم نبود هدف این بود که آمریکا بگوید در دنیا جدید من قدرت اول هستم. در زمان کلینتون هم آمریکا هر سال یک حمله نظامی انجام می‌داد برای اینکه خود را قدرت برتر جهان نشان دهد.

ظریف در بخش دیگری از این نشست به تحولات بعد از 11 سپتامبر و تلاش آمریکا برای نهادینه کردن قدرت خود در افغانستان اشاره کرده و گفته است که آمریکا دشمنان خودش را دشمن جهانی نشان دهد و اسرائیل هم در این بازی بسیار فعال است به دلیل آنکه فضای جهانی بعد از جنگ سرد و تک بعدی شد.

ظریف در این نشست با بیان اینکه امنیت سازی جهان مبتنی بر روایت هاست، گفته که روایت ها تعیین کننده هستند و در این بازی اسرائیل قدرت بسیار خوبی دارد.

وزیر سابق امور خارجه همچنین تاکید کرده که: اسرائیل دشمن جهان عرب است و به تدریج با روایت سازی ایران را به دشمن جهان عرب تبدیل کرده و خود را از دشمنی کنار زده است. این رژیم با روایت سازی و تهدید نشان دادن ایران، خود را به متحد جهان عرب تبدیل کرده و زمین جنگ خود را به جای لبنان به بحرین آورده، که به این بازی می گویند بازی امنیتی سازی از طریق روایت سازی.

وی تاکید می کند: اسرائیل می‌خواهد دو روایت متفاوت در دنیا مطرح کند که اولین روایت مظلومیت است. یک پیام و روایت اسرائیل مظلومیت است و همزمان یک پیام دیگر هم دارد که آن هم شکست ناپذیری اسرائیل است!

ظریف در ادامه با بیان اینکه در هالیوود فیلمی بر ضد رژیم غاصب اسرائیل وجود ندارد، می گوید: یک فیلم اگر توانستید در هالیوود بر ضداسرائیل پیدا کنید، در صورتی که فیلم بر ضد آمریکا و خدا و. هم ساخته شده است. از طرفی هالیوود هرچه فیلم می سازد سرباز اسرائیلی و آمریکایی را شکست ناپذیر نشان می دهد.

وی معتقد است که رژیم صهیونیستی نگران مشکل جمعیتی و افزایش جمعیت عرب در اسراییل است.

وزیر سابق امور خارجه در بخش دیگری تاکید می کند جامعه ما درک روابط بین الملل را کم دارد.

ظریف همچنین گفته است که هر زمان آمریکا امنیتی رفتار کرد ضرر کرده اما هر زمان امنیتی سازی کرد ایران را به تهدید امنیتی جهان تبدیل کرد.

وزیر سابق امور خارجه در بخشی دیگری از سخنانش درباره شوخی های که با «جان کری» داشته می گوید و تاکید می کند که: من با آقای کری یک قاعده ای داشتم، کری می‌گفت «اگر شما برجام را امضا کنید آنقدر می آیند در ایران سرمایه گذاری کنند که وقت نمی کنید برایشان ویزا صادر کنید» و من به او گفتم: « ببین ما یک اصطلاحی داریم در فارسی می گوییم هندوانه زیر بغل ما نگذار، از این به بعد تو هر وقت خواستی یک چیز بگویی من می گویم هندوانه زیر بغل ما نگذار! من که می دانم محصولات سرمایه گذاری در ایران چیست تو به من نگو صف می‌بندند سرمایه گذاری کنند! »

ظریف در بخش دیگری از این نشست به این سوال که آیا در شرایط بین المللی هیچ قراردادی با تضمین وجود دارد؟ پاسخ منفی می دهد و می‌گوید: هر کس به شما گفت وجود دارد دروغ گفته!

وزیر امور خارجه سابق کشورمان در حالی امروز معتقد است که در شرایط بین المللی هیچ قراردادی با تضمین وجود ندارد که خودش زمانی معتقد بود امضای «کری» تضمین است!

وی به اظهارات برخی کارشناسان و مسئولان فعلی هم انتقاد می کند و می‌گوید که برخی می گویند اگر کنگره آمریکا برجام را تصویب کرده بود تضمین بود! اما در روابط بین الملل من که نمی‌توانستم دختر اوباما را در ایران گروگان نگه دارم که تعهداتشان را انجام بدهند!

ظریف ادامه می‌دهد: در روابط بین‌الملل بالاترین تضمین شورای امنیت است که آمریکا عضو دائم آن است؟ یا دیوان بین‌المللی دادگستری است یا تصویب یک کنوانسیون یا قرارداد در کنگره؟

وی تاکید می کند: ما یک قرارداد داریم با آمریکا به نام عهدنامه مودت ایران و آمریکا در سال ۱۹۵۵میلادی، هم مصوبه سنای آمریکا را دارد هم مراجعه به دیوان بین‌المللی دادگستری و بارها هم به دیوان مراجعه کردیم و دیوان هم رای داد خب چه شد؟ اجرا شد؟ در نتیجه آمریکا از معاهده خارج شد عین برجام آیا سنای آمریکا آمد بگوید چرا خارج شدی؟ آیا خود دیوان بین المللی دادگستری آمد یک بیانیه بدهد؟

ظریف در ادامه مجددا تکرار می کند که در روابط بین الملل تضمین وجود ندارد، و ادامه می دهد که اگر دنبال تضمین رفتید؛ سرکار هستید! تضمین در روابط بین الملل این است که در زمینی باز کنید که خودتان در آن مزیت ببرید. در زمینی که دشمن مزیت می‌برد بازی کنید، این تضمین در روابط بین الملل است. تضمین در روابط بین‌الملل این است که شما روایتی بسازید که برای طرف تخطی را هزینه زا کند. کاری کنید که علیه ترامپ ۱۱۰ رای جمع شود، نه اینکه شما را ببرد آنجا بر ضد شما قطعنامه صادر کنند.

وی می گوید: اتفاقا بزرگ ترین تضمین برجام همان اسنپ بک است یعنی هر دو طرف می‌توانند به شرایط قبل از برجام برگردند، یعنی تو تخطی کردی من بر می گردم، من تخطی کردم تو برگرد! برای همین است که امروز ما زمانی که دولت را تحویل دادیم وضع هسته ای ما در سپتامبر ۲۰۲۱ بهتر از سپتامبر ۲۰۱۳ است.

ظریف در ادامه مدعی می‌شود که دولت قبل توانسته بدون اینکه شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای صادر کند، صنعت هسته ای را گسترش دهد! ادعایی که البته خیلی از کارشناسان صنعت هسته‌ای در گذشته و امروز آن را رد کرده‌اند.

وی تاکید می کند که: نمی گویم با این قطعنامه ها دنیا زیر رو می‌شود، ممکن است هیچ تاثیری نداشته باشد، اما یکی از حوزه های قدرت است.

ظریف تصریح می کند: آیا شما می توانید با آمریکا درگیری نظامی پیدا کنید؟ آمریکا ۷۸۰میلیار دلار سالانه هزینه نظامی می کند ما چقدر هزینه کردیم ؟ چین ۳۰۰میلیارد دلار هزینه می‌کند با این همه امکانات، آمریکا ۷۸۰ میلیارد دلا، عربستان ۷۸ میلیارد دلار، امارات متحده ۲۲میلیارد دلار، خب شما باید تشخیص بدهید حوزه مزیت نسبی شما کجاست؟

وزیر خارجه دولت سابق، در بخش دیگری به جنگ با رژیم بعث هم اشاره می‌کند و از قدرت مردم می گوید و از مسئولان می خواهد حواسشان را جمع کنند تا مردم را از دست ندهند! وی اشاره ای به عملکرد و کارنامه اقتصادی دولت قبل نمی کند؛ عملکردی که تحلیل‌گران مشارکت 50 درصدی در انتخابات ریاست جمهوری 1400 را معلول آن می‌دانند.

ظریف در ادامه به ماجرای اوکراین هم اشاره می کند و با تاکید بر اینکه آمریکا را بزرگ ترین برنده جنگ اوکراین می‌داند، می گوید: اوکراین را قربانی جنگ اوکراین و اروپا را بزرگ ترین بازنده جنگ اوکراین می دانم حتی از روسیه بیشتر! روسیه بازنده است در جنگ اوکراین چرا که در جنگ روایت ها، جنگ امروز فقط نبرد میدانی نیست ضمن اینکه در نبرد میدانی هم باخته.

وزیر سابق امور خارجه ادامه می دهد: روسیه ابر قدرت است و دو سه ماه است در اوکراین گیر کرده و حتی نتوانسته هنوز منطقه شرقی اوکراین را به صورت کامل تصاحب کند. روسیه به دنبال این بود که ظرف یک هفته اوکراین را صاحب شود و یک حکومت دست نشانده در اوکراین ایجاد کند حتی اگر روسیه این کار را هم کرده بود در جنگ روایت ها شکست خورده بود.

FATF موضوع دیگری است که ظریف به آن اشاره می کند و در این باره می گوید: شما اگر عضو FATF نباشید یک آزادی هایی دارید اما با شما معامله نمی‌کنند، و به بانک شما که می‌خواهد معامله کند به جای اینکه شما بگویی مشتری ات چه کسی هست، می گویند مشتری، مشتری ات کیست، اما شما اگر عضو FATF باشی مجبوری بگویی مشتری شما چه کسی است ولی دیگر مجبور نیستی بگویی مشتری مشتری مشتری شما کیست. اینجا محدودیتی پذیرفتی اما این محدودیت را قانونمند کردی!

ظریف در بخش دیگری از سخنانش در پاسخ به این سوال که آیا کوتاه آمدن ما در برجام و رفتار دیپلماسی باعث خروج آمریکا نشد؟ می گوید: الان که اروپایی‌ها و آمریکایی ها خارج نشدند، هر دو هستند! اتفاقا الان دارند یک بازی را انجام می دهند به اسم بازی شماتت! یعنی ما بازی را از دست دادیم.

وی تاکید می کند: من نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم، ولی بازی شماتت را ما در زمان ترامپ بردیم، و این بازی را ما در زمان بایدن به خصوص بعد از دولت (دوازدهم)، باختیم! حالا بعد از اینکه شما بازی شماتت را باختی الان دیگر اگر دوباره آمریکا رفت به شورای امنیت یک رای نمی آورد. یعنی اگر اروپا، اسنپ بک کند نه آمریکا به وتو نیاز دارد نه انگلیس، نه فرانسه برای اینکه قطعنامه 9 رای نخواهد آورد.

ظریف همچنین تصریح می کند: بر اساس منشور ملل متحد شما در شواری امنیت هیچ قطعنامه ای با کمتر از 9 رای تصویب نمی شود. وِتو مرحله بعد است، یعنی اگر 9 رای آورد وتو نیاز است، آمریکا و اروپا می‌توانند رای ممتنع بدهند. روسیه و چین را داریم و حداکثر 4 کشور دیگر که رای بدهند به نفع ایران. آیا این وضعیت پارسال هم بود؟ یقینا نبود و خود این برای آمریکا هزینه ایجاد کرد.

وزیر امور خارجه دولت سابق ادامه می دهد: آنچه که باعث می‌شود آمریکا نتواند شما را تحریم کند نه قطعنامه است نه اخلاق آنها، این است که از تحریم شما چقدر ضرر کنند. آمریکا وقتی می‌خواست نفت ایران را تحریم کند بازار جهانی را از نفت ما بی نیاز کرد و این وضعیت درست شدنی نبود جز در این قضیه روسیه که آن هم نکاتی دارد.

ظریف در بخش دیگری می گوید که ما خیال کردیم اگر تنش در خلیج فارس بالا برود نفت 150 دلار می شود، اما نفت چقدر شد؟ مفت شد، برای این که آمریکا کل ذخایرش در بازار ریخت.

وی در ادامه نکاتی را هم درباره مصوبه لغو تحریم ها بیان می کند و می گوید: آن کسی که خیال می‌کرد ظریف می‌خواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود، آن کسی که این مصوبه را دنبال کرد و می‌خواست خودش کاندیدای ریاست جمهوری شود نمی‌دانست نه خودش می شود نه ظریف قصد کاندید شدن داشت.

ظریف در بخش دیگری هم با اشاره به شهادت شهید فخری زاده، می‌گوید: شهید فخری زاده یکی از بی‌مبالات‌ترین آدم‌ها در حوزه امنیت است، یعنی به هیچ شکل، گوش به حرف نمی‌داد، الان محافظان من اینجا نشستند، از پایین به من می‌گویند بیا توی این اتاق، می گویم چشم! می‌گویند نیا، می گویم چشم، اما شهید فخری زاده گوش نمی‌کرد یعنی اسرائیل هر وقت می‌خواست می‌توانستند ایشان را بزند.

وزیرخارجه دولت سابق ادامه می‌دهد: یعنی اسرائیل فخری زاده را زد، که برجام را نابود کند، همزمان داد که توییت بزنند جواب کشتن فخری زاده توسط برجام است. حالا ما هم یک مصوبه مجلس تصویب کردیم، که امروز اگر ایران به توافق برسد باید از آن مصوبه برود پایین. زیرا امکان اجرای آن مصوبه قطع برجام است.کِی اسرائیلی‌ها ایشان را ترور کردند؟ بعد از انتخاب بایدن به عنوان رئیس جهمور. بعد ما که قانون مبارزه راهبردی و همان تحریم راهبردی را نمی‌دانم چه چرتی است اسمش، تصویب کردیم در واقع در پاسخ به کشتن فخری زاده توسط اسرائیل ضد برجام بود.

وی تاکید می کند: آن کسی که این مصوبه را دنبال کرد، آن بدبخت خیال می‌کرد، ظریف می‌خواهد کاندید ریاست جمهوری بشود و می‌خواست خودش کاندید ریاست جمهوری شود، نمی‌دانست نه خودش میشود نه ظریف قصد کاندید شدن داشت.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.